ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

نقد فیلم چ, سبک و حرف چ

آرشیا صحافی
۴ سال پیش - ۸ دقیقه مطالعه
امتیاز منتقد به فیلم :

"چ" نسبتا خوب است و قابل قبول; به این سبب که نقاط ظعف و قوت فراوانی دارد. فیلم مملو است از حادثه و اساسا مدیون حوادث است. اگر دقیق تر "چ" را مورد تحلیل و ارزیابی قرار دهیم, تمام فیلم فدای حوادث و فضا شده است. مخصوصا حوادثی که نیمه ای مثبت و نیمه ای منفی دارد.

"چ" ساخته ی حاتمی کیا, فیلم نسبتا خوبی است و قابل قبول.

پس از مدتها مهمترین فیلمساز سینمای جنگ و دفاع ما ـ حاتمی کیا ـ توانسته است اثری قابل قبول خلق کند. اثری که نمونه ی آن در  سه  دهه ی  گذشته  کمتر به چشم میخورد. تم فیلمش اما اینبار با دفعات قبل توفیر دارد; اینبار به سراغ چمران رفته است و طبیعتا نمیتوانست فیلمی بیوگرافی بسازد;چون اثر فقط دو روز از ماجرای پاوه را به تصویر میکشد.

"چ" نسبتا خوب است و قابل قبول; به این سبب که نقاط ظعف و قوت فراوانی دارد. فیلم مملو است از حادثه و اساسا مدیون حوادث است. اگر دقیق تر "چ" را مورد تحلیل و ارزیابی قرار دهیم, تمام فیلم فدای حوادث و فضا شده است. مخصوصا حوادثی که نیمه ای مثبت و نیمه ای منفی دارد.

دوربین نزدیک و نزدیک تر میشود و مردی را میبینیم که با بیسیم خود را معرفی میکند. ـ مقدمه ای درست برای معرفی ـ

 هم شخصیت اول فیلم خوب معرفی میشود هم فضای اطرافش. اما مشکل  اصلی, در ادامه ی معرفی به وجود میآید و اثر در پردازش شخصیت اصلی و فضای اطرافش دچار مشکل جدی میشود. در پردازش چمران,سه وجه اساسی وجود دارد. نخست علمش. دوم عرفانش و سوم چریک و رزمنده بودنش.

چمران از همان ابتدا فردی محافظه کار و به شدت صلح طلب معرفی میشود. از دیالوگ اولش این نکته پیداست و که چمران اهل کشتن نیست. دیالوگی که به شدت شعاری است. "اگر تو خلقش کردیحق داری جانش را بگیری" ـ "کشتن کار ما نیست"

المان های دیگری هم وجود دارد. زمانی که چمران از بالا- در هلیکوپتر- پاوه را تماشا میکند,نگاهی متین و صلح طلبانه دارد. اما تیری که به سمت هلیکوپتر پرتاب میشود, درست به بین چشمان چمران برخورد میکند و ندای آن را میدهد که این نگاه صلح طلبانه در اینجا  ـ پاوه ـ  جوابگو نیست.

مسیر به درستی طی میشود تا زمانی که القابی به چمران الصاق میشود که آنها را هم در فیلم نمیبینیم!    این سرباز اسلام ;  کهنه چریک مردمان لبنان ,    فاتح این بحران ,مردی که میتوانست در تشکیلات ناسا برای خود کسی شود , شاید روزی جایزه ی نوبل میگرفت .  آیا این القاب در چمران نهادینه شده است؟

ورود به پادگان خوب و دکور   به درستی چیده شده. میزانسن ها مطلوب است و کنتراست تصویر خوب. وصالی از همان لحظه ی اول پردازش درستی دارد. شجاع,مغرور ,کله شق, آزادی خواه , تند و کمی نافرمان. فلاحی اما تیپی ساده از یک فرمانده است. فرماندهی که بود و نبودش فرقی به حال اثر ندارد. باشد یا نباشد اثر کار خود را پیش میبرد.اصلا به نظرم اضافی است و توی دست و پا.

