نقد فیلم من سالوادور نیستم, I am not salvador, دردسر بزرگ

۶ سال پیش

۱۷ اسفند ۱۳۹۴

یاسمن خلیلی فرد

امتیاز منتقد به این اثر: ۲ از ۱۰

برخی طرح ها تکراری اند و این طرح های تکراری می توانند منجر به نگارش فیلمنامه هایی تکراری شوند و نتیجتاً فیلمی هم که بر اساسشان ساخته می شود فیلمی تکراری خواهد بود. «من سالوادور نیستم» مصداق بارز چنین مدعایی ست.

کارگردان : منوچهر هادی
- /۱۰
امتیاز سلام سینما

از ۰ رای

امتیاز دهید :

ناصر و خانواده اش بواسطه آژانس تعطیلات رویایی به سفری سیاحتی به برزیل دعوت می شوند، آنجل دختری برزیلی او را با نامزد سابق خود اشتباه گرفته است و ...

فیلم فارغ از جنبه ی سرگرم کننده بودنش حرف دیگری برای گفتن ندارد. زن و شوهری با عقاید خاصشان وارد کشوری با فرهنگ متفاوت می شوند و در این راستا اتفاقاتی برایشان رخ می دهد که محور اصلی داستان را شکل می دهد؛ اتفاقاتی قابل پیش بینی اما بامزه!
می توان چنین فیلمی را آن قدر جدی نگرفت و آن قدر موشکافانه نقدش نکرد اما از آن جایی که فیلم یکی از فیلم های اصلی اکران نوروزیست و عوامل حرفه ای سینما در ساختش نقش داشته اند نمی توان به سادگی از آن گذشت و می شود درباره اش دقیق تر نوشت.
در «من سالوادور نیستم» زنجیره های عِلی قرص و محکم نیستند. چرایی بسیاری از رویدادها سست و بی پایه است و داستان می توانست همان ابتدا و با گفتن حقیقت از سوی آنژلا به مادربزرگ حل و فصل شود یا دست کم، علت دندانگیرتری برای دروغگویی های او در نظر گرفته می شد. اما آن چه مخاطب را نسبت به تماشای فیلم دلسرد نمی کند خرده داستان ها و شوخی های آن است؛ شوخی هایی که البته بیشتر طنزکلامی اند تا موقعیت و بخش عمده ای از آن ها نیز به شخصِ رضا عطاران بازمی گردد که عموماً بخش هایی از ویژگی های غریزی و شخصی خود را چاشنی نقش هایش می کند. به همین لحاظ فیلم، کاری کم جان است که خلأ های داستانی آن مکرراً به چشم می خورد و شخصیت ها تا حدودی جبران گر نقصان های قصه گویی می باشند. در فیلم های کمدی اصولاً عنصر «اتفاق» مکرراً می شود و «من سالوادور نیستم» نیز از این قاعده مستثنا نیست؛ اتفاقاتی که البته در انتها مشخص می شود از پیش برنامه ریزی شده بوده اند و واژه ی «نقشه» واژه ی مناسب تری برای نامیدن آنهاست.
فیلم به مثابه عمده فیلم هایی که در کشوری دیگر ساخته می شوند تلاش خود را می کند تا از مناظر و جاذبه های توریستی کشور مدنظر نهایت استفاده را ببرد و طبیعتاً نماهای زیبایی از آن مناظر در فیلم برجای مانده است. بهره گیری فیلمساز از نمای عمومی میدانی در شهر یا خیابان های آن و یا حتی بندر ساحلی به منظور فاصله گذاری میان سکانس های مختلف و یا نمایش تغییرات زمانی انتخاب زیرکانه ای برای بهره بردن کامل از مناظر برزیل بوده است.
ریتم مناسب فیلم از دیگر محاسن آن است که با فضای آن همخوان است. ساختار فیلم آشفته نیست و ساختار اجرایی آن قابل دفاع است. به عبارتی کارگردانیِ «من سالوادور ..» از فیلمنامه و متن آن پیشی می گیرد.
همان طور که اشاره شد، فیلم بزرگترین ضربه را از داستان و فیلمنامه اش می خورد که به نظر می رسد تلاشی هم برای بهبود کیفیت آن نشده است زیرا ژانر فیلم کمدی است و تجربه نشان داده است که در چنین فیلم هایی حضور یک کمدین محبوب خواهد توانست باقی عیب و ایرادهای فیلم را مورد اغماض قرار دهد و تمرکز مخاطب بیشتر بر شوخی های کلامی و هنرنمایی آن کمدین قرار گیرد. در حالی که به نظر می رسد حتا همین طرح تکراری قابلیت آن را داشت که با پرداختی بهتر و توجه و تمرکز بیشتر به متن، به کاری متفاوت و کم اشکال تبدیل شود. سطح فیلم های کمدی می تواند بالا رود به شرط آن که مخاطب توقع خود را از این دست فیلم ها بالا ببرد و فیلمسازان نیز به این ژانر محبوب، به عنوان ژانری دم دستی و سهل الوصول نگاه نکنند.
بازی های فیلم از دیگر برگ های برنده ی آن هستند. رضا عطاران خوب بازی می کند؛ نمی توان تفاوت عمده ای را میان این نقش آفرینی با نقش آفرینی های دیگر او متذکر شد اما بازی او قابل قبول است و مطابق بیش تر فیلم هایش بار فیلم بر دوش اوست. بهره گیری از المان هایی چون تغییر چهره، قرار گرفتن در موقعیت های دشوار، افتادن به دردسر روی بازیگری مثل عطاران خیلی خوب جواب می دهد زیرا او قادر است در کمال خونسردی باورپذیرترین موقعیت های خنده دار را پدید آورد. یکتا ناصر، که او را بیشتر در قالب نقش های جدی دیده بودیم همپای عطاران به خوبی نقش خانم ایزدی را ایفا می کند. او زنی سنتی و پای بند به خانه و خانواده است و قرار گرفتنش در آن موقعیت خاص اتفاق جالبی ست. بازیگران برزیلی فیلم هم بازی های خوبی دارند و کمک به سزایی به حفظ وجه فانتزی اثر کرده اند.
موسیقی متن فیلم قابل قبول است؛ تلفیق موسیقی محلی ایرانی (تربتی) با موسیقی سنتی برزیلی ترکیب جالبی را پدید آورده است که با درون مایه ی اثر و موقعیت کاراکتر اصلی همخوان است.
منوچهر هادی کارگردان کاربلدی است که توانمندی خود را در آثار متعدد خود به اثبات رسانده است. اگر رسالت «من سالوادور نیستم» را خنداندن مخاطب در نظر بگیریم، او در این امر موفق عمل می کند اما اگر بخواهیم به فیلم به عنوان یک کمدی عمیق و حاوی پیامی خاص بنگریم نمی توان آن را اثری موفق در این زمینه به حساب آورد.
 


نقدهای مرتبط با این اثر

یاسمن خلیلی فرد
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
پسرکشی (filicide)
فیلمنامه نویس احتمالا به منظور رازآلودتر کردن درام، بسیاری از المان های اصلی کار را در هاله ای از ابهام قرار می دهد و با بهره گیری از تمهیداتی (به عنوان مثال اسم نداشتن کاراکترها) می کوشد تا فضای موهوم و پیچیده ی کار را موهوم تر و پیچیده تر کند اما به واسطه ی آن که پاسخی برای چرایی های روایت وجود ندارد بسیاری از این تمهیدات بیش از آن که در مخاطب حس کنجکاوی ایجاد کنند کار را دچار ضعف منطق روایی کرده اند و اثر به جای جذاب شدن الکن شده است.ادامه مطلب
یاسمن خلیلی فرد
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
احضار روح 3: شیطان مرا وادار کرد (The Conjuring: The Devil Made Me Do It)
امتیازی که برای هر سه قسمت از این سه ­گانه می­ توان قائل شد فیلمنامه­ ی آن­هاست. روایت به شکل مرحله ­بندی­شده ای جلو می­ رود و فیلمنامه­ ی دقیق و منطقی هر مرحله را به مرحله­ ی بعد می ­رساند.ادامه مطلب
یاسمن خلیلی فرد
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
تکخال (Singleness)
"تک خال" از همان دست فیلمفارسی های به روز شده ای است که نمونه شان را بارها در سینمای گیشه پسند ایران و حتی در سال های اخیر دیده ایم.ادامه مطلب

پربازدیدترین نقدها

علی رضایی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
دشمن (Enemy)
نیکی و بدی که در نهاد بشر است، شادی و غمی که در قضا و قدر است، با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل، چرخ از تو هزار بار بیچاره‌تر است.ادامه مطلب
انگل (Parasite)
   انگل اگرچه نام یک بیماری در دستگاه گوارش بشر است اما نمونه روانی – سینمایی آن را به خوبی از دوربین بونگ جون هو به تماشا نشستم . فیلم ساز در این اثر با نمایش اخلاقیات در چارچوب شرایط و تلطیف آن بنابر سلیقه شخصیت ها یک روند تکاملی در سیر صعودی روان آدمی را شکسته است . از آنجاییکه همه فیلم های هو و مشخصا : «خاطرات قاتل» و «مادر» در کوشش تغییر اخلاقیات به واسطه شرایط و سائق های شخصی دست و پا می زنند ، «انگل» تا به امروز ضعیف ترین نمونه دیده شده...ادامه مطلب
معین رسولی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
عطر: داستان یک قاتل (Perfume: The Story of a Murderer)
عطر،داستان یک قاتل، فیلمی است برگرفته از کتابی با همین نام اثر پاتریک سوسکیند که پرفروش ترین کتاب سال 1985 نیز بوده است.ادامه مطلب
پلتفرم (The Platform)
پلتفرم دارای یک جهان بینی استعاره ای ترسیمی از ماهیت بشر است که علیرغم قرارگیری در ژانر وحشت ممکن است ترس آنی برای مخاطب ایجاد نکند اما ترس عمیقِ ادراکی ایجاد می کند که تامل و تفکر ژرفای مضمونی آن ترس را در ضمیر ناخودآگاهِ مخاطبِ عالی بنا می نهد.ادامه مطلب
عرشیا برجعلی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
پرندگان (The birds)
پس از شصت سال، هنوز مبهوت کننده و نفس گیر. کمتر فیلمی را مخصوصا در ژانر ترسناک میتوان پیدا کرد که حتی برای بار دوم، با وجود اطلاع تام بیننده از وقایع پیش رو، هنوز بتواند او را میخکوب کند. فیلم «پرندگان» هیچکاک شاهکاری است که با جلوه های ویژه اگزجره و به ظاهر پرطمطراق یا افکت های صوتی و موجودات خیالی مخاطب را به هراس نمی کشد، بلکه با چیزی این کار را می کند که شاید کسی فکر ترسیدن از آن را هم نکند!ادامه مطلب

نظرهای منتشر شده