ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

نقد فیلم مطرب, در دام فیلمفارسی

فرهاد ترابی
۹ ماه پیش - ۲ دقیقه مطالعه
امتیاز منتقد به فیلم :

"فیلمفارسی" با همین شکل نوشتن سر هم را، مرحوم هوشنگ کاووسی برای نقد فیلم های ایرانی پیش از انقلاب، وارد ادبیات سینمایی کرد و اصرار ایشان برای سر هم نوشتن آن، به این دلیل بود،که بگوید در این فیلم ها نه از ایرانی خبری هست و نه از فیلم و سینما.ترکیبی از داستان های بی چفت و بست، موسیقی کاباره ای، بزن بزن قهرمان های با معرفت و آسمان جل،شوخی های جنسی و عشق های آبکی، که حتما هم در انتهای فیلم، عشاق پریشان حال به شهد وصال می رسیدند و خوش و خندان رو به...

  

"فیلمفارسی" با همین شکل نوشتن سر هم را، مرحوم هوشنگ کاووسی برای نقد فیلم های ایرانی پیش از انقلاب، وارد ادبیات سینمایی کرد و اصرار ایشان برای سر هم نوشتن آن، به این دلیل بود،که بگوید در این فیلم ها نه از ایرانی خبری هست و نه از فیلم و سینما.ترکیبی از داستان های بی چفت و بست، موسیقی کاباره ای، بزن بزن قهرمان های با معرفت و آسمان جل،شوخی های جنسی و عشق های آبکی، که حتما هم در انتهای فیلم، عشاق پریشان حال به شهد وصال می رسیدند و خوش و خندان رو به سوی آینده ای پر از شور زندگی حرکت می کردند و تیتراژ پایانی روی این ذوق و شوق وافر عشاق و تماشاچیان، بالا می آمد.

این نوع سینما نه در بعد انقلاب، که در همان سال های پیش از انقلاب، با فیلم های موج نو و آمدن ،فیلم سازانی چون کیمیایی و مهرجویی به محاق رفت.فیلم هایی چون قیصر و گاو با مولفه های جدید، فرمول های گذشته جذب مخاطب را کنار گذاشتند و طرحی نو درانداختند.

اما حال درست بعد از 50سال، که از ورود موج نو به سینمای ایران می گذرد؛ "مطرب" دقیقا براساس همان مولفه های فیلمفارسی، ساخته شده است.

موسیقی کاباره ای، شوخی های جنسی، رفیق بی خیال و الکی خوش،همسر مهربان و زجرکشیده،که در غیاب همسر در بندش،به رختشویی افتاده، ولی هنوز عاشق است.دختر خوب و خانواده دوست،پسرلاابالی و سرمایه به باد ده و...

مصطفی کیایی که کارهای قبلی اش، یک سر و گردن از مطرب بالاتر هستند؛ گویا در مطرب آنقدر برای ساخت عجله داشته است که،به جای دست انداختن آگاهانه این مولفه ها و خنده گرفتن از مخاطب، دقیقا در دام آن افتاده و فیلمفارسی او را با خود برده است.شوخی های جنسی او، از نمک قصه فراتر رفته و بسیار عریان در دل قصه بارگذاری شده است.

فصل سفر به ترکیه ابراهیم خوش لحن و گروه همراه ترکیبی از فیلم های مکرر و داستان های پیشن، در مورد دزدیدن کیف، قاچاق انسان، فرار از دست قاچاقچیان و ...است؛ که از صحنه های آدم برفی داوود میرباقری، که خود پرویز پرستویی در نقش جواد کولی بازی می کرد؛ تا سریال پایتخت 5 که همین اواخر شاهد پخش آن بودیم؛را می توان در آن مشاهده کرد. 

البته مطرب یک خواننده زن ترک را هم کنار مطرب ایرانی خودش، روی صحنه می برد؛ تا چند ثانیه با خواندن دو نفره ایشان،مخاطب را غافل گیر کند،که این هم نمی تواند،ارزشی برای نداشته های بی شمار فیلم، به حساب آید.

وقتی فیلم نامه یک اثر سینمایی لنگ بزند؛ کاری از گیتار حسن شماعی زاده و مولودی خوانی،در منزل معاون وزیر هم، ساخته نیست.کاش قصه مطرب در همان روزهای انقلاب تا اسفند می گذشت؛ چرا که آن پرستویی، هم قابلیت درآوردن قصه را داشت و هم در سیر تحول شخصیت او، کارگردان مجبور نبود؛ متوسل به بغض و اشک معروف پرستویی،آن هم در نقش یک مطرب شود.

0

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

مجید متین
۸ ماه پیش
به جرات گیشه ای ترین فیلمی بود که تا بحال دیده بودم - که البته گیشه خوبی هم بدست آورده - ... کاش قبل از رفتن به سینما نگاهی به نقدهای شما عزیزان مینداختم تا وقت و پول خودم رو اینطوری هدر ندم. واقعا تعجب میکنم که بازیگرانی با این سطح از محبوبیت و شهرت چطوری روشون میشه در چنین فیلم سطح پایینی بازی کنن. همین ها توی صفحات اینستاگرامی شون کلی ادعای فضلشون میشه و ...
خطر لو رفتن داستان
پاسخ:
سهراب اقایی
۳ دقیقه پیش
سلام.نقد فیلم را باید بعداز دیدن فیلم بخوانیم. در غیر اینصورت دچار پیش داوری میشویم. هر کسی می‌تواند در مورد فیلم نقد خاص خود را داشته باشد. بر اساس اصل هرمنوتیک شخص با دیدن یک فیلم می‌تواند نقد و نظر خود را داشته باشد که لزوما نقد خوب و بد نداریم. نقدها صرفا یک تحلیل است که از فردی به فرد دیگر متفاوت است
مهندس مجیدی
۴ ماه پیش
سلام خدمت عزیزان واقعا متعجب شدم اینهمه عقده گشایی تو این فیلم... متعصب نیستم ولی بیاین منصف باشیم واقعا هیچ خواننده و یا هنرمندی بعد از انقلاب تو ایران به شهرت و نون و نوا رسید؟ این شوخی های سخیف جنسی چی بود تو فیلم که دختر 9ساله من بعد فیلم فقط همون یه جمله رکیک(پرده هارو بکشیم و...) تو ذهنش موند و تکرار می‌کرد داستان ضعیف و کلیشه ایه یه پسر که خدمتکار یه خونست و صاحب خونه به مرور عاشقش میشه و.... و ماجراهای تکراری دیگه، دزدیدن پول توسط آدم رباها، ایران بدترین جاست و خارج، حتی ترکیه بهشت و دریچه ای رو به آزادیه و چند ماجرای کلیشه ای دیگه اگر فیلم چهارراه استانبول آقای کیایی رو دیده باشین تنزل و سقوط ایشون رو تو این فیلم بیشتر درک میکنین واقعا یه فیلم خارجی ببینین اثرات منفی کمتری، نسبت به فیلم‌های ایرانی برروی ذهن و روان خانواده میتونه داشته باشه
خطر لو رفتن داستان
پاسخ: