ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

نقد فیلم لانتوری, lantouri, نگرشی به فیلم "لانتوری"

زهره نبی زاده
۳ سال پیش - ۳ دقیقه مطالعه
منبعروزنامه اسرار - 24 شهریور 1395
امتیاز منتقد به فیلم :

پاشا (نوید محمد زاده) جوانی است که در جریان کارهای خلاف با یک دختر (باران کوثری) و دو پسر خلاف دیگر (بهرام افشاری) و (مهدی کوشکی) آشنا می شود و یک گروه کوچک تبه کاری که بعدا لانتوری نامگذاری می شود را تشکیل می دهند. در این میان پاشا دلداده مریم (مریم پالیزبان) که یک روزنامه نگار و فعال اجتماعی است، می شود. پاشا مریم را در تهیه خبر از خلافکاران کمک می کند و در ادامه ...

 

نگرشی به فیلم "لانتوری"

پاشا (نوید محمد زاده) جوانی است که در جریان کارهای خلاف با یک دختر (باران کوثری) و دو پسر خلاف دیگر (بهرام افشاری) و (مهدی کوشکی) آشنا می شود و یک گروه کوچک تبه کاری که بعدا لانتوری نامگذاری می شود را تشکیل می دهند. در این میان پاشا دلداده مریم (مریم پالیزبان) که یک روزنامه نگار و فعال اجتماعی است، می شود. پاشا مریم را در تهیه خبر از خلافکاران کمک می کند و در ادامه ...

به نظر می رسد رضا درمیشیان سازنده "لانتوری" خود را از نسلی سوخته می داند و باور دارد که برخی از هم نسلان وی ناخواسته به سمت تباهی رانده شده اند و دست به اعمال غیر عقلانی و خلاف می زنند. فیلمساز برای نشان دادن این اندیشه ی خود ذیل آسیب های اجتماعی دو رویداد که شاید بر گرفته از واقعیات باشد را انتخاب کرده و به تصویر می کشد. یکی گروه های خرد تبه کاری و دیگری قتل، ضرب و جرح و خسارت های جسمی و روحی ناشی از آن است. درمیشیان ساختاری سه قسمتی را برای این منظور انتخاب نموده است او در قسمت اول به شخصیت پردازی و چگونگی شکل گیری اتفاقی و غیر سازمان یافته یک گروه خرد تبه کاری می پردازد و آن قسمت را به سبک یک گزارش مستند با دوربین کاشته و مصاحبه پی می گیرد. سپس در قسمت سوم به گونه ی روایی/مستند به مسئله اسید پاشی، دادگاه، دیدگاه های مختلف در مورد قصاص و مراسم قصاص می پردازد. فیلمساز این دو قسمت را با یک روایت عاشقانه بین پاشا از گروه تبه کاری و مریم که یک فعال اجتماعی است و بدنبال رضایت گرفتن برای محکومین اعدامی قصاص است، پیوند می زند.

رضا درمیشیان، جوانی دردمند و عدالتخواه است و رد پای این دردمندی را در سه فیلم بلند او می توان به روشنی دید و به تعبیری از گفته های وی این دغدغه را در فیلم هایش فریاد می زند. او مانند بسیاری از دلسوزان این سرزمین درد ناشی از شکاف و فشار طبقاتی را می بیند و راه چاره را در فریاد این درد می داند تا شاید کسی پیدا شود، نسخه ای بپیچد و مردم را از چپاول عده ای بی رحم و متجاوز به اموال عمومی که باعث این شکاف اند، نجات دهد. فیلمساز محترم، شاید نشان دادن همین اندازه نشانی از درد و رنج در گذشته ای نزدیک کار جسورانه ای بود اما با تکرار فیلم هایی از این دست، در چند سال گذشته این مضمون تازگی و اثرگذاری خود را از دست داده و خلاف نیت سازندگان آنها شاید کم کم به یک سوپاپ اطمینان تعبیر وتفسیر شوند.

به نظر می رسد دوره ی ناله و فریاد و دنبال کوه قاف و سیمرغ گشتن را باید پشت سر گذاشت. دوره ای که در آن به راحتی می توان برچسب مخالف خوانی و سیاه نمایی خورد یا در بهترین حالت می توان متهم به تقدیر گرایی و توجیه خلاف و خلافکاری شد. فیلمساز گرامی بهتر نبود به جای شرح حال پیدایش گروهی خرد و مفلوک از موضع جلب ترحم و دفاعی، چگونگی شکل گیری، نفوذ و بازتولید یکی از گروه های سازمان یافته فساد اقتصادی و کلان در معرض دید و آگاهی مردم قرار می گرفت؟ سینماگران دردمند با ابزار پیشرفته و موثر فیلم شاید مدت ها پیش می بایست از دوره رو به بی تاثیری آه و ناله گذر کرده و به دوران روشنگری و آگاهی بخشی وارد می شدند. اما به هیچ روی دیر نیست و زمان ازدست نرفته است و برعکس اگر این گونه فیلم سازی در گذشته می توانست ریسک بالایی داشته باشد اما در حال حاضر که اولویت همه در مبارزه و نابودی ریشه ای فسادهای کلان و سازمان یافته است فرصت مناسبی است تا ازاین لاک دفاعی بیرون آمد. در بسیاری از مشکلات اجتماعی و با وجود دیدگاه های متفاوت نمی توان نسخه ای نوشت بلکه موشکافی دقیق مسائل بخش مهمی از راه حل به شمار می آید اینجاست که وجود دردمندانی مانند شما می تواند مغتنم باشد. اکنون پیدایش چنین فیلم هایی در همه ژانرها نه تنها سیاه نمایی محسوب نخواهد شد بلکه می تواند روشنگر افکار باشد و حمایت مردمی را پشتوانه ای برای دست اندرکاران مبارزه واقعی با مفسدان اقتصادی قرار دهد.

چاپ شده در روزنامه اسرار - 24 شهریور 1395

0

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است