نقد فیلم آخرین دوئل, The Last Duel, شجاعِ بی دل

۲ ماه پیش

۱۱ آذر ۱۴۰۰

علی رفیعی وردنجانی

امتیاز منتقد به این اثر: ۸ از ۱۰

   آخرین دوئل ساخته رایدلی اسکات فیلمی شریف درباره انسانیت است که جذابیت آن به زنانگی های زیرمتن مرتبط می شود. مبارزه یک زن برای استرداد نفس پاک خود به صورتی در این اثر نمود پیدا کرده که توحش در قرون وسطی را توجیه می کند. این مهمترن پیام فیلمی است که می خواهد از حقوق انسانی یک زن حرف بزند. مسئله ای که در فیلم مطرح می شود با توجه به آن که از روی داستانی اقتباس شده روایت دیروز و یا امروز نیست. تصادفی است که در هر زمان و در هر جغرافیایی به اشکال...

پادشاه چارلز ششم دستور می‌دهد تا شوالیه «ژان دو کاروژ» با یک دوئل، اختلاف خود را با دوستش حل کند.

  

آخرین دوئل ساخته رایدلی اسکات فیلمی شریف درباره انسانیت است که جذابیت آن به زنانگی های زیرمتن مرتبط می شود. مبارزه یک زن برای استرداد نفس پاک خود به صورتی در این اثر نمود پیدا کرده که توحش در قرون وسطی را توجیه می کند. این مهمترن پیام فیلمی است که می خواهد از حقوق انسانی یک زن حرف بزند. مسئله ای که در فیلم مطرح می شود با توجه به آن که از روی داستانی اقتباس شده روایت دیروز و یا امروز نیست. تصادفی است که در هر زمان و در هر جغرافیایی به اشکال مختلف شاهد آنیم. خوی وحشی گری انسان ها با توحشی بیشتر پاسخ داده می شود.

عُقده

در اولین مواجهه با این فیلم طراحی صحنه و میزان سن چشم هر بیننده ای را نوازش می کند.. در برخی از سکانس ها، پلان‌هایی نقاشی شده را می بینیم که از نظر سینمایی یک دست آورد هنری محسوب می شوند با این که نمونه آن را در فیلمی چون «پادشاه» ساخته دیوید می‌شد دیده بودیم. داستان فیلم همچنان زنده است به واسطه آن که متجاوز و مورد تجاوز قرار گرفته برای شرف خود جنگیده اند. اما سوال اصلی که در داستان برای هر بیننده ای ایجاد می شود این است که آیا متجاوز شرف دارد؟ در سکانس پایانی «آخرین دوئل» اسکات تکلیف را روشن می کند. سکانسی که در ادامه حقیقت ماجرایی است که از زبان بانو مارگریت روایت می شود. در واقع فصل بندی فیلم این اجازه را به مخاطب می دهد که قضاوت درستی داشته باشد. ما در سکانس پایانی می بینیم که همسر بانو مارگریت با شعف خاصی روی اسب نشسته دستانش را برای مردم بلند کرده و به تماشای رقیب مُرده خود می رود. در حقیقت روایتی که در ابتدا از ژان (همسر مارگریت) می بینیم یک دیدگاه بیشتر نیست. حتی روایتی که از ژاک گریس می بینیم هیچ پایه و اساس تاریخی ندارد. هر سه این روایت ها در یک نقطه اوج می گیرند. آن هم در پلانی که ژان از همسرش بانو مارگریت می خواهد ژاک گریس را برای صلح ببوسد. طرز بوسیدن او و حالت روانی بانو مارگریت در این سه روایت متفاوت است. همانطور که می دانیم از نظر روانشناسی بوسیدن عملی است که نیاز به ترحم و یا عشق دارد. عمل بوسیدن را بانو مارگریت در این پلان با شجاعت انجام می دهد در صورتی که هیچ احساسی در آن نهفته نیست. روایت ها نشان نشان دهنده احساسی است که هر کدام نسبت به بانو مارگریت دارند. ژان در روایت خود به همسرش احترام می گذارد در صورتی که در روایت مارگریت، ژان یک متکبر خودکامه بیش نیست که با توجه به روایات ژاک گریس او همواره از سرخوردگی در برابر پادشاه و دیگران یک عقده روانی پیدا کرده. 

می خواهم زنده بمانم

تلاش دو شخصیت یکی برای اثبات حقیقت و دیگری برای استمرار آبرو و شرفش نبردی است برای زندگی. در سکانس های پایانی آنجا که ژان خنجر را بر گلوی ژاک گذاشته و از او می خواهد نسبت به گناه خود اعتراف کند آدام درایور در نقش ژاک به گونه ای با قاطعیت دروغ خود را بیان می کند که من بیننده جدی سینما می پذیرم قبل از دیگری خود بی گناهی اش را باور کرده است. از سویی دیگر نبرد زنانه ای که بانو مارگریت برای آرامش نفس پاک خود انجام می دهد ناشی از شناخت روان یک زن از سوی مولف است. هنگامی که مادر ژان از مارگریت در کلیسا می خواهد سکوت کند چرا که خود او تجربه ای مشابه را داشته و سکوتش باعث نجات زندگی اش شده بانو مارگریت در جواب بسیار انسانی سخن می گوید: بهای سنگینی برای زنده ماندن پرداخت کردی. این دیالوگ همه فیلم «آخرین دوئل» است. فیلمی که دوئل پایانی اش برای تسکین روان تمام زنانی که به آنها تجاوز شده ساخته شده. در دوئل پایانی میان ژان و ژاک بیشتر از آنکه موضوع پیروزی هریک اهمیت داشته باشد، این موضوع اهمیت پیدا می کند که چه بر سر بانو مارگریت خواهد آمد. هوشمندی اسکات در اُپنینگ فیلم برایم جذاب بود. او فیلم را با یک دوئل آغاز می کند. و ما تا یک سوم ابتدایی فیلم نمی دانیم چرا این دوئل بین کسانی که روزی جان یک دیگر را در نبردها نجات داده اند شکل می گیرد. در روایت بانو مارگریت می بینیم که تا چه اندازه ژان خودکامه است و بر سر زمین ها و جهیزیه همسرش با پدر زن خود در کلیسا بحث می کند. این نشانه های یک گذار اجتماعی از اندیشه واپسگرایانه است که در غرب وجود داشته . این اندیشه در جوامعی که فرهنگشان با دین گره خورده بیشتر دیده می شود. فرهنگی که صرفا جهت رفع نیازهای روانی و جسمانی ساخته می شود. در قرون وسطی نقش کلیسا گسترش چنین اندیشه ای بوده است. تماشای فیلم «آخرین دوئل» به همه زنان جهان یاد می دهد چگونه برای خود اشک بریزند.

