0
سامان پارسی
۴ ماه پیش - ۷ دقیقه مطالعه
منبعروزنامه هنرمند

نقد فیلم خرچنگ, the lobster, مرثیه ایی برای عشق

امتیاز منتقد به فیلم :

خرچنگ اثری متفاوت از یورگوس ولانتیموس تصویری بکر از از زندگی انسان در جهانی موازی است که عشق و ازدواج معیار سنجش انسانیت و حیوان قرار می گیرد.

  

مرثیه ایی برای عشق

نگاهی به فیلم خرچنگ، اثر: یورگوس لانتیموس

The Lobster

سامان پارسی

کارگردان: یورگوس لانتیموس، فیلمنامه: یورگوس لانتیموس، افتیمیس فیلیپو، مدیر فیلمبرداری: تیمیوز باکاتاکیز، تدوین: یورگوس ماوروپ ساریدیس، موسیقی: جانی بورن، بازیگران: کالین فارل(دیوید)، رایچل وایتر(زن کوتاه نظر)، جسیکا باردن(زن خون دماغی)، الیویا کلمن(مدیر هتل)، اشلی جنسن( زن بیسکوئیتی)، آرین لبد(زن جوان خدمتکار)، آنجلیکی پاپولیا(زن بی احساس)، مایکل اسمایلی(جان، مرد لنگان)، لئا سیدوکس(رهبر مجردها)، محصول: یونان، انگلیس، ایرلند، فرانسه، هلند، 118 دقیقه.

خرچنگ اثری متفاوت از یورگوس ولانتیموس تصویری بکر از از زندگی انسان در جهانی موازی است که عشق و ازدواج معیار سنجش انسانیت و حیوان قرار می گیرد. گروهی که با تعیین یک سری قوانین عجیب و سخت گیرانه می خواهند با بستری قراردادی همه را به سوی انسانیتی ناب که لایق جامعه متمدن بشری است سوق دهند. داستان خرچنگ در جهانی عجیب از نظر ما که به عنوان نظارگر و مخاطب به آن نگاه می کنیم در حال وقوع در دو بخش موازی است. گروهی که با قوانینی عجیب به افراد مجرد 45 روز مهلت می دهند که جفتی برای خود پیدا کنند و به جامعه بازگردند یا تبدیل به حیوانی شوند که از پیش انتخاب کرده اند. از نظر آنها انسان حقیقی فردی است که بتواند با عشق در کنار دیگری زندگی زیبا و لذت بخشی داشته باشد و با اجرای برخی نمایش های ساختگی و پوپولیستی از مرگ مردی که تنها در حال غذا خوردن است و مردی که به خاطر حضور همسرش زنده می ماند افرادی را که در محلی به نام هتل برای جفت یابی آنجا می آیند را تشویق به ازدواج می کنند. در برابر آنها گروهی دیگر هستند که در جنگل و با فرار از این شرایط به صورت انفرادی و مجرد در بستری بکر با قوانینی سخت گیرانه زندگی می کنند و در آنجا عشق را مفهومی پوچ می دانند که برساخته از یک تفکر سطحی است و هیچ کس حق ازدواج ندارد و آزادی حقیقی را در فردیت و تنهایی معنا می کنند. دیوید در بخش اول به هتلی می رود که می باید در 45 روز جفتی برای ازدواج پیدا کند تمام قوانین به گونه ایی تعیین شده که افراد بهترین و کامل ترین انتخاب را ازدواج و عشق می دانند. افراد می توانند در یک روز مشخص به شکار بروند و هر مجردی را که شکار کنند می تواند روزهای بیشتری را برای جفت یابی داشته باشند. در این چرخه که همه چیز در آن قراردادی است حتی نمایش هایی که در وصف عشق اجرا می شود و افراد در یک تلاش برای تبدیل نشدن به حیوان سعی می کنند هر جور شده شخصی را پیدا کنند مانند زنی که بیسکوئیت کره ایی به همه تعارف می کند در درون چرخه ایی قرار گرفته اند که گروهی در قدرت در حال اعمال نوعی فرهنگ با اعمال فشار و خشونت هستند مانند زمانی که دست یکی از افراد را در یک تستر قرار می دهند و می سوزانند. هتل که نماد تمدن و شهرنشینی و سرمایه داری است توسط گروهی اداره می شود که تفکری یک بعدی را با اعمال خشونت و جایگذاری مفاهیم قراردادی خود در ذهن ساکنینش نماد قدرت های خودکامه ی امروز هستند که با داشتن تمام امکانات در حال تغییر تفکر افراد جامعه با رسانه و اعمال خشونت هستند و هر فردی که تخطی کند مجازاتی سخت را باید تحمل کند. مدیر هتل در تمام جزئیات زندگی افراد وارد می شود و حتی تصمیم می گیرد وقتی زوجی دچار مشکل شد برای آنها بچه ایی بفرستند تا بتوانند مشکلات را حل کنند. ورود مدیر به تمام عرصه های زندگی مانند ورود دولت های مدرن به تمامی عرصه های زندگی حتی حریم خصوصی و باز تعریف تمام زندگی افراد و تبدیل آنها به موجودی است که می باید برای اجرای خواسته و برنامه هایشان به وجود آید. نکته قابل توجه گروه مخالف است که در جنگل به صورت مجرد زندگی می کنند و عشق را یک مفهوم پوچ می دانند برای همین با حمله به هتل و قرار دادن افراد در برابر یکدیگر برای زنده ماندن سعی در بی معنی جلوه دادن عشقی هستند که برایش تلاش کرده اند و فکر می کنند بهترین است. گروه مجردها نیز که توسط قوانینی سخت اداره می شود حق عاشق شدن ندارند و اگر فردی عاشق شود مجازات می شود. این گروه که فکر می کنند به خاطر عدم حضور در جامعه مدرن و بستری بکر آزاد هستند در نوعی معکوس از همین تفکر خودکامه قرار گرفته اند. یکی از صحنه هایی که می توان پوچ بودن آزادی تعریف شده از سوی مجردها را مشاهده کرد زمانی است که هر شخص در حال گوش کردن به موسیقی دلخواه است و در یک هرج و مرج و بی نظمی در یک کل نا موزون در حال اجرای رقصی مدرن و بی معنی هستند که هر کس در تفکر خود بهترین و کامل ترین شکل را انجام می دهد. از نظر مفهومی هر دو گروه در حال اجرای نوعی تفکر استبدادی و خودکامه هستند که با ورود در تمام عرصه های زندگی افراد را به شکلی که می خواهند برنامه ریزی می کنند و هر کدام فکر می کنند با نفی دیگری بهتر و کاملتر هستند. خرچنگ در بخش اول که دیوید در هتل زندگی می کند به مراتب روایتی منسجم تر و عمیق تر دارد در بخش دوم که نقطه اتصال آن ورود دیوید به گروه آنها و عشقی است که میان او و زن کوتاه نظر به وجود می آید در روایت دوم انسجام و عمق روایت را از دست می دهد. 

