نقد فیلم ارسال آگهی تسلیت برای روزنامه, Sending a Condolences Ad for Newspaper, قابل درک اما نه قابل لمس

۴ سال پیش

۱۳ شهریور ۱۳۹۶

فیلمساز در چیدمان میزانسن ها و جایگاه ناظر بر ماجرا،نقاطی را انتخاب کرده که با کاراکترها ایجاد فاصله می کند...

کارگردان : ابراهیم ابراهیمیان
- /۱۰
امتیاز سلام سینما

از ۰ رای

امتیاز دهید :

ریحان و طاها مدتی است به واسطه یک آگهی در روزنامه مشغول پرستاری از پیرمردی به نام منوچهر آصف هستند. به زودی در خانه آصف حوادثی رخ می‌دهد که طاها و ریحان را دچار استیصال کرده و آنها را بر سر دو راهی تصمیم‌گیری قرار می دهد.

 فیلم هایی هستند که در ظاهر بسیار راحت،گویا و قابل فهم و هضم اند و به نظر می رسند همانی هستند که دیده می شوند. در دل همین فیلم ها ، هستند آثاری که نیاز به توضیحات دارند،یعنی آن قدر ویژگی در پس ظاهر ساده شان نهفته است که نیازمند تفسیر و تحلیل می شوند؛ مثل اینکه چرا در شروع فیلم «ارسال آگهی تسلیت برای روزنامه»،طاها (صابر ابر) لبه بالکن یا پشت بام نشسته است؟ و یا در پایان،او و ریحان (نازنین بیاتی) در ایستگاه اتوبوس در خیابانی خیس به انتظار نشسته اند؟ فیلم ارسال «آگهی تسلیت برای روزنامه»، درباره مسائل اجتماعی است. اجتماعی که در فیلم به محدوده یک خانه تعمیم داده شده‌است و به جز همان نمای آخر،محیط بیرون دیده نمی شود.همه چیز کوچک شده در این خانه،همه مسائل زیستی و مربوط به انسان و انسانیت در یک خانه قدیمی تودرتو خلاصه شده‌است .خانه به نشانه جامعه،رنگ و روی خوشی ندارد و طراوت از هیچ جایش نمی بارد. بسیاری از فیلم هایی که پسوند اجتماعی را یدک می کشند از این امتیاز برخوردارند که می توانند بهتر با مخاطبان ارتباط برقرار کنند.چون مسائلی قابل لمس اند،اما ارسال آگهی … علاوه بر جنبه های قابل درک،لزوما قابل لمس نیست.نقاط اوج و تحول فیلم،هر کدام به نوبه خود،شوک و هیجانی غیر منتظره می دهند و این تلنگر در ذهن ما  زده می شود که چرا طاها دست به چنین عملی می زند؟ عملی که در آن شرایط ناگوار که قدرت اتخاذ تصمیم از او سلب شده،هم می تواند درست و شاید انسانی تلقی شود و هم عملی غیر اخلاقی و حتی بیمارگون به حساب آید .اینکه دو آدم از شروع زندگی مشترک‌شان چند صباحی نگذشته می توانند روزها و شب‌ها را در کنار یک جسد زندگی کنند،از آن دست کاراکترهایی است که مثلا می توان در کارهای میشائیل هانکه یافت. فیلمساز در چیدمان میزانسن ها و جایگاه ناظر بر ماجرا،نقاطی را انتخاب کرده که با کاراکترها ایجاد فاصله می کند. انگار که ما (دوربین) از پتانسیل خشونتی که در طاها و ریحان و بعدا دختر منوچهر آصف (پریوش نظریه ) وجود دارد،پیشاپیش آگاه است، همواره دوربین جایی پنهان است،حتی در لحظه هایی که به هیچ وجه خشونت آمیز جلوه نمی کند؛ مثل صحنه ای که طاها، پیرمرد را پاشوره می کند و بلافاصله در نمای بعد،دوربین بیرون اتاق و در تاریکی قرار دارد و در درون اتاق طاها و ریحان در حال واکردن و حلقه زدن کاموا و صحبت درمورد مبلغی هستند که قرار بوده دختر آصف برایشان بریزد .فیلم با تکیه بر نشانه ها،جامعه ای را می نمایاند که آدم هایش برای رفع نیازها و کمبودها در تلاش اند و به نظر می رسد مانع جدی این وضعیت نیز خودشان هستند.تصویری دردناک و مملو از جنبه های سیاه و هراس انگیز زندگی . در صحنه ای که منوچهر آصف از حال رفته و دستش از تخت آویزان است و طاها به سویش می دود،به وضوح به این مضمون پهلو می زند: کپسول اکسیژن خالی است و او مجبور است پیرمرد را به سمت پنجره به مفهوم رهایی از آن فضا بکشاند تا او هوای تازه استشمام کند،اما دست طاها،البته در ظاهر برای مراقبت و راحتی و تکیه گاه پیرمرد جلوی آصف را گرفته،اما همچون بندی است که اجازه بیشتر پیش رفتن را از او سلب می کند.خانه در فیلم اصلا جای امنی نیست و بیشتر اوقات و در لحظه های بحرانی فیلم،طاها و ریحان در جاهای امنی مثل درگاه اتاق ها- جایی که هنگام وقوع زلزله،امن ترین مکان است- قرار می گیرند.فیلم با همین تخیل های گاه تلخ و اندیشه های گاه تندش و فضاهای سیاه و بی رنگش جلوه می کند و حرف می‌زند. اینکه چگونه انسان می تواند تحقیر شود؟ فیلم تهی شدن آدم ها از ماهیت انسانی خود را به صراحت تصویر می کند.طاها و ریحان در قبال دست یافتن به مبلغی که می تواند به خانه دار شدنشان بیانجامد و دختر آصف در ازای به دست آوردن خانه پدری و دفع شر طلبکاران .  و فیلمساز برای آنکه در ظاهر بار این صراحت را کم کند ، صحنه هایی گنجانده نظیر غسل و نمازی که طاها برای پیرمرد می خواند و یا خلوتی که دختر،با پدر درگذشته در وان حمام انجام می دهد. نکته قوت فیلم،نشان دادن کاراکترهایی است متفاوت با نمونه های مشابه که در موقعیت های مشابه زندگی ،دست به کارهای غیر متعارف و ناهمگون می زنند.