درگیری لفظی وصالی و فلاحی خوب است و به جذابیت اثر میفزاید. بیشترین چیزی که از همان لحظه ی اول توی ذوق میزند , انفعال چمران و عدم تصمیم گیری اوست. از همان اول نمیتوانست تصمیم بگیرد و تصمیم هایش هم سازنده نبود. نماز خواندن و دعاهایش به وجه عرفانی اش هیچ کمکی نمیکند و عرفانش به کل غایب است. با انفعالی که دارد از علم هم خبری نیست. اما وجه چریک بودنش تا حدی شکل گرفته است. در حادثه بیمارستان خوب اسلحه به دست میگیرد و اکشن هایش جذاب است.

وجه صلح طلبانه ی چمران به حدی در فیلم زیاد است که او را تبدیل به یک دیپلمات میکند. مشخص است مسائلی که در ذهن فیلمساز میگذرد فراتر از جنگ – دفاع مقدس – است. فیلمساز به شرایط فعلی  و آینده ما میندیشد که این خود برای مخاطب جای تامل بسیار دارد.

کار به مذاکره میکشد اما .... چمران در مذاکره هم منفعل است. دیالوگ های کار شده ای بین او و بدمن فیلم   - دکتر عنایتی - رد بدل میشود. در همین دیالوگ های کارشده  عنایتی  چمران را شماتت میکند  و چمران در جواب این شماتت میگوید: "درکش برایت سخته"‍! دریغ از یک پیشنهاد,یک راه حل, یک راه نجات . درستش این است که انفعال چمران ماجرای پاوه را پیش میبرد و هر چه او بیشتر از خود انفعال نشان میداد اوضاع بدتر میشد. در نهایت هم با جمله ای شعاری جلسه را ترک میکند"بوی اسرائیل به مشامم میخورد"! 

بدمن فیلم از نظرم خوب است و تا حدی پردازش دارد و شخصیت شده است. مردی ملی گرا , متعصب , خشن ,

مغرور, ولی در تحلیل دچار اشتباه. حتی کنش های بدمن اثر از کنش های قهرمان   بیشتر است. مردی رادیکالیسم  و  دگماتیسم که به شدت  اصرار دارد   تا کار خود را پایان دهد.

با شکل گرفتن بخش بسیار کمی از شخصیت چمران  , فضا و حوادث  نیز خوب شکل گرفته اند.

حوادث "چ" اساسا مدیون تکنیک و جلوه های ویژه ی   نسبتا خوب خود است . حادثه ی اول از شکستن شیشه ها و بیدار شدن چمران شروع میشود;به طوری  همه در حیرت اند و ناگهان هواپیمای جنگی را میزنند!

نوبت به هلیکوپتر ها میرسد. اولی که هیچ,  اما دومی مهمترین بخش تکنیکی اثر است  - تصویر عقاب و شلیک به خلبان -  چرخش هلیکوپتر روی زمین خوب است اما قطع دست و مخصوصا سر به شدت اضافی است. این خشونت نه به فیلمساز میآید و نه به فضای اطرافش . میزانسن های اطراف هم عالی است و چرخش هلیکوپتر را پوشش میدهد. ای کاش میدیدیم که هلیکوپتر کجا به زمین مینشیند و چگونه.  اینگونه  کار کامل میشد. شاید این صحنه کم نظیر ترین تکنیک و جلوه های ویژه در سینمای ایران باشد.

  مریلا زارعی در فیلم, از ابتدا اضافی بود. این اعتراض زنانه در فیلم حاتمی کیا حاکی از چیست؟ هانا - مریلا زارعی -   تیپ ساده ای از زنی کرد است که از ابتدا تا پایان بلاتکلیف است. خودش هم نمیداند که کدام طرفی است! طرف برادرش را بگیرد یا شوهرش را. مخالف است یا موافق! مشخص نیست که چه میخواهد. در شرایطی که شوهرش به دست  کرد های جدایی طلب کشته شده, همچنان اصرار بر فراری دادن برادرش دارد! پیامهای ضد جنگ و ضد دفاعش هم به پردازش شخصیتش کمکی نمیکند‌ "من دوست ندارم جان کسی را بگیرم" . گویا این پیامها ادامه ی "به نام پدر" است..... بازی اش هم  بد است و به شدت اوراکت.

