ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

یادداشتی بر فیلم امروز, today, حرفی برای امروز

نوید اشرفی
۵ سال پیش - ۲ دقیقه مطالعه
امتیاز منتقد به فیلم :

امروز فیلم دیگری است از رضا میرکریمی کارگردان فیلم هایی نظیر زیر نور ماه ، خیلی دور خیلی نزدیک ، به همین سادگی و... . کارگردانی که همیشه عادت داشته است به سراغ شخصیت هایی برود که شاید در نگاه اول انسان هایی ساده و بی آلایش برسند اما در نگاهی دقیق تر پرسوناژ هایی پیپیده دارند. پیچجیدگی هایی درونی و غیر قابل لمس که اکثرا به صورت بحران روانی نمود پیدا می کنند. همانطور که سید حسن ، طلبه جوان زیر نور ماه ، در رابطه با راهي كه رفته و ادامه ي آن با...

امروز فیلم دیگری است از رضا میرکریمی کارگردان فیلم هایی نظیر زیر نور ماه ، خیلی دور خیلی نزدیک ، به همین سادگی و... . کارگردانی که همیشه عادت داشته است به سراغ شخصیت هایی برود که شاید در نگاه اول انسان هایی ساده و بی آلایش برسند اما در نگاهی دقیق تر پرسوناژ هایی پیپیده دارند. پیچجیدگی هایی درونی و غیر قابل لمس که اکثرا به صورت بحران روانی نمود پیدا می کنند. همانطور که سید حسن ، طلبه جوان زیر نور ماه ، در رابطه با راهي كه رفته و ادامه ي آن با خود دچار تناقض هايي مي شود و از ملبس شدن سرباز مي زند و دکتر عالم ، پزشک خیلی دور خیلی نزدیک ، بر اثر حادثه اي موقعيت هاي حرفه اي خود را رها مي كند و از ميان كوير مي گذرد تا به فرزندش نزديك شود و طاهره ی به همین سادگی که به دنبال آن است كه محيط آرامي در خانه برايش ايجاد شود اما به خاطر سفر دخترشان و مجلس عروسي كه در همسايگي آنها در جريان است، با مشكلات زيادي روبرو مي شود ، این بار هم یونس ، راننده تاکسی گوشه گیر و کم حرف امروز هم پر است از تناقضاتی که تفاوت های دنیای بیرونی و درونی او مسبب آن شده اند و همین عامل باعث شده است که به سختی مخاطب با یونس همذات پنداری کند. یونس شخصیتی است که شاید در نگاه نخست ناامید به نظر برسد. اما در کنش ها و رفتار او که اغلب همراه با سکوت است نشانه های خیلی کوچکی از امید هم دیده می شود(برخوردی که با دخترکوچک سرپرستار دارد) رفتارهایی که ثابت می کند که بهتر است بگوییم که او نسبت به جامعه کنونی اش ناامید است. نگاه کنید به سکانس ابتدایی که بی اخلاقی مرد مسافر و استفاده او از الحاظ رکیک (که این روزها حتی کسانی که داعیه فرهنگی بودن دارند از کاربردشان ابایی ندارند) را تاب نمی آورد و او را یاده می کند و در جایی دیگر که به نظر عادی می رسد وقتی موتورسواری با ماشینش برخورد میکند از کوره در برود، باز هم سکوت پیشه میکند و حتی تا لحظات پایانی فیلم تنها شخصی باقی می ماند که نسبت به صدیقه و فرزندی که در راه دارد گمان بد نمی برد و در مقابل حدس و گمان دیگران هم حرفی برای گفتن ندارد و باز هم سکوت میکند. سکوتی سرشار از ناگفته ها و مبهم. ابهامی که گوشه هایی از آن با شخصیت پردازی قطره ای و کم اثر فیلنامه در مورد گذشته و زندگی شخصی یونس پر می شود. پیشینه ی جبهه ، شناختی که از معماری بیمارستان دارد که می شود گمان برد که انگار مجروحیتی که آثاری از آن در لنگ لنگ راه رفتنش هویداست در همین بیمارستان مورد درمان بوده است و خرده سرنخ هایی که از بچه دار نشدن او دستگیر مخاطب می شود. همه این ها به شخصیت یونس جلوه ای خداگونه و اهورایی می دهد. تصویری که انگار تعمدا ساخته شده است تا تاسف بخورد به حال جامعه ای که حتی جلوه های خداگونه اش هم در در مقابل زشتی ها و پلشتی های آن چاره و راه کاری جز سکوت و تاملی انفعال منشانه ندارند. امروز حرفی است برای امروز. حرفی که سعی کرده است نوشدارویی قبل از مرگ سهراب باشد. و در این راه حداقل از منظر نگارنده و اعضای آکادمی اسکار ایران که این فیلم را به عنوان نماینده ایران در اسکار 2015 برگزیده اند ، موفق بوده است

0

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است