ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

نقد فیلم جزیره سگ ها, Isle of Dogs, سگ های آدم نما یا آدم های سگ نما

عباس مدحجی
۱۹ روز پیش - ۳ دقیقه مطالعه
منبععباس مدحجی
امتیاز منتقد به فیلم :

سگ‌ها، سگ هایی که تا به حال هیچ صاحبی نداشته اند، سگ هایی که گرسنه اند، آن ها که هرگز نوازش نشده اند، سگ هایی که در هیچ دسته‌‌ای از سگ‌ها عضو نیستند، سگ های تنها، سگ هایی که سگ های یک دسته تکه پاره‌شان کرده اند، سگ های مریض، سگ های کشته شده توسط ماموران شهرداری، سگ‌های له شده در کف خیابان که خون‌شان قرمز است، سگ های آزار دیده و رنجور از آدم ها، سگ‌هایی که در حفره یا چاهی می‌افتند و همانجا می‌میرند، سگ‌های دور از شهر، سگ‌هایی که تشنه اند و سگ...

دومین استاپ موشن وس اندرسون بنام جزیره سگها درحالی اکران شد که نظر خیلی از سینما دوستان را به خود جلب کرده بود. وس اندرسون که پیش از این با استاپ موشن آقای فاکس شگفت انگیز (2009 Fantastic Mr. Fox) ثابت کرده بود در استاپ موشن هم حرفهایی برای گفتن دارد اینبار به سراغ سوژه ای سیاسی در بستر فعالیت اجتماعی رفته است.
اندرسون که فیلمش را با موسیقی کوبنده و پارتیزانی آغاز میکند روی اصوات خیلی دقت کرده است. تا آنجا که ادوارد نُرتون و اسکارلت جوهانسن را برای صدا پیشگی بکار گرفته است و صداهای ریزترین جزئیات را با ظرافت تمام انتخاب کرده است.
 

جزیره سگها، بیش از سگها درباره آدمهاست. آدمهایی که روزی رئیس ، مربی ‌یا شاه بودند و امروز بدور از اصالت خویش در جزیره ای سرگردان در حال مرگ و فراموشی هستند. فیلساز، باحوصله شخصیت های داستانش را  پرداخته و نم نم به خورد بیننده میدهد. دیالوگها عمیق، صاف ، دقیق و گاهی طنز گونه نوشته شده اند. این، برای فیلمی که در اغلب سکانسها دیالوگ محور است ، امتیاز جذاب بزرگی ست.
 

ماجرای فیلم در ژاپن اتفاق میفتد. خاندان گربه دوست کوبایاشی با تنفر از سگها ، تمام آنها را به بهانه ی بیماری به جزیره ی زباله ها تبعید میکنند. آتاری ، پسربچه ای آرمانگرا، محکم و سمج برای نجات سگش به جزیره میرود. اینجاست که دو محور مبارزه شکل میگیرد. مبارزه ای مدنی با سبک و سیاق جامعه ی مدرن و رهبری دختر بچه ی مهاجر آمریکایی و مبارزه ای فیزیکی و سنتی با طی مسیری طولانی به رهبری پسر بچه ای شرقی. این دو مبارزه با یک هدف در نهایت به نقطه ای مشترک رسیده که برای پرهیز از اسپویل به آن نمیپردازیم. داستان فیلم در آینده ای نزدیک در یک جزیره می گذرد، آن هم در یک نسخه خیالی از ژاپن. در جزیره سگ ها آلودگی و بیماری جزو عناصر معمول زندگی شخصیت ها است و یک اختلاف طولانی سنتی بین سگ دوست ها و گربه دوست ها برقرار است.
 

یک دار و دسته خود خوانده و به ظاهر دمکراتیک به نام سگ های آلفا به رهبری رکس (ادوارد نورتون)، سگی که در مسابقات ورزشی حضور داشته است به نام رئیس (بیل مری)، یک سگ پرحرف و ناقلا به نام دوک (جف گلدبلوم) و یک سگ ولگرد و تنها به نام فرمانده (برایان کرانستون) که همیشه هشدار می دهد که ممکن است گاز بگیرد، شخصیت های اصلی فیلم را تشکیل می دهند( Sight & Sound ). 
 

وس اندرسن، آخرین‌بار در سال ۲۰۱۴ با فیلم تحسین‌شده «هتل بزرگ بوداپست» در فصل جوایز حضور داشت. اما شصت و هشتمین جشنواره بین‌المللی فیلم برلین انیمیشن جزیره سگها آغاز به کار کرد و جالب اینکه در همین جشنواره وس اندرسون در بین کارگردانان مشهور و فیلم‌های فاخر دیگر توانست جایزه کارگردانی را از آن خود کند. جزیره سگها در محصول ۲۰۱۸ در ژانر درام و فانتزی تا الان توانسته رضایت ۸۲‌درصدی metacriric و ۹۰ درصدی rotten tomatoes را اخذ و رتبه آی ام دی بی ش را به ۸/۲ برساند.  
 

قاب بندی ‌، کلوز آپ ، لانگ شات و هلی شاتها در کنار طراحی صحنه با جزئیات فراوان و عروسکهایی که گاهی در عین کم حرفی ، پیام ها و حس زیادی را منتقل میکنند، اندرسون را یک سرو گردن بالاتر از کارگردانان هم سطح خود قرار داده است.
 

سکانسهای بسیاری در طول فیلم هست که برای مخلطب ایرانی ناآشنا نیست. سناریو هرجا که توانسته گریزی طعنه آمیز به فضای سیاسی امروز جوامع درحال توسعه یا حتی توسعه یافته زده و با به بازی گرفتن مفاهیمی چون رای گیری ، دموکراسی ، تمدن و حتی مفاهیم انتزاعی مثل وفاداری ، محبت و تنفر سعی کرده در عین حفظ جذابیت ، پیامش را در عالی ترین سطح ارتباط با مخاطبش منتقل کند.
همانطور که در ابتدا اشاره شد موسیقی و صدا نقش به سزایی در این اثر اندرسون داشته و تقریبا نصف بار جذب مخاطب در طول فیلم به دوش اسپیکرهای سینماست. ولی انصافا اندرسون در تصویر هم چیزی کم نگذاشته است. با تماشای مجدد فیلم و دقت در پلانها و ساکنسها براحتی میتوان زحمت طراحی این تصاویر بدیع را متوجه شد. دقت در جزئیات امضای همیشگی وس اندرسون در آثارش بوده است.
 

تقابل انسانیت حفظ شده در سگها با حیوانیت بروز پیداکرده در انسانها ، قالب جذابی ست که تبدیلش به یک اثر عمیق برای مخاطب علاقمند و حرفه ای کار آسانی نیست. همزاد پنداری مخاطب با تک تک سگهای جزیره و درک حال کنونیشان باعث خاطره انگیز شدن اثر در ذهن مخاطب میشود.
 

محمد عسکری ساج در مجموعه ی حرفهای درون شعری دارد که با مضمون این فیلم غریبه نیست:
سگ‌ها، سگ هایی که تا به حال هیچ صاحبی نداشته اند، سگ هایی که گرسنه اند، آن ها که هرگز نوازش نشده اند، سگ هایی که در هیچ دسته‌‌ای از سگ‌ها عضو نیستند، سگ های تنها، سگ هایی که سگ های یک دسته تکه پاره‌شان کرده اند، سگ های مریض، سگ های کشته شده توسط ماموران شهرداری، سگ‌های له شده در کف خیابان که خون‌شان قرمز است، سگ های آزار دیده و رنجور از آدم ها، سگ‌هایی که در حفره یا چاهی می‌افتند و همانجا می‌میرند، سگ‌های دور از شهر، سگ‌هایی که تشنه اند و سگ های زخمی در من جمع شده اند و یکی یکی می‌میرند.
 

درپایان، دیدن این فیلم راحت، سریع و دوستداشتنی میتواند برای حداقل ساعتی ذهن شما را به بازی بگیرد و شاید به یادتان بیاورد که آسمان همه جا همین رنگ است ، حتی جزیره ی سگها.

0

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است

تلفن تماس:

۸۸۳۹۴۲۱۹-۰۲۱

استفاده از مطالب سلام سینما با ذکر منبع مجاز است.

کلیه حقوق این سایت برای سلام سینما محفوظ می‌باشد.

راه های ارتباطی با ما در شبکه های اجتماعی:

logo-samandehi