ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

نقد فیلم هزارپا, هزارپایی که می لنگد

ایمان باقری
۵ ماه پیش - ۳ دقیقه مطالعه
امتیاز منتقد به فیلم :

گاهی اوقات بعضی از سریالهای چند قسمتی را به دلایل مختلف تبدیل میکنند به  یک فیلم سینمایی معمولا هم این تغییر ظرف روایی موفق از آب در نمی آید.  وقتی فیلم هزارپا را میبینی همین حس به شما دست میدهد که انگار سازندگان آن   به ضرب و زور خواسته اند چنین کاری کنند. این بلاتکلیفی در تشخیص قالب  درست روایی برای چنین فیلمنامه پر شاخ و برگی گویا تا زمان فیلمبرداری هم  وجود داشته و این خامدستی برای داوودی به عنوان فیلمساز با تجربه باعث تاسف  است. گویا در...

گاهی اوقات بعضی از سریالهای چند قسمتی را به دلایل مختلف تبدیل میکنند به  یک فیلم سینمایی معمولا هم این تغییر ظرف روایی موفق از آب در نمی آید.  وقتی فیلم هزارپا را میبینی همین حس به شما دست میدهد که انگار سازندگان آن   به ضرب و زور خواسته اند چنین کاری کنند. این بلاتکلیفی در تشخیص قالب  درست روایی برای چنین فیلمنامه پر شاخ و برگی گویا تا زمان فیلمبرداری هم  وجود داشته و این خامدستی برای داوودی به عنوان فیلمساز با تجربه باعث تاسف  است. گویا در نهایت در اتاق مونتاژ دوستان از بلاتکلیفی درآمدند و خواستند  از آن همه راش یک فیلم 120 دقیقیه ای بیرون بکشند که خوب نوش دارو بعد از  مرگ سهراب بی فایده است. محصول روی پرده روند داستانی بریده و نامسجمی دارد  و پیش زمینه ها در روایت کم رنگ یا محو شده اند.
 شاخکهای روایی یا اضافی اند ( قضیه مادر منصور و دایی رضا)  یا گنگ اند( قضیه دزدی کیفی که مشخص نیست چه در آن است و آنهایی که  دنبالشان چه کسایی اند) یا خلق الساعه (ربط  پیدا کردن یک هویی قصه به گروهک  تروریستی) کاراکترها ناپخته اند( رضا و مهسا) یا بی کارکد ( منصور، دایی،  مادر منصور و پسرعمو مهسا) یا در طول روند نا موزون فیلم، بعضی کاراکترها  در دقایق طولانی از فیلم کاملا محو میشوند و بعددر پیچ آخر قصه یه دفعه  ظاهر میشوند (مثل گروهی که دنبال کیف هستن یا پلیسهایی که دنبال رضا و  منصورند) بعضی کارکترهایی به طور کامل محو میشوند گویا دوستان فراموش  میکننده دوباره ظاهرشان کنند( مادر منصور و پسر عمو مهسا) بعضی کاراترها که  ظاهرا قرار است در طول قصه نقشی داشته باشند یکباره ظاهر میشوند(حاج حسن  که گویا پیش آن سکانس مورد نظر نامرئی بوده است) بعض کاراکترها یک مرتبه  رنگ عوض میکنند (نظافتچی آسایشگاه) یا یک هویی تغییر شخصیت میدهند(مهسای  اخلاق مدار در سکانس پایانی به دست پای رضای جیب بر و دروغگو می افتد)
با این همه ایراد در قصه گویی تنها دستاویز ما برای لذت بردن از فیلم  تک  موقعیتهای کمدی و شوخی ها آن میتواند باشد اما فیلم جز در یکی دو سکانسی در  این زمینه هم ناکام میماند خلاقیت و نوآوری در کمدی شاید بیشتر از ژانرهای  دیگر لازم باشد. کمدی های موقعیت در این فیلم  همگی برگرفته از فیلمهای  کمدی سالهای اخیر سینمای ماست از (نان عشق ...،کما، مارمولک، ورود آقایان ممنوع تا نهنگ عنبر) اگر قرار بود به شوخیه لت و پار شدن ماشین شخصی که  عاشق آن است بخندیدم در همان فیلم هها خندیدم اگر قرار بود به نقشه کتک  خوردن از کسی خودت اجیر کردی تا صحنه سازی کنی بخندیم باز هم قبلا به  اندازه کافی خندیدیم. همینطور عشوه و قر و رقص هم دیکر به جای نمکین بودن  مزه ی شوری می دهد. شوخی های کلامی هم زمانی که حای و هوای جنسی به خود  میگیرد موجب خنده ی مخاطب میشوند. خنده ای که بیشتر نوعی واکنش است  به  نزدیک شدن به خط قرمزها.
عاجز بودن فیمساز از ایجاد موقعیتهای کمیک در سکانس تیراندازی نهایی کاملا  مشهود است چنین سکانسهایی میتوانند زمینه خوبی برای کمدی اسلپ استیک باشند  اما متاسفانه اوج کمدی این سکانس نه در کمدی موقعیت بلکه در کمدی کلامی آن  هم به شکل جنسی خلاصه شده است و اون همه تیر و ترقه در کردن صرف شوخی جنسی  دراوردن فندک توسط مهسا از جیب رضا با جمله های نظیر (اونی که فلزیه، نره  رو. هوا ) شده است . منفجر شدن ماشن دایی هم به خاطر تازه نبودن این ایده  شوخی کاملا قابل پیشی بینی بوده و توی ذوق میزند.در آخر هم معلوم نیست چه  گونه این درگیری ختم به خیر میشود ظاهرا فیلمساز محترم چون فکر میکند با  موقعیت درام جدی سر و کار ندارد پس باید روند قصهرا در این لحظه یک مرتبه  رها کند.
در نهایت باید این سوال را از فیلمساز  که همسر خودش تهیه کننده سینماست، پرسید که آیا برای ایجاد کمدی و به  قول خودش شاد کردن دل مردم لازم است تا این حد زنان داخل فیلمت را خوار و  خفیف جلوه دهی؟ زنانی که گویا آنقدر بد شکل، ترشیده یا ابله اند که   لیاقتشان حتی کمتر از دو جیب بر علاف یا راننده مشنگ است جوری که دائم باید  آویزان آنها  یا بازیچه تکه کلامهای جنسیشان باشند.
 