هتل که نماد شهرنشینی و سرمایه داری است انسان را تبدیل به موجودی برنامه ریزی شده می کند که در یک کارناوال آنها را به یک برنامه شکار دعوت می کند که می باید گروهی مجرد را شکار کنند که از قوانین سرپیچی و به جنگل فرار کرده اند. هر چند خرچنگ در مقایسه با فیلم سالو یکی از شاهکار های سینما و اثر پازولینی در به تصویر کشیدن فاشیسم به همان اندازه عمیق نیست اما به خوبی در جهانی موازی تلاش می کند تغییر انسان به غیر خودی برنامه ریزی شده از سوی قدرتها را به تصویر بکشد. این قدرت فقط در هتل اعمال نمی شود بلکه در جامعه نیز پلیس افرادی را که تنها هستند دستگیر و تحویل هتل می دهد. قدرت و سرمایه داری ازدواج را وجه تمایز انسان و حیوان می داند و هر کسی را که نتواند عاشق شود لایق حضور در شهر و زندگی مدرن نمی داند. عشق که مفهومی عمیق و چند لایه و نوعی برانگیختی انسانی و یکی از مفاهیم حقیقی و ابدی زندگی انسان است را باز تعریف می کند و انسان را که در عصر مدرن فاقد خود آگاهی است و همه چیز را مطابق اصولی نوشته شده توسط قدرت ها به صورت مفاهیمی قرار دادی می پذیرد تبدیل به موجودی مصرف کننده کرده است. 

