ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

یادداشتی بر فیلم مسخره باز, سونامی عجیب خیال

هدی مقدسی
۱۰ ماه پیش - ۲ دقیقه مطالعه
امتیاز منتقد به فیلم :

لذت عجیبم از خیال‌پردازی‌های غنی‌زاده را نمی‌توانم نادیده بگیرم، با اینکه می‌دانم میزانس‌های تاتری کمی آزار دهنده می‌شود و خاطره بازی کارگردان کمی کودکانه!

لذت عجیبم را از فیلم نمی‌توانم نادیده بگیرم، لذت از ارجاعات سینمایی، از میزانسن‌های تکرارشونده، از قدم‌های بکتی، از تغییر لحن‌های صابر ابر، از موسیقی های دوست داشتنی‌ام، از طراحی صحنه جذاب، صداگذاری همراه، دیالگو‌های مدام و مدام، نریشنی با ادبیاتی دوست داشتنی و آشنا و خیال...

لذت عجیبم از خیال‌پردازی‌های غنی‌زاده را نمی‌توانم نادیده بگیرم، با اینکه می‌دانم میزانس‌های تاتری کمی آزار دهنده می‌شود و خاطره بازی کارگردان کمی کودکانه.

نمی توانم از لوکیشن ثابت و جذاب یک آرایشگاه-که نه سلمانی- که به وضوح انتخاب کارگردان است لذت نبرم، با اینکه می‌دانم این انتخاب شاید از نبود معنایی برای فیلمنامه‌ای سیال‌تر و فاصله‌دارتر از نمایشنامه می‌آید.

تکرارهای دیالوگهای شبانه روتین را نمی‌توانم دوست نداشته باشم با اینکه می‌دانم در سینما کترکرد تاتر را ندارند و ممکن تست اعصاب خورد کن به نظر بیایند با آنکه برای این هدف نوشته نشده اند.

«مسخره باز» لذت خیالپردازی دارد که رهایم نمی‌کند، لذتی که سینمای ایران مدتهاست گمش کرده، شاید بعد از چریکه تارا و هامون و مسافران دیگر کم‌اند فیلمهایی که پروازت دهند، توی خیالت، خاطراتت، دوست داشتنی‌هایت و آرزوهایت! و سینما مگر چیست و اصلا هنر مگر چیست جز خیال!

با تمام کاستی‌های مسخره باز غنی زاده که شاید میشد با همه این المانها اثری قابل تامل‌تر در ژانری برتونی یا اندرسونی باشد، برایش احترام قائلم، برای فیلمی که کارگردانش هنر می‌داند.

گرچه فیلم غنی زاده آغازیست برای سینمایش اما شاید فرجامی برای تاترهایش هم قلمداد شود، همایون غنی‌زاده به جرات تنها کارگردان تاتریست که عناصر سینمایی را وارد تاترهایش کرده، جلوه‌های ویژه، روایت همزمان، تدوین و.... و حالا انگار مدیوم تاتر همه آنچه که داشت را ارائه داده و سینما مفریست برای شیطنتهای بیشتر. که البته جز چند صحنه باقی فیلم را می‌تواند همچون کارهای گذشته کارگردان بر صحنه تاتر دید.

ترجیح می‌دهم به این جمله که کارگردان برای فرار از برچسب تاتری بودن، کاتهای سریع و ریتم بالا و استفاده از افکت‌های صوتی وبصری را شالوده فرم فیلمش کرده فکر کنم و مطمئن باشم که تمام اینه انتخاب و گزینه خود کارگردان است.

«مسخره باز» برای من سونامی عجیبی از خیال است که غرقم می‌کند، درست شبیه پایان‌بندی فیلم که غوطه می‌خوریم و روی صندلی سینمای همین شهر تهران خودمان غرق دنیای سینما می‌شویم.

پانوشت۱: فیلمی پر از مو؛ آیا ارجاعی بالاتر از این برای بیان حرف‌های اجتماعی و سیاسی پیدا می‌کنید؟ کمی مو، گدا، موی زن، هزاردستان و زلزله.

پانوشت۲:غنی‌زاده هنوز بلد است خوب حرفهایش را بزند، آنقدر که کسی که باید بفهمد-تاتر ددالوس ایکاروسش را به یاد بیاورید._

پانوشت۳: بازی بینظیر آقای نصیریان در فیلم، بسیار ستودنی‌ست.

