نقد فیلم دوئت, DUET, ویرانه ها

۲ ماه پیش

۲ آذر ۱۴۰۰

یاسمن خلیلی فرد

امتیاز منتقد به این اثر: ۵ از ۱۰

فیلم در الگوی روایی خود بر ساختار روایتهای مجزا از زندگیهای چهار شخصیت خود مبتنی شده است و یک مرکز ثقل روایی متمرکز، این چهار آدم را به هم ربط میدهد.

کارگردان : نوید دانش

داستان مینو را روایت می کند که همسرش حامد را به دیدار سپیده می برد زنی که همسرش با او گذشته مشترکی داشته است. این ملاقات یادآوری خاطرات گذشته آن هاست و ... .

«دوئت»فیلمی است که در الگوی روایی خود بر ساختار روایتهای مجزا از زندگیهای چهار شخصیت خود مبتنی شده است و یک مرکز ثقل روایی متمرکز، این چهار آدم را به هم ربط میدهد. درام شروع بدی ندارد. در سکانس آغازین فیلم حامد و مینو (مرتضی فرشباف/ هدیه تهرانی) به مخاطب معرفی میشوندو بعد سکانس مذکور کات میخورد به سکانس کتابفروشی و مواجههیبرنامهریزیشدهی حامد با سپیده (نگار جواهریان). اینکه نسبت کاراکترها در گذشته و رابطهی حال حاضر آنها بهواسطهی این شیوه از انتخاب رمزگشایی میشود علاوه بر غافلگیری پیش آمده برای سپیده برای مخاطب نیز تاحدودی غافلگیرکننده است. دوربین از آنجا به بعد با سپیده همراه میشود تا به واکاوی درونیات و تغییر و تحولات روحی او پس از آن اتفاق بپردازد و خوب هم پیش میرود اما پس از درگیر شدن مسعود(علی مصفا) همسر سپیده با ماجرا دیگر فیلم به ورطه تکرار و سکون میافتد. درام دچار کشآمدگی میشود و بدتر آنکه دیگر موقعیتهای فیلمنامه به قصه تبدیل نمیشوند و فیلم مدام درجا میزند و ریتمی ایستا پیدا میکند.
فیلمنامه ی «دوئت» پتانسیل آن را داشته است که واقعههای مهمی را شکل دهد یا دستکم همین وقایع را به شکل هوشمندانهتری جلو ببرد اما این اتفاق نیفتاده است؛ مثلاً اولین رویارویی مسعود با مینو میتوانست بسیار پختهتر از شکل فعلیاش باشد، دیالوگهای بهتری میتوانستندبین آنها شکل بگیرند و شاهد واکنشهای غافلگیرکنندهتری از سوی مینو باشیم اما این سکانس در شکل فعلیاش هدر رفته است. ضمن آنکه برخی عناصر و المانهای فیلم، نقش کاربردی در درام ندارند. خانهی قدیمیِ درحالِ نوسازیِ زوج اول، گرچه به لحاظ سمبلیک میتواند دلالتگر رابطهی قدیمی و ویرانشدهی مرد و نوسازی آن نمادی از آغاز یک رابطهی نو باشد اما بهطور کلی این حجم از تمرکز روی "خانه" کارکردی در درامندارد و تنها به از ریتم افتادن فیلم منتهی میشود. ضمن آنکه فیلم از طولانی بودن بعضی سکانسهایش لطمه خورده است.
«دوئت» شاید ایدهی اولیهی بکر و دستنخوردهای داشته باشد اما همین ایده برای شکلگیری یک فیلمنامه ی بلند لاغر به نظر میرسد و آثار کمملاتیاش را بر پیکرهی کلی فیلم میتوان دید. درواقع بزنگاههای اخلاقی و احساسیای که آدمهای قصه در آنها قرار میگیرند پتانسیل چندانی برای خلق کنشها و واکنشهای مختلف و پرشاخ و برگ کاراکترها ندارد و همین کم مایگی درام را دچار رکود کرده و امتیازهای خوب اجرایی فیلم را زیر سایه منطق دراماتیکش مخدوش میکند.
«دوئت» اما اجرای تمیز و شستهرفتهای دارد. دکوپاژهای آن به نسبت فیلم اولی بودنِ کارگردانش دقیق و سنجیدهاند و فیلمساز به فرم تصویری قابل اعتنایی دست یافته است.
از دیگر امتیازهای فیلم حفظ وحدت و یکدستی لحن آن است به این معنا که لحن فیلم چندپاره نمیشود و فضای درام نیز در طول روند پیشرفت آن دچار ازهمگسختگی نمیگردد با این حال رفتهرفته فیلمنامه نقصانهای خود را آشکار میکند و فقدان درامپردازی و قصهگویی در فیلم به چشم میآید.
سکون و سردی حاکم بر فضای فیلم موجب آن شده است تا بازیهای درونی بازیگران آن بسیار باورپذیر از آب درآیند. ضمن آنکه دانش در هدایت بازیگران خود کاملاً مسلط عمل کرده است. علی مصفا شبیه مصفای بسیاری از فیلمهای دیگرش است؛ مصمم، متفکر و مملو از سکوتی که در پس آن حرفهای بسیاری نهفته است. هدیه تهرانی یک دگردیسی ظریف درونی را در بازی خود به نمایش میگذارد که بهجا و بهاندازه است و نگار جواهریان این بار بازی درونی موجهی دارد که توداری و سکوتِ پرمعنایِ سپیده را خوب درآورده و از بازیهای بیرونی او متمایز است.
 


