ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

نقد فیلم جنگ سرد, Cold War, بازگشتی شکوهمندانه به گذشته

جفری مک ناب
۷ روز پیش - ۳ دقیقه مطالعه
امتیاز منتقد به فیلم :

در فیلمی که کم تر از ۹۰ دقیقه طول می کشد، ما وارد مهم ترین تعیین کننده ترین لحظات زندگی دو عاشق فیلم می شویم. آنها چه مشغول سختی کشیدن باشند یا جدایی، خیانت، دائم الخمری، پیر شدن یا حتی به زندان رفتن، هیچ وقت تسلیم نمی شوند و خود را ضعیف نمی بینند. فیلم نیز مانند دو نقش اصلی خود ، همواره شوخ طبعی ملایمی را در خود دارد.

ترجمه اختصاصی سلام سینما

«جنگ سرد» را می توان یک بازگشت شکوهمندانه به گذشته نامید. شور و حرارت و شاعرانگی فیلم ما را به یاد خاطرات خوش فیلم های موج نوی اروپا می اندازد. نکته ای که در مورد این فیلم وجود دارد ، این است که یکی از معدود آثار جشنواره کن امسال بود که با همکاری بریتانیایی ها ساخته شده است. «جنگ سرد» یک درام عاشقانه است که در چند دهه روایت می شود و هیچ گاه جنبه های طعنه آمیز خود را از دست نمی دهد. 

«پاوو پاولیکوفسکی» ، فیلمساز لهستانی – بریتانیایی در این فیلم که به نظر می آید تحت تاثیر خاطراتی از والدینش ساخته شده باشد، ما را به یاد فیلمسازانی چون «میلوش فورمن» ، «یرژی منتسل» و «فرانسوا تروفو» در ابتدای کارشان می اندازد. او فیلم را به صورت سیاه و سفید فیلم برداری کرده است و لهستان کمونیستی و پاریس بعد از جنگ را در دهه های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ با جزئیاتی فوق العاده به نمایش می گذارد. 

شاید در ابتدا این تصور در مخاطب به وجود آید که فیلم می خواهد احساسات نوستالژیک و اندوه باری را به نمایش بگذارد، ولی «جوانا کولیگ» با نقش آفرینی پرانرژی و پر تب و تاب خود این تصور را از بین می برد. او در نقش «زولا» نقش آفرینی می کند، زنی جوان با ریشه های روستایی که موفق می شود خود را وارد یک گروه موسیقی محلی کمونیست کند. گروهی که در اواخر دهه ۱۹۴۰ با هدف تبلیغ برای اهداف تبلیغاتی حکومت لهستان تشکیل شده است. آثار آنها بطور شگفت انگیزی بسیار گیرا و جذاب هستند. 

«ویکتور» (توماس کات) یکی از رهبران این گروه موسیقی است. او آهنگساز با استعدادی است که دستورات مقام های بالاتر خود را می پذیرد، ولی در باطن در آرزوی رهایی از این وضعیت و دستیابی به آزادی های هنری است. او و زولا عاشق هم می شوند. ارتباط آن ها به اوج می رسد. در عین حال که نمی توانند بدون هم زندگی کنند، ولی به سختی می توانند حضور یک دیگر را تحمل کنند. 

زولا به درنده خویی معروف است. او یک بار با چاقو به پدر خودش حمله کرده است (او بعدا می گوید که پدر او را با همسرش اشتباه می گرفت). در یک جامعه دنباله رو و کسل کننده که در آن هر کس به دنبال فضولی در زندگی دیگران است، چنین شخصیتی به راحتی می تواند مورد توجه قرار بگیرد. 

گروه موسیقی عملکرد موفقیت آمیزی دارد و اجازه پیدا می کند به سفرهای بین المللی برود. از این طریق ویکتور فرصتی برای فرار به غرب پیدا می کند. او در دهه ۱۹۵۰ وارد پاریس می شود و خود را به عنوان یک نوازنده جاز بوهمینی جا می زند. 

در طول فیلم «جنگ سرد» ، پاولیکوفسکی از لهستان اواخر دهه چهل وارد برلین شرقی چند سال بعد  می شود، از پاریس اواسط دهه پنجاه عبور می کند و به یوگسلاوی همان دوره زمانی می رسد، سپس به پاریس برمی گردد و در نهایت دوباره به لهستان می رود. هم چنان که این سال ها می گذرند، دگرگونی های زیادی در زندگی دو شخصیت اصلی رخ می دهد. 

آن ها رابطه های مختلفی با هم دارند. هر وقت با خودتان فکر می کنید برای مثال الان که در پاریس بدون مزاحمت کمونیست ها در کنار هم هستند باید در خوشبخت ترین وضعیت زندگی خود باشند، آن ها به راحتی باعث بدبختی یک دیگر می شوند. به نظر می آید هر دو دلتنگ وطنشان هستند. 

در ظرف این سال ها، زولا به یک خواننده جازمشهور تبدیل می شود و حتی بعدا سری هم به موسیقی پاپ می زند. او مانند «ادیث پیاف» به خواننده ای تبدیل می شود که اجراهایی تاثیرگذار و روحیه بخشی را به نمایش می گذارد. در این حین اما ویکتور با سختی های زیادی مواجه می شود. 

چنین داستانی می توانست مانند «دکتر ژیواگو» ، دارای داستانی حماسی درباره فراز و نشیب های زندگی دو عاشق در قرن بیستم باشد. اما هرگز در سبک پاولیکوفسکی چنین چیزی را نخواهید دید. فیلم هرگز کیفیت  پرشور و سرزنده خود را از دست نمی دهد. 

ریتم فیلم بیشتر از بازی کولیگ گرفته شده است. یک لحظه در محضر مقامات کمونیست مشغول اجرای ترانه های محلی است و یک لحظه بعد، او را میبینیم که از خود بی خود شده و به سبک راک اند رول می رقصد. او جذاب، حسود و گاهی اغواگر است. ولی همیشه به ویکتور وفادار می ماند. 

در فیلمی که کم تر از ۹۰ دقیقه طول می کشد، ما وارد مهم ترین تعیین کننده ترین لحظات زندگی دو عاشق فیلم می شویم. آنها چه مشغول سختی کشیدن باشند یا جدایی، خیانت، دائم الخمری، پیر شدن یا حتی به زندان رفتن، هیچ وقت تسلیم نمی شوند و خود را ضعیف نمی بینند. فیلم نیز مانند دو نقش اصلی خود ، همواره شوخ طبعی ملایمی را در خود دارد.

منبع : ایندیپندنت

مترجم : وحید فیض خواه

0

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است

تلفن تماس:

۸۸۳۹۴۲۱۹-۰۲۱

استفاده از مطالب سلام سینما با ذکر منبع مجاز است.

کلیه حقوق این سایت برای سلام سینما محفوظ می‌باشد.

راه های ارتباطی با ما در شبکه های اجتماعی و پاسخ به سوالات شما:

logo-samandehi