فیلمساز سعی دارد که چمران را در این بحران مظلوم و  تنها جلوه دهد. البته در این کار موفق نیست. دعا خواندن هایش زیر لب و سکوت و نماز خواندنش هم به تنهایی و اوج بحران کمک نمیکند. حتی زمانی که گاری را حمل میکند هم تنهایی نمایان نمیشود. – حتی زمانی که پیرزن به او حمله میکند – حتی زمانی که در ماشینش نشسته است و خاطره ها را مرور میکند. هیچکدام به تنهایی اش  و نشان دادن تنهایی  کمک نمیکند.

چند جا از انفعال در میاید که البته آنها را هم مدیون فیلمنامه است و فضا. مثلا جایی که دو طرف از گروه خودش ـایرانی و کرد ـ  به جان هم میوفتند, به اذان متوسل میشود و از درگیری جلوگیری میکند. سکانسی که به شدت شعاری است و احساساتی. اگر اذان نبود, چمران به چه چیزی متوسل میشد؟ یعنی هیچ راهی نبود که چمران را از این بلاتکلیفی در آورد؟ سردرگمی و انفعال شخصیت به حدی است که باید برای به حرکت درآوردنش یک  کاتالیزگر وجود داشته باشد! راستی  جناب فیلمساز, این انفعال است یا اعتدال؟

چمران حاتمی کیا, با چمران واقعی تفاوت بسیاری دارد. نه تنها  به درستی پردازش نشده است , بلکه فقط نگاهی متبسم دارد که کمی تازگی میآفریند..... همین. اگر این چمران را به دقت تحلیل کنیم, میبینیم که اساسا شخصیت چمران با ایدئولوژی فیلمساز جلو نمیرود و سعی دارد خود را صلح طلب و آرامش خواه جلوه دهد. تا آنجا که میتواند از جنگ پرهیز  میکند... حتی منافع خود را هم فدای صلح  میکند. صلحی که مطلقا پایدار نیست.  حتی در پایان فیلم هم صلح طلب است. زمانی که کرد ها محاصره اش کردند  و قصد جانش را دارند هم منفعل است و مثلا آرامش خواه.  - منهای صحنه ی پرتاب نارنجک ـ    اگر نام چمران را برداریم و به جایش  رزمنده ای بینام و نشان بگذاریم, چه اتفاقی میفتد؟ برای مخاطب - چه عام و چه خاص  -  فرقی میکند؟ اگر قرار بود که در پایان امام فرمان کمک به پاوه را بدهد, چرا چمران به پاوه امد؟ ..... بگذریم.....

برخی از نقاط فیلم,از نظرم کمی عجیب است. دیالوگ هایی که بین وصالی و چمران رد و بدل میشود حاکی از چیست؟ حرف اصلی فیلمساز چیست؟ فیلمساز کمی بین صلح و جنگ معلق است. حرف هایش را با لکنت میزند. زمانی که وصالی به چمران میگوید " شما را بیشتر چمران بازرگان دیدم تا چمران خمینی "   این حرف ها برای چیست؟ یا زمانی که وصالی از چمران میپرسد:"منظورتان از کشته, شهید است دیگر درسته؟" و جواب های سربالای چمران. "خمینی هم سرباز خدا بود" یا "آن مقام که دست خداست". مطرح کردن این مباحث چه علتی دارد؟ آیا واقعا موضوعیت دارد؟ چه نتیجه ای از آن حاصل میشود؟ این مسائل تا پایان مفروض میماند.  آیا فیلمساز ادامه ی فیلم های ضد دفاع خود (همچون به نام پدر) را میسازد؟ یکی مثل وصالی رادیکال و سخت, ودیگری مثل چمران معتدل و گاها خنثی !        - معلق بودنش اینجاست ـ   همه ی کارها با تردید همراه است. درست است که تردید هم یک کنش است,اما در شرایط فعلی تردید بی حاصل و بی نتیجه است.

حال دوربین و تکنیک "چ" .   در تک تک سکانس های "چ"  دوربین درخشان است و میزان. در نقاطی که دوربین روی دست است, میزانسن ها کمی بهم میخورد و فیلم از التهاب بیرونی به درونی دگرگون میشود و تغییر زاویه میدهد.تکنیک فیلم خوب است و در سینمای ایران  کم نظیر (شاید هم بی نظیر) . نکته ی مهم این است که  تکنیک فیلم کمی انیمیشنی میشود و توی ذوق میزند, اما استفاده از همین جلوه های ویژه مطلوب است.