نقدهای مرتبط با این اثر

قهرمان (A Hero)
برخلاف نظرات صفر و صدی که پیرامون «قهرمان» شکل گرفته است من نه آن را بهترین فیلم فرهادی می‌دانم و نه ضعیف‌ترین فیلم او.«قهرمان» فیلمی خوش‌ساخت و در سطح استاندارد سینمای این کارگردان است که اگرچه نتوانست من را غافلگیر کند اما در عوض مایوس و ناامیدم هم نکردادامه مطلب
یاسمن خلیلی فرد
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
پسرکشی (filicide)
فیلمنامه نویس احتمالا به منظور رازآلودتر کردن درام، بسیاری از المان های اصلی کار را در هاله ای از ابهام قرار می دهد و با بهره گیری از تمهیداتی (به عنوان مثال اسم نداشتن کاراکترها) می کوشد تا فضای موهوم و پیچیده ی کار را موهوم تر و پیچیده تر کند اما به واسطه ی آن که پاسخی برای چرایی های روایت وجود ندارد بسیاری از این تمهیدات بیش از آن که در مخاطب حس کنجکاوی ایجاد کنند کار را دچار ضعف منطق روایی کرده اند و اثر به جای جذاب شدن الکن شده است.ادامه مطلب
یاسمن خلیلی فرد
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
احضار روح 3: شیطان مرا وادار کرد (The Conjuring: The Devil Made Me Do It)
امتیازی که برای هر سه قسمت از این سه ­گانه می­ توان قائل شد فیلمنامه­ ی آن­هاست. روایت به شکل مرحله ­بندی­شده ای جلو می­ رود و فیلمنامه­ ی دقیق و منطقی هر مرحله را به مرحله­ ی بعد می ­رساند.ادامه مطلب

پربازدیدترین نقدها

انگل (Parasite)
   انگل اگرچه نام یک بیماری در دستگاه گوارش بشر است اما نمونه روانی – سینمایی آن را به خوبی از دوربین بونگ جون هو به تماشا نشستم . فیلم ساز در این اثر با نمایش اخلاقیات در چارچوب شرایط و تلطیف آن بنابر سلیقه شخصیت ها یک روند تکاملی در سیر صعودی روان آدمی را شکسته است . از آنجاییکه همه فیلم های هو و مشخصا : «خاطرات قاتل» و «مادر» در کوشش تغییر اخلاقیات به واسطه شرایط و سائق های شخصی دست و پا می زنند ، «انگل» تا به امروز ضعیف ترین نمونه دیده شده...ادامه مطلب
معین رسولی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
عطر: داستان یک قاتل (Perfume: The Story of a Murderer)
عطر،داستان یک قاتل، فیلمی است برگرفته از کتابی با همین نام اثر پاتریک سوسکیند که پرفروش ترین کتاب سال 1985 نیز بوده است.ادامه مطلب
علی رضایی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
دشمن (Enemy)
نیکی و بدی که در نهاد بشر است، شادی و غمی که در قضا و قدر است، با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل، چرخ از تو هزار بار بیچاره‌تر است.ادامه مطلب
پلتفرم (The Platform)
پلتفرم دارای یک جهان بینی استعاره ای ترسیمی از ماهیت بشر است که علیرغم قرارگیری در ژانر وحشت ممکن است ترس آنی برای مخاطب ایجاد نکند اما ترس عمیقِ ادراکی ایجاد می کند که تامل و تفکر ژرفای مضمونی آن ترس را در ضمیر ناخودآگاهِ مخاطبِ عالی بنا می نهد.ادامه مطلب
آرشیا صحافی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
شکار (The Hunt)
کار اما به اینجا ها ختم نمیشود و فشار روانی و اندوه آنقدر بر لوکاس چیره میشود که شریک زندگی اش و همخانه اش را هم بیرون میاندازد;زیرا وی سوال کرده بود: "آیا تو واقعا با آن دختر کاری کرده ای ؟" اینبار اما این واکنش لوکاس به گنجایش شخصیت او بر میگردد و این قابلیت را دارد که اینگونه واکنش نشان دهد و اینگونه آن دختر را از خانه اش بیرون سازد.به اعتقادم این واکنش از یک منطق پذیری دراماتیک بهره میبرد که به درستی از آن استفاده شده است. همینجا بهتر است...ادامه مطلب

نظرهای منتشر شده