نویسنده: علی رفیعی وردنجانی


نقدهای مرتبط با این اثر

علی رفیعی وردنجانی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
جوکر - فصل 2 - قسمت 4 (joker - episode 2 - season 4)
  سریال جوکر به کارگردانی احسان علیخانی باعث شد تا لحظاتی را در کنار خانواده بنشینم که به نظر من تنها دستاورد این سریال است. اما آنچه که باعث شد تا قلم به دست بگیرم مسائلی است که گریبان گیر نظام هنر و فرهنگ جامعه مان شده. جوکر می خنداند مخاطب و بازیکنانش را اما خندانش به مراتب سطح پایین تری از خلق موقعیتی فرهنگی – هنری دارد. در ادامه این مسائل را به صورت موضوعی بررسی و مطرح می کنم. مسئله نخست تفکیک جنسیتی: بازیکنان این سریال تا به امروز همگی...ادامه مطلب
علی رفیعی وردنجانی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
تراژدی مکبث (The Tragedy of Macbeth)
   تراژدی مکبث تازه ترین اثر جوئل کوئن مورد انتظار ترین فیلمی است که از سال 2021 همواره اخبارش را دنبال کردم. شناخت روانی کوئن از مکبث در تصویر و انتزاعی است که نمایشنامه شکسپیر به خواننده القا می کند. مسئله من با فیلم درست از جایی شروع می شود که روان آدمی را با نور و تکنیک های خارق العاده سینمایی نمی توان به نمایش کشید. بازی مک دورمن در این اثر ستودنی است اما باید این پرسش را مطرح کرد که: این فیلم چه چیز برتری از سینمایی «مکبث» ساخته رومن...ادامه مطلب
علی رفیعی وردنجانی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
جاودانگان (Eternals)
   جاودانگان فیلمی به کارگردانی کلوئی ژائو چینی است که به شدت خلاق و مستعد است اما برای سینمایی که می خواهد همه رسانه ها را معطوف به خود بکند همچنان کم است. قبل از اینکه به بحث خود فیلم بپردازم دوست دارم در مورد فیلم ساز ژائو چند کلمه ای بنویسم. اولین فیلم او که خود کارگردان، نویسنده، تهیه کننده و تدوین گر آن بوده به نام «ترانه هایی که برادرهایم به من آموختند» ثابت می کند با فیلم سازی بالفطره روبه رو هستیم که بعد ها با فیلم «سرزمین خانه به دوش...ادامه مطلب

پربازدیدترین نقدها

علی رضایی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
دشمن (Enemy)
نیکی و بدی که در نهاد بشر است، شادی و غمی که در قضا و قدر است، با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل، چرخ از تو هزار بار بیچاره‌تر است.ادامه مطلب
خانه دختر (The girl's house)
این نقد در سال 1393 و در زمان جشنواره فجر بر فیلم نوشته شده است:«خانه دختر» را يکي از بهترين فيلمهاي اين دوره جشنواره به لحاظ بازيگري دانست. درباره «خانه دختر» مي توان صفحه ها نوشت. فيلمي که يکي از قوي ترين فيلمهاي جشنواره تا به امروز بوده است.ادامه مطلب
انگل (Parasite)
   انگل اگرچه نام یک بیماری در دستگاه گوارش بشر است اما نمونه روانی – سینمایی آن را به خوبی از دوربین بونگ جون هو به تماشا نشستم . فیلم ساز در این اثر با نمایش اخلاقیات در چارچوب شرایط و تلطیف آن بنابر سلیقه شخصیت ها یک روند تکاملی در سیر صعودی روان آدمی را شکسته است . از آنجاییکه همه فیلم های هو و مشخصا : «خاطرات قاتل» و «مادر» در کوشش تغییر اخلاقیات به واسطه شرایط و سائق های شخصی دست و پا می زنند ، «انگل» تا به امروز ضعیف ترین نمونه دیده شده...ادامه مطلب
معین رسولی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
عطر: داستان یک قاتل (Perfume: The Story of a Murderer)
عطر،داستان یک قاتل، فیلمی است برگرفته از کتابی با همین نام اثر پاتریک سوسکیند که پرفروش ترین کتاب سال 1985 نیز بوده است.ادامه مطلب
پلتفرم (The Platform)
پلتفرم دارای یک جهان بینی استعاره ای ترسیمی از ماهیت بشر است که علیرغم قرارگیری در ژانر وحشت ممکن است ترس آنی برای مخاطب ایجاد نکند اما ترس عمیقِ ادراکی ایجاد می کند که تامل و تفکر ژرفای مضمونی آن ترس را در ضمیر ناخودآگاهِ مخاطبِ عالی بنا می نهد.ادامه مطلب

نظرهای منتشر شده