نقدهای مرتبط با این اثر

شهرزاد 3 (shahrzad 3)
مرگ بهبودی در عمارت مخوف خودش درحالیکه عکس همسرش را در آغوش گرفته اتفاق می افتد و این خودش نشانه ای است از عدم تطهیر او.بهبودی در خانه و نه در کنار همسر بلکه با عکس او می میرد. و قباد بیرون از عمارت خود و در کنار خود واقعی شهرزادادامه مطلب
یک روز طولانی
اگر بخواهم بهتر توضیح دهم این مثال را میزنم که فیلم فوق شبیه رمانی امروزی است که در آن رمان نویس هنوز عشق را با قلب تیرخورده و دلتنگی را با غروب خورشید و اشک را با خون تشبیه می کند! ...ادامه مطلب

پربازدیدترین نقدها

عرشیا برجعلی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
پرندگان (The birds)
پس از شصت سال، هنوز مبهوت کننده و نفس گیر. کمتر فیلمی را مخصوصا در ژانر ترسناک میتوان پیدا کرد که حتی برای بار دوم، با وجود اطلاع تام بیننده از وقایع پیش رو، هنوز بتواند او را میخکوب کند. فیلم «پرندگان» هیچکاک شاهکاری است که با جلوه های ویژه اگزجره و به ظاهر پرطمطراق یا افکت های صوتی و موجودات خیالی مخاطب را به هراس نمی کشد، بلکه با چیزی این کار را می کند که شاید کسی فکر ترسیدن از آن را هم نکند!ادامه مطلب
انگل (Parasite)
   انگل اگرچه نام یک بیماری در دستگاه گوارش بشر است اما نمونه روانی – سینمایی آن را به خوبی از دوربین بونگ جون هو به تماشا نشستم . فیلم ساز در این اثر با نمایش اخلاقیات در چارچوب شرایط و تلطیف آن بنابر سلیقه شخصیت ها یک روند تکاملی در سیر صعودی روان آدمی را شکسته است . از آنجاییکه همه فیلم های هو و مشخصا : «خاطرات قاتل» و «مادر» در کوشش تغییر اخلاقیات به واسطه شرایط و سائق های شخصی دست و پا می زنند ، «انگل» تا به امروز ضعیف ترین نمونه دیده شده...ادامه مطلب
علی رضایی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
دشمن (Enemy)
نیکی و بدی که در نهاد بشر است، شادی و غمی که در قضا و قدر است، با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل، چرخ از تو هزار بار بیچاره‌تر است.ادامه مطلب
معین رسولی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
عطر: داستان یک قاتل (Perfume: The Story of a Murderer)
عطر،داستان یک قاتل، فیلمی است برگرفته از کتابی با همین نام اثر پاتریک سوسکیند که پرفروش ترین کتاب سال 1985 نیز بوده است.ادامه مطلب
امیررضا صفائی تبار
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
پوست (skin)
اگر فیلم کوتاه حیوان را دیده باشید فیلم از همان مولفه ها و همان نمادها را دارد. نماد های بومی گرایی فیلم مانند شیر در فیلم می بینیم. بیان تعلیق و کشمکش های عمیق از خصوصیات خوب این فیلم است.ادامه مطلب
پلتفرم (The Platform)
پلتفرم دارای یک جهان بینی استعاره ای ترسیمی از ماهیت بشر است که علیرغم قرارگیری در ژانر وحشت ممکن است ترس آنی برای مخاطب ایجاد نکند اما ترس عمیقِ ادراکی ایجاد می کند که تامل و تفکر ژرفای مضمونی آن ترس را در ضمیر ناخودآگاهِ مخاطبِ عالی بنا می نهد.ادامه مطلب

نظرهای منتشر شده