نقد فیلم قهرمان, A Hero, یک قهرمان ناتمام

۲۵ روز پیش

۱۹ آبان ۱۴۰۰

غفور احمدی

امتیاز منتقد به این اثر: ۶ از ۱۰

فیلم قهرمان پروژه‌ای از اصغر فرهادی برای ارائه یک استدلال در راستای نسبی بودن مفهوم قهرمان است. فرهادی برای این قصد، طبیعتاً با ارائه روایتی، که با محوریت شخصیت اصلی داستان پیش می‌رود، باید درباره چیستی مفهوم قهرمان پرسش ایجاد کند. در آثار او، معمولا همین پرسش‌ها راه را برای به چالش کشیدن مفهوم مورد نظرش، که این‌جا مفهوم قهرمان است، هموار می‌کنند.

- /۱۰
امتیاز سلام سینما

از ۰ رای

امتیاز دهید :

«قهرمان» درباره شخصیتی به نام رحیم است که به دلیل ناتوانی در بازپرداخت بدهی در زندان به سر می برد اما طی دو روز مرخصی در تلاش است شاکی خود را با دادن بخشی از بدهی متقاعد به پس گرفتن شکایت کند. هر چند که اتفاق‌ها آنگونه که برنامه‌ریزی شده پیش نمی‌رود.

فیلم قهرمان پروژه‌ای از اصغر فرهادی برای ارائه یک استدلال در راستای نسبی بودن مفهوم قهرمان است. فرهادی برای این قصد، طبیعتاً با ارائه روایتی، که با محوریت شخصیت اصلی داستان پیش می‌رود، باید درباره چیستی مفهوم قهرمان پرسش ایجاد کند. در آثار او، معمولا همین پرسش‌ها راه را برای به چالش کشیدن مفهوم مورد نظرش، که این‌جا مفهوم قهرمان است، هموار می‌کنند.

مشخصه شخصیت‌پردازی آثار فرهادی این است که تعمداً قابلیت قهرمان شدن شخصیت‌های اصلی را از آن‌ها سلب می‌کند. اما در این‌ اثر که موضوع اصلی چیستی قهرمان است، چنین روشی را چگونه باید به کار برد؟ آیا بدون خلق یک قهرمان خاص در قصه، به چالش کشیدن مفهوم عام قهرمان، امکان دارد؟

فرهادی برای حل تناقض مذکور اگر مسیر موفقی را طی می‌کرد، این فیلم به مثابه گسستی در کارنامه او محسوب می‌شد. در این راستا او متد آشنا اما بسیار مناسبی را انتخاب کرده است؛ تبدیل یک قهرمان به یک ضدقهرمان. اگر این الگو با موفقیت دنبال می‌شد، همه‌چیز برای روایتی در راستای هدف، که استدلالی در نسبی بودن مفهوم قهرمان است، مهیا بود. اما این فیلم با این‌که یک آغاز حساب‌شده و دقیق دارد، از نقطه‌ای سقوط می‌کند و از دست می‌رود!

در نیمه ابتدایی فیلم همه‌چیز خوب پیش می‌رود، و در سیر قهرمان به ضدقهرمان، آن نسبی‌گرایی با یک روند باحوصله پررنگ‌تر می‌شود. آن پرسش اصلی، همراه با شخصیت اول فیلم، در حال شکل‌گیری‌ست. عمل قهرمانانه، آیا واقعا از او قهرمان ساخته است یا نه؟ برای عمق بیشتر این پرسش، عناصر مختلفی با ورود طبیعی به روایت، اثر می‌گذارند. اعتراف‌ خود شخصیت (جدیدی)، افشاگری‌های شخصیت طلبکار (تنابنده)، مبالغه‌های جامعه و رسانه‌؛ به واسطه این موارد عمل  قهرمانانه داستان با موفقیت دچار شبهه می‌شود.

این حرکت تدریجی، الگوی «قهرمان به ضدقهرمان» را خوب پیش می‌برد. تا آن‌جا که قهرمان این قصه با مسئله فرمانداری درگیر می‌شود و باید خود را اثبات کند، همه چیز با قصه، و نه شعار، جلو رفته است. اما انگار پس از سکانس درگیری جدیدی و تنابنده با یک فیلم دیگر مواجه هستیم! درست در این نقطه سقوط شروع می‌شود.