هتل و جنگل هر دو نماد قدرت هایی هستند که با اعمال خشونت قراردادهای اجتماعی را بازتعریف و انسان را مجبور به پذیرش آن می کنند هر دو گروه با ورود به شخصی ترین عرصه زندگی، انسان را به موجودی مطیع و مقلد تبدیل می کنند و هر فردی نیز که سرپیچی کند با سختترین مجازات ها مواجه می شود. هر گروه در حال نقض دیگری است و در همان چرخه ایی در حال رشد و تکثیر خود است که از نظر مفهومی خودکامگی و استبداد را اعمال می کنند. یکی از ویژگیهای افراد دو گروه پذیرش و عدم تفکر است و آگاهی امری که همیشه در حال به چالش کشیدن تمام قراردادهای اجتماعی است از بین رفته است. هر دو قدرت، افراد را در شرایط بحران قرار می دهند و با اعمال خشونت و انتخاب مرگ و زندگی تلاش می کنند حس بقا را در انسان تقویت کنند تا افراد برای زنده ماندن در شرایط ماندن یا حذف شدن دیگری را قربانی کند. مانند زمانی که همسر مدیر هتل تفنگ را به سمت او نشانه می گیرد تا زنده بماند یا زن کوتاه نظر به رهبر گروه مجردها می گوید «چرا دیوید را کور نکرده است.» با اینکه هر گروه اعتقاد دارند کاملا آزاد هستند اما نوعی انتخاب را در برابر افراد در شرایط بحران قرار می دهد تا حس زندگی آنها را مجبور به پذیرش نتیجه برنامه ریزی شده از سوی آنها و قبول مفاهیمی کند که می خواهند در ذهن افراد جایگذاری کنند. 

یکی از دلایلی که جامعه ایی که در فیلم نمایش داده می شود برای انسان امروز عجیب و غیرقابل باور است به این دلیل است که به عنوان مخاطب آن را تماشا می کند و اگر به عنوان فردی بدون پیش فرض های ذهنی به جهان خود از بیرون به عنوان یک مخاطب و بیگانه نگاه کنیم به خوبی می توان بسیاری از ضعف ها و مشکلات جهان را درک کنیم. انسان هایی که در حال انجام بسیاری از اعمالی هستند که توسط گروهی دیگر به صورت قرارداد اجتماعی برای انسان تدوین شده اند و در حالی انسان بدون فکر و تحلیل در حال انجام و تکرار آنها است که همه چیز را عادی و درست و دقیق می داند. انسان امروز مانند بیشتر ساکنین هتل یا شهر در تلاش است برنامه هایی را که در تدوین آن هیچ نقشی نداشته و برای زندگی او توسط قدرت ها نوشته شده را اجرا کند. خرچنگ نقدی است بر انسان امروز که به صورت مقلد موافق یا مخالف یک جریان می شود و هر گروه با اصرار بر درستی افکار و قوانین سعی می کنند با اعمال خشونت قدرت خود را گسترش دهند. 

دیوید در ابتدا به خاطر اینکه نمی تواند عاشق شود و قصد ندارد به حیوان تبدیل شود با زنی بی احساس ازدواج می کند اما خیلی زود متوجه می شود نمی تواند در این برنامه دوام بیاورد و فرار می کند و در گروه مجرد ها ابتدا احساس راحتی و آزادی می کند اما وقتی عاشق می شود متوجه می شود که نمی تواند با قوانینی آن گروه کنار بیاید پس برای فرار از جنگل به شهر می آیند. دیوید به سرنوشتی از پیش نوشته شده و برنامه ریزی تن می دهد و تلاش او که تصور می کند انتخابش بر اساس آزادی است دیوید را به همان مکانی می فرستد که انسان ها در حال اجرای قوانینی هستند که از آنجا فرار کرده است.

هر چند یکی از نقاط ضعف فیلم پایانی نامشخص برای داستان است اما تردید دیوید برای کور کردن خود که می خواهد با زنی که دوست دارد در شرایطی برابر زندگی کند مانند زمانی که همسر مدیر هتل تصمیم می گیرد به جای مردن تنهایی را انتخاب کند بدون تفکر چیزی را اجرا می کنند که تصور می کند درست و دقیق است اما در نهایت در برخی موارد با شک و تردید به آن نگاه می کنند.

خرچنگ نقدی است بر شیوه زندگی انسان در جهان مدرن و متمدن و سرمایه داری که قدرت و خشونت در حال تغییر تمام مفاهیمی وتبدیل انسان به غیر خودی است که با نوعی انقلاب مواجه می شود که به بازتولید همان چیزی منجر می شود که از آن بیزار است.

یورگوس ولانتیموس که نویسنده و کارگردان فیلم است با استفاده از موسیقی و خلق صحنه هایی عالی و بازی عالی بازیگران و اطلاعاتی که در هر بخش به مخاطبش می دهد خرچنگ را فیلمی تامل برانگیز و تاثیر گذار تبدیل کرده است.



در آینده‌ای کابوس‌وار، افراد مجرد مجبورند ظرف مدت 45 روز یک شریک زندگی برای خود بیابند؛ و اگر در طول این زمان در این امر موفق نشوند به حیوان بدل می‌شوند و آنها را در جنگل رها می‌کنند...