 زمانی که تلقی فیلمساز و حتی مخاطب عامه از سینمای سرگرمی سینمای دورهمی  صرف وقت گذراندن باشد با به کارگیری استدلالهایی همچون (میخوایم دو ساعت مشکلاتمون رو فراموش کنیم و لذت ببریم) وضعیت این سینما بهتر از این  نمیشود. ما یا فیلم خوب داریم یا فیلم بد فیلمی برای تفریح و فیلمی برای  جدیت نداریم ما فیلمی برای تشدید مشکلاتمان یا برای فراموشی مشکلاتمان  نداریم. فیلم خوب هر چه باشد باعث غوطه خوردن ذهن ما در دنیایی که خلق کرده  می شود و در پایان سفر ذهنی مان قطعا ما لذت خواهیم برد چون برای لحظاتی  ار زندگی روتین اطرافمان خارج شده ایم و سرگرم شده ایم. پس بهتر است برای  فراموشی مشکلات یا لذت بردن از سینما در درجه اول فیلم خوب ببنیم. اینگونه  هم لذت برده ایم هم به دیدن هر محصول نازلی تن نداده ایم.  

0

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است

تلفن تماس:

۸۸۳۹۴۲۱۹-۰۲۱

استفاده از مطالب سلام سینما با ذکر منبع مجاز است.

کلیه حقوق این سایت برای سلام سینما محفوظ می‌باشد.

راه های ارتباطی با ما در شبکه های اجتماعی و پاسخ به سوالات شما:

logo-samandehi