مسئله این است که هرچقدر هم تکنیک "چ" خوب باشد جای فرم را نمیگیرد. در سینما فرم حرف اول را میزند. "چ" تا حدی به خود فرم گرفته است و گلیم خود را از آب بیرون کشیده است, همچنان اما لنگ میزند  و به سختی راه میرود.

"چ" در خود شعار هم دارد. شعار های میهن پرستانه و اسلامی که باید به خود فرم بگیرد. مثل القابی که در ابتدای فیلم به چمران الصاق میشود. یا حرف ها و سخنان آتشین وصالی. یا شعار های بی حاصل تیمسار فلاحی.

پایان بندی فیلم هم از مشکلات اصلی است. پایانی که با میزانسن های مختلف ملتهب میشود و مدام بالا و پایین  و البته شعاری. همچون:  "خمینی عصایش را بلند کرده" . از آغاز تا پایان , پاوه مطلقا شهر نمیشود و  کلوز آپ هایی گذرا و  لانگ شات هایی کارت پستالی  از آن میبینیم که منطقا به باز شدن فضا و بیشتر شدن التهاب کلی اثر نمی افزاید و فقط ناتوانی در وسعت بخشیدن را نشان میدهد. ـ وسعت بخشیدن در کارگردانی ـ  

شاید نشان دادن چند خانه و کوچه و پس کوچه از پاوه, مهم به نظر برسد اما, تا زمانی که در این میزانسن ها وسعت لوکیشن مشخص نشود, چند نما اضافه تر هم توفیری نمیکند.

در مجموع "چ" فیلم  جذابی است و دیدنی. فیلمی   تحقیق شده  و دغدغه مند. فیلمی که میتوان آن را بعد از "دیدبان" و "مهاجر" یکی از بهترین های  حاتمی کیا نامید. به طور کلی قابل قبول است,اما ضعف های فراوانی دارد که باید در اثر بعدی فیلمساز   برطرف شود. یکی از نکات مهم  این است که "چ" تنها فیلمی است که پس از ده سال در سینمای ایران, برای پرده ساخته شده  است و  این خود یک حسن بزرگ است ,زیرا بیشتر آثار در  سینمای ایران,  تله فیلم هایی هستند که بر روی پرده به نمایش در میآیند.

 بازی ها به علت عدم پرداخت شخصیت مطرح نمیشود و اگر هم بشود, حمیدیان بد نبوده است با تمامی شعار هایش  ,  تا حدی از پس نقشش بر آمده است ولی دیگر  بازیگران  .... هیچ

 

 

اساسا حاتمی کیا فیلمسازی است که کار با دوربین را بلد است و فیلمسازی اصولی است. اما هرگز فیلمنامه نویس خوبی نبوده است. همان بهتر که فیلمنامه هایش را کس دیگری بنویسد. در نهایت  هم فرم فیلم تا حد زیادی فدای ایدئولوژی فیلمساز میشود و سعی  می کند به بهترین شکل چمران را تنها نشان دهد.  ـ اما ناتوان است -  چمرانی که نوار ها و خاطره هایش را از بین میبرد و در لانگ شات به راه خود ادامه میدهد. مهترین نقاط فیلم که میتوانست به بهترین شکل اجرا شود به خاطر تفکر و ایدئولوژی فیلمساز تباه شد. با همه ی این احوال فیلم پر است از موقعیت ها و حوادث گوناگونی که جای تحلیل و نقد بسیاری دارد و این خود یک حسن است.  "چ" بر خلاف فیلم های اخیر فیلمساز, بدون مسئله نیست و مسئله دارد. "چ" کهنه است و دیروزی,و نه شلخته و سردستی. فیلمی خوش تکنیک و خوش ساخت گه گاهی فرم هم گرفته و حس میدهد. "چ" فیلم مهمی است ـ حداقل در کارنامه ی حاتمی کیا ـ  وشروعی مجدد و پر قدرت به فضا و جهان امروز,با آدم های  کهنه  و قابل لمسش.           

     

نکته ی مهم اما اینجاست که سعی