ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

نقد فیلم عزیز آمریکایی, AMERICAN HONEY, سفر جاده ای به یاد ماندنی از آندریا آرنولد

پیتر بردشاو
۴ سال پیش - ۳ دقیقه مطالعه
منبعگاردین

طرح قوی و حساب شده به همراه بازی شیا لیبیوف به این فیلم تحسین برانگیز و کند که بیشتر متکی بر فضاسازی است کمک کرده اند تا دنیای یک فرد کم تجربه و جوان را به تصویر بکشد. نمره ی منتقد : 3 ستاره

آندریا آرنولد یک فیلمساز بریتانیایی نابغه است که دو جواهر مدرن به نام های Red Road و Fish Tank در سنت رئالیسم اجتماعی دارد و از نظر من فیلم نزدیک به شاهکار و قدرنادیده ی او به نام Wuthering Heights آنقدر به صورت رادیکالی ساده و تجربی است که  در واقع به نظر می رسد که قبل از اثر ادبی آن (رمان "بلندی های بادگیر") ساخته شده است.

حالا در فیلم " عزیز آمریکایی" او فیلمی بلند ساخته که در اغلب قسمت ها جذاب است و بسیار متکی به اتمسفر فیلم است که گاهی تحلیل رفته و سست می شود.  عزیز آمریکایی فیلمی جاده ای و بسیار شبیه به آثار و سبک فیلم سازی گاس ون سنت است به خصوص شبیه Elephant و Paranoid Park . نماهای دوربین روی دست او که به سمت آسمان می روند و یا گاهی با تیر های تلگراف تقسیم می شوند بسیار شبیه فیلم "فیل" ون سنت است . رویکردی که در بی جهت بودن و بی تاثیری جنبه های جنسی در این فیلم وجود دارد چیزی شبیه به آثار لری کلارک و هارمونی کورین است. این فیلمی است درباره ی جستجو برای اتفاق یا تجلی یا یافتن چیزی که کاملا مادی نیست. شیا لیبیوف هم بازی به شدت اغراق شده و با زیاده روی ای  از خود به نمایش می گذارد و کلا در حال خراب کردن وسایل است.

با این حال چیزهای ارزشمندی هم در فیلم وجود دارد. حس زمان ، دوره و فضای فیلم بسیار خوب است ، اتفاق ها و ایده های جالبی وجود دارد و تنش پویای مثلثی ای بین کاراکترهای اصلی وجود دارد . اسم فیلم از یکی از تک آهنگ های سبک کانتری گروه Lady Antebellum گرفته شده که عوامل به صورت جمعی و با احساس تا پایان فیلمبرداری فیلم آن را می خواندند.

لیبیوف در نقش جیک بازی می کند که مدیریت یک گروه دوره گرد فروش مجله را به عهده دارد. یه عده بی پول حدودا بیست ساله در یک ون کوچیک شروع به سفر در سرتاسر آمریکا می کنند ، 5 یا 6 نفره در یک اتاق در هتل هایی کثیف و ارزان می خوابند و خانه به خانه اشتراک مجله می فروشند ، افرادی که اشتراک می گیرند یا از روی ترحم این کار را می کنند و یا می خواهند از شر آنها خلاص شوند. البته آنها از کش رفتن وسایل از خانه ی کسانی که آنها را به داخل راه می دهند هم پول در می آورند.

یک روز جیک دختری 18 ساله به نام استار (با بازی ساشا لین) را بیرون سوپرمارکتی میبیند و او را استخدام می کند. استار دو بچه اش را پیش مادرش  در یک کلاب رقص رها می کند ( البته این مبهم است، ممکن است او تنها خواهر بزرگتر آنها باشد) . تمام فروشنده ها با ون به راه می افتند ولی جیک با یک ماشین اسپورت و دوست دختر بی احساس خود به نام کریستال ( با بازی رایلی کیو) سفر می کند که او در حقیقت رئیس اصلی است ، حساب و کتاب پول ها را انجام می دهد ، صورت حساب ها را پرداخت می کند و هر کسی که نتواند به شخص مورد نظر اشتراک بفروشد را بی رحمانه تحقیر می کند. جیک با استار برای فروش هم گروه می شود و کاملا مشخص است که مجذوب او شده ، او بسیار متکبر است ، به مشتریانش می گوید که تمایل دارد در دانشگاه علوم سیاسی بخواند و تاثیر گذار باشد و از نظر یک بیننده او بسیار شبیه دونالد ترامپ است !  اما در حال حاظر تعداد فروش های او به خاطر مجذوب شدنش به استار کم شده و کریستال از این خشمگین است.

در این فیلم تنش های احساسی ، طنز سیاسی و تفسیر اجتماعی همگی به خاطر مقدار زیاد فضاسازی و نداشتن محل مشخصی برای رفتن به حالت تعلیق در آمده اند. دزدی ای اتفاق می افتد و در جایی دیگر استار می پذیرد در ازای مقدار زیادی پول با کسی بخوابد اما هیچ اتفاق مرسوم علت و معلولی ای باعث آن نمی شود. همه چیز در جریان است و کارها بدون دخالت پلیس پیش می روند. فیلم پر است از دعوا ، مست کردن و مهمانی . افراد جدیدی مدام به گروه می پیوندند و عده ای هم جا می مانند. داستان تا جایی پیش می رود که جیک به همراه تنزل مقام تحقیر می شود. شاید این فیلمی ساده باشد اما در آن نوعی از جسارت و صداقت وجود دارد که به تجربه اش می ارزد. گاهی زندگی سخت می شود ، بیشتر شبیه رودخانه است که به جلو جریان دارد و به نظر من چیزی که آرنولد سعی داشته از آن تقلید کند همین جریان داشتن است. کاملا مشخص است که برای این کار ، زمان فیلم را طولانی کرده ، از دیالوگ های فکر نشده و چیده نشده استفاده کرده و آن بازی افراطی و خود نمایانه ی شیا لیبیوف که به یک کارگردان سخت گیر تر نیاز دارد . در آخر باید بگویم که هنوز تصاویر و حس و حال فیلم در ذهن من باقی مانده است.

 

مترجم: عبدالرضا سلیمی

0

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است