ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

نقد فیلم جعبه پرنده, Bird Box, رستگاری در نابینایی

سید محمد رضا عبادی
۶ ماه پیش - ۲ دقیقه مطالعه
امتیاز منتقد به فیلم :

قفس پرنده محصول سال ۲۰۱۸ از آن دست فیلم های آخر الزمانی است که تنها کمی خلاقیت چاشنی آن بوده است اما به جهت گروه فوق العاده بازیگری توانسته تا حدی ضعف های همیشگی این دست از فیلم ها را بر طرف سازد. در این نقد تلاش شده با نگاهی منصفانه به ابعاد مختلف فیلم پرداخته شود.

فیلم  bird box را از لحاظ موضوع می توان در رده آثاری همچون Happening  و Blindness  (که اقتباسی از رمان مشهور ژوزه ساراماگو است) قرار داد، مانند همین دو اثر کارگردان و نویسنده موضوع فیلم را چندان مورد کالبدشکافی علمی قرار نمی دهند و ترجیح می دهند خرده گیری منتقدان به نپرداختن به علت اپیدمی باشد تا به غیر علمی بودن و غیر واقعی بودن علت پیدایش آن. از آن مهمتر هسته داستان علت رخ دادن اپیدمی نیست بلکه رفتار انسان ها است. خلاصه داستان در دو کلمه قابل بیان است "آخرالزمان" موضوعی که چندی است در میان کارگردان های هالیوودی جایگاه محبوبی دارد و هر از گاهی شاهد یک اثر با این محوریت هستیم. فضای این چنین داستان هایی نیز شناخته شده است. یک رویداد جمعیت کره زمین را به ورطه انقراض سوق میدهد و در این بین شما شاهد داستان برخی از انسان ها در کشاکش میان مرگ و زندگی هستید. در فیلم قفس پرنده که با نقش آفرینی فوق العاده ساندرا بولاک، تروانته رودز و جان مالکوویچ همراه شده است تلاش برای بقا مفهوم متفاوتی دارد اگرچه به هیچ عنوان نباید انتظار داشته باشید با شاهکارهایی همچون جاذبه و مون لایت رو به رو شوید و باید در همین ابتدا سطح توقعات خود را در حد یک فیلم آخرالزمانی تعدیل کنید.

فضای فیلم در ابتدا کاملا دو قطبی می شود، یک انسان بدبین و پوچ با بازی مالکوویچ تبدیل به منفورترین اما واقعی ترین شخصیت داستان می شود. خواه بپذیریم یا نه اکثر ما رفتار مشابه وی خواهیم داشت. در مقابل سایرین به اتحاد هر چه بیشتر معتقدند و اولویت را بقا جمعی قلمداد می کنند و یا سکوت کرده و با وخامت اوضاع کم کم شخصیت اصلی خود را بروز می دهند. فیلم روایت ساده ای دارد و کمترین تلاشی بر عهده بیننده نیست صرفا به جهت ضعف در قدرت پدیده و لزوم ایجاد حرکت و تکاپو در داستان یک یار کمکی به پدیده ناشناخته داده میشود تا ضعف های او را پوشش دهد. به طور کلی هدف بقا است اما در شرایطی که قادر به دیدن نباشید.

از جمله نقاط قوت فیلم، می توان به فیلمبرداری مناسب آن اشاره کرد، حرکات به موقع دوربین و نماهای حساب شده نشان از توجه کارگردان بر این بخش از اثر خود را دارد.

نقطه عطف داستان انتخاب راهنما و دیده بان قایق در هنگام عبور از آب های خروشان است که به نظر سکانس ماندگار این فیلم است.

اما در مقابل نقطه ضعف هایی نیز دارد. اول از همه پایان بندی کاراکتر تام بسیار پیش افتاده و قدیمی و تکراری بود گویا اصلا نویسنده با بی حوصلگی تنها خواسته برای ادامه فیلم شخصیت او را جمع بندی کند. نکته دوم همان طور که ابتدا اشاره شد غیر قابل توضیح بودن ماهیت پدیده و علت وقوع آن است شما به هیچ عنوان توضیحی بابت این دو موضوع دریافت نمی کنید صرفا مشاهدات و مطالعات و حدس و گمان های کاراکترها را در اختیار دارید.

و یک مشکل جدی تر، این فیلم اثری نیست که بتواند در قسمت های بعدی حتی نیمی از محبوبیت قسمت ابتدایی را کسب کند چرا که ساختار علمی فیلم به شدت متزلزل است. حال آن که این پایان بندی به طرز مشکوکی ادامه کار را برای قسمت های بعدی باز گذاشته است.

در مجموع برای یک بار مشاهده فیلمی جهت گذراندن اوقات فراغت، کمی هیجان زده شدن انتخاب مناسبی است مطمئنا از آن دست فیلم هایی نخواهد بود که محو آن شوید اما بر اساس ایده داستان انتخای جدیدی است و ای کاش کارگردان ظرافت بیشتری برای روایت آن به خرج میداد.


2

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

مهسا ح
۶ ماه پیش
فیلمش چندان مطلوب نیست، همون که طور که توی متن نوشتن،جذابیت فیلم بیشتر به خاطر ویترین بازیگراش
خطر لو رفتن داستان
پاسخ:
حسام محمدي
۶ ماه پیش
نپرداختن يا كم پرداختن به ماهيت و علت پديده ي آخرالزماني حتما جاي كار داشت ولي به عنوان يك داستان باز در ژانر علمي تخيلي - ترسناك ، ميشود به اين فيلم نگاه مثبت تري داشت . تقسيم بندي انسانها در فيلم به ديوانگان آزاد و عاقلان مورد هجمه تناسب نصفه نيمه اي از حال و روز دنياي امروز دارد ، اتفاقا از اين نگاه بي سر و ته بودن عامل و نوع تاثير غيرقابل توضيح پديده ي ماورايي بيشتر در اين داستان متناظر با رفتارهاي اجتماعي يك دهه ي اخير دارد ، حتي پناهگاه امن انتهاي فيلم هم موقت ، بي ثبات و مملو از اقشار بسيار آسيب پذير مثل كودكان ، پيرها و كودكان است كه باز قابل تعميم به آينده ي دنياي ماست و نه فقط لزوما پايان باز براي ادامي داستان در قسمتهاي بعدي . پرداخت فيلم و بازيها ميتوانست بهتر باشد (البته به جز بازيگراني كه نقش خود را خوب ايفا كردند).نفوذ كم به خلوت ذهني كاراكترهاي اصلي و نگاه به داستان از نگاه دو يا نهايتا سه نفر نتوانسته بود رويه و هدف داستان را وضوح بخشد و ميشد همين فيلم را با همين سكانسها بهتر از اب درآورد . نمادگذاري براي پرنده ها جالب بود و شايد عدم تاثير روي ساير موجودات رانشان ميداد و درگير بودن انسان در موضوع را و يا نماد اميد دانستن آنها را ولي هيچ ديالوگ گشاينده اي در توضيح حضورشان داده نشد . در كل فيلم خوب بود و ميتوانست بهتر باشد ولي نظرات هم كمي با كم لطفي همراه بود .
خطر لو رفتن داستان
پاسخ:
مهسا ح
۳۱ دقیقه پیش
نگاه متفاوت شما رو تبریک میگم. مسائلی که مطرح کردید بعضا جای صحبت و بررسی مجدد رو دارند. ممنون از حسن توجه شما
شیرین حوری پروین
۳۱ دقیقه پیش
به نظر من فیلم بیشتر معنا گرا بود..دیوانه ها انسانهایی بودن که دلبستگی به دنیا ندارند و برای همین نیازی به هوشیاری هیولاها نداشتن..جالب بود هر کس که هیولاها رو میدید به زیبایی بیکرانشون پی میبرد و از غم و شناخت دنیای وحشی انسانها و وجود خودش و نیاز به قطع کامل ارتباط با دنیای پوچ زمینی ودر نهایت نابودی در عالم خاکی و رسیدن به معبودش زندگیش رو پایان میداد..هیولا هوشیاری بود و مردمی که دلبسته خودخواهیها و دنیا هستن باید با دیدن زیبایی به اصطلاح هیولا بیدار میشدن و انقدر این بیداری عظیم بود که تحمل وجود خودشون رو نداشتن انگار میخواستن به معبود خود برسند..انگار تازه فهمیده بودند که هیچوقت معنای واقعی خوشبختی را نچشیده بودند گویا دنیای موجودات و به اصطلاح هیولاها زیباترند..مالکوویچ خودخواه در اخر نه هیولا و زیباییش رو دید و نه شانس زنده بودن رو داشت یعنی تا اخر مستحق دیدن زیباییها نبود..شاید فیلم کلیشه ای بود ولی تو این اشفته باز فیلم که همه در داستانها میخوان زنده بمونند و مرگ رو ترسناک جلوه میدن این یکی فیلم برعکس زنده بودن بدون زندگی رو بدتر از مرگ جلوه داد و جالبه که نابیناها به خاطر دلبستگی کمترشون نیازی به هوشیاری ندارند ..
شیرین حوری پروین
۳۱ دقیقه پیش
این فیلم رستگاری در دیدن بود نه نابینایی..اگر دیدی رستگاری و وگر ندیدی هنوز هوشیار نشدی و دیوانگان و نابینایان هم نیازی به هوشیاری ندارند چون اونا حالشون از ما بهتره..
شیرین حوری پروین
۵ ماه پیش
شیرین حوری پروین یک ساعت پیش این فیلم رستگاری در دیدن بود نه نابینایی..اگر دیدی رستگاری و وگر ندیدی هنوز هوشیار نشدی و دیوانگان و نابینایان هم نیازی به هوشیاری ندارند چون اونا حالشون از ما بهتره..
خطر لو رفتن داستان
پاسخ:
مجتبی شیخی
۳۱ دقیقه پیش
چه تعبیر جالبی بود افرین
شیرین حوری پروین
۵ ماه پیش
به نظر من فیلم بیشتر معنا گرا بود..دیوانه ها انسانهایی بودن که دلبستگی به دنیا ندارند و برای همین نیازی به هوشیاری هیولاها نداشتن..جالب بود هر کس که هیولاها رو میدید به زیبایی بیکرانشون پی میبرد و از غم و شناخت دنیای وحشی انسانها و وجود خودش و نیاز به قطع کامل ارتباط با دنیای پوچ زمینی ودر نهایت نابودی در عالم خاکی و رسیدن به معبودش زندگیش رو پایان میداد..هیولا هوشیاری بود و مردمی که دلبسته خودخواهیها و دنیا هستن باید با دیدن زیبایی به اصطلاح هیولا بیدار میشدن و انقدر این بیداری عظیم بود که تحمل وجود خودشون رو نداشتن انگار میخواستن به معبود خود برسند..انگار تازه فهمیده بودند که هیچوقت معنای واقعی خوشبختی را نچشیده بودند گویا دنیای موجودات و به اصطلاح هیولاها زیباترند..مالکوویچ خودخواه در اخر نه هیولا و زیباییش رو دید و نه شانس زنده بودن رو داشت یعنی تا اخر مستحق دیدن زیباییها نبود..شاید فیلم کلیشه ای بود ولی تو این اشفته باز فیلم که همه در داستانها میخوان زنده بمونند و مرگ رو ترسناک جلوه میدن این یکی فیلم برعکس زنده بودن بدون زندگی رو بدتر از مرگ جلوه داد و جالبه که نابیناها به خاطر دلبستگی کمترشون نیازی به هوشیاری ندارند ..
خطر لو رفتن داستان
پاسخ:
هادی نودهی
۳۱ دقیقه پیش
فیلم بدی نبودولی فیلمنامه دارای ضعف های اساسی است