دیگر به‌جای پی گرفته شدن گره اصلی قصه، که باید سرنوشت سکه‌ها و آن زن محوشده باشد، با تزریق مفاهیمی گل‌درشت مواجه هستیم. این باعث می‌شود که حفره‌هایی در قصه باقی بماند، مثلاً اینکه صاحب اصلی سکه‌ها کجاست و با وجود رسانه‌ای شدن این قضیه چرا خود را نشان نمی‌دهد؟ و یا اگر آن زن که دیدیم خودش صاحب سکه‌هاست، پس همه آن‌چه که پس از شبهه ایجادشده دیدیم، عبث بوده است!

مسئله این است که فرهادی از این‌جا به بعد تغییر شیوه خود را پس می‌گیرد. و با این استدلال که حل این حفره‌ها بر عهده مخاطب است، قصه را رها کرده و روایتی دیگر را پی‌ می‌گیرد. پس شعارهایی درباره خیریه، زندان و اخلاق، جای آن روایت حساب‌شده را می‌گیرد! از این‌جا به بعد ما دیگر نه «قهرمان» داریم، نه «ضدقهرمان» و نه داستان.

تا پایان فیلم دیگر انگار فقط شخص فرهادی است که حضورش حس می‌شود‌. که انگار تصمیم گرفته - احتمالاً من‌باب خوشایند اسکار و طرفداران خاص خود - آن شیوه امتحان‌شده‌اش در رها کردن روایت و کامل نشدن آن برای زیاد شدن دوز نسبی‌گرایی را دنبال کند. پس فیلمی که می‌توانست بهترین اثر او باشد را به مسلخ ‌برد. حیف!


نقدهای مرتبط با این اثر

پربازدیدترین نقدها

معین رسولی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
عطر: داستان یک قاتل (Perfume: The Story of a Murderer)
عطر،داستان یک قاتل، فیلمی است برگرفته از کتابی با همین نام اثر پاتریک سوسکیند که پرفروش ترین کتاب سال 1985 نیز بوده است.ادامه مطلب
انگل (Parasite)
   انگل اگرچه نام یک بیماری در دستگاه گوارش بشر است اما نمونه روانی – سینمایی آن را به خوبی از دوربین بونگ جون هو به تماشا نشستم . فیلم ساز در این اثر با نمایش اخلاقیات در چارچوب شرایط و تلطیف آن بنابر سلیقه شخصیت ها یک روند تکاملی در سیر صعودی روان آدمی را شکسته است . از آنجاییکه همه فیلم های هو و مشخصا : «خاطرات قاتل» و «مادر» در کوشش تغییر اخلاقیات به واسطه شرایط و سائق های شخصی دست و پا می زنند ، «انگل» تا به امروز ضعیف ترین نمونه دیده شده...ادامه مطلب
علی رضایی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
دشمن (Enemy)
نیکی و بدی که در نهاد بشر است، شادی و غمی که در قضا و قدر است، با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل، چرخ از تو هزار بار بیچاره‌تر است.ادامه مطلب
پسر - مادر (son - mother)
«مهناز محمدی» کارگردانی خوش‌سلیقه است که شوق او برای پرداختن به مسائل اجتماعی مرا به یاد «رخشان بنی اعتماد» می‌اندازد. او یک گروه فنی بسیار حرفه‌ای را در کنار خود دارد. یکی از آنها فیلمبردار «پسر-مادر» یعنی «اشکان اشکانی» است که موقعیت‌های ساده را نورپردازی خلاقانه‌ی خود تبدیل به سکانس‌های رویایی می‌کند و اتمسفری خلاقانه را به فضای فیلم می‌بخشد.ادامه مطلب
گشت ارشاد 3
بهنام بانی و شادمهر عقیلی هرچند بلحاظ موسیقایی، کاملا متفاوت از یکدیگرند ولی در تجربه بازیگری یک وجه اشتراک دارند که به نوعی خوش‌شانسی آنها محسوب می‌شود.ادامه مطلب

نظرهای منتشر شده