1

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

راد شهبازی
۱۰ ماه پیش
کاملا موافقم !
خطر لو رفتن داستان
پاسخ:
هدی مقدسی
۱۱ دقیقه پیش
🙏🏻😊
۱۰ ماه پیش
من نمیدونم چرا نقد ها همش مینویسند این خوب است این زیباست این قشنگ است دوربین در اختیار فیلم است تدوین این است صدا آن است و ... چرا داستان فیلم رو تعریف میکنید کمی ادبی تر فقط ؟؟؟ یه کمی دوربین رو تحلیل کنید که این زاویه چه معانی داره این نما چه کمکی کرده یا تدوین کچاش به چه نحو کار رو پیش میبره و موسیقی چطوری به داستان کمک میکنه یا اصلا رنگ فیلم چه فضایی رو ایجاد میکنه و ... یا نماهای بسته، باز و میدم چه معنی داره تو این فیلم... چرا فقط قشنگتر و کمی ادبی تر فیلم رو تعریف میکنید اسمش هم میذارید نقد؟؟؟؟؟
خطر لو رفتن داستان
پاسخ:
هدی مقدسی
۱۱ دقیقه پیش
عنوان: یادداشتی بر فیلم «مسخره باز»
danial salmanzadeh
۲ ماه پیش
عالی بود . دوست دارم هرچه زودتر برم ببینم کار
خطر لو رفتن داستان
پاسخ:
هدی مقدسی
۱۱ دقیقه پیش
ممنون و حتما ببین
Soroush Najar saleh
۲ ماه پیش
- یک اثر هنری راوی یک داستان است. اگر این داستان پوچ، بی محتوا و سطحی باشد چطور منتهی به یک اثر فاخر میشود؟ _ در تیاتر مشخص بودن اتفاقات و اشارات مستقیم یک نیاز است و در سینما یک اشکال. این فیلم در نیمه ی ابتدایی فیلم تمامی آنچه میتواند رخ دهد را عرضه میکند و لو میدهد. در نیمه ی دوم عملا چیزی برای عرضه نیست. جز خاطره بازی های بی دلیل که حتی ادای احترام کارگردان به فیلم های محبوبش هم نیست و پهلو به لودگی میزند. - صرفا عجیب بودن یک حسن نیست. بلکه نشان از پوچی داستان دارد. - فیلم جز طراحی صحنه ی بی نظیر سهیل دانش اشراقی و بازی عالی بازیگران هیچ چیز برای عرضه ندارد.تا جاییکه به نظر میرسد کارگردان اصلی فیلم دانش اشراقیست تا همایون غنی زاده. _ کند، کند، کند. اولین اصلی که در مدارس سینمایی جهان تدریس میشود حذف زوائدیست که به پیشبرد داستان هیچ کمکی نمیکنند. چون در یک کلام حوصله ی مخاطب را سر میبرد و ارتباط مخاطب با اثر را به کل قطع میکند. اتفاقی که در این فیلم با ناشی گری تمام افتاد. چون فیلم حرفی برای گفتن ندارد. _ مدت ها بود در اواسط تماشای یک فیلم تماشاگران را در حال خروج از سینما ندیده بودم. که در کمال تعجب در چندین برهه اتفاق افتاد. به شخصه به امید دیدن انتهایی راضی کننده به زحمت به تماشای فیلم ادامه دادم. اما در انتها فقط احساس اتلاف وقت برای تماشای لوس بازی های یک کارگردان انتلکت نما را داشتم.کارگردان با نگاه از بالا به تماشاگر نگاه میکند طوری که گویا آنها چیزی نمیفهمند و فیلم چند لایه است. این فیلم اهانت به فهم و وقت مخاطب بود.
خطر لو رفتن داستان
پاسخ:
هدی مقدسی
۱۱ دقیقه پیش
یک اثر هنری راوی یک داستان است؟ این تعریف از کجا میاد؟!!!!!
Soroush Najar saleh
یک ماه پیش
با مطالعه ی تاریخ هنر و سینما. هنر روایت گر داستان بوده و هست. در برهه ای از زمان همین وجه مهم هنر دستخوش بازی های فکری هنرمندان شد و پست مدرنیسم رو ساخت. سعی کردند از هنر داستان زدایی کنند. غافل از اینکه همین داستان زدایی کردن تبدیل به داستان جدید آثار شد. برای توضیح اثری از پولاک مجبور بودند چرایی رسیدن به چنین سبکی رو شرح بدن و همین میشد داستان یک اثر. این اتفاق در کارهای هنرمندی مثل فونتانا به اوج و نهایت این سبک ها رسید و تمام شد. اینکه هنرمند ایرانی با تاخیری صد ساله سعی در بازنمایی اون جریانات -نه فقط در سینما بلکه در تمام عرصه های هنر- داره تنها نشان از بی اطلاعی و نابلدیش داره. و اینکه حتی اصل موضوع و ماجرا رو هضم نکرده، که باعث میشه در این تقلیدِِ کور ناشیانه عمل کنه.
خطر لو رفتن داستان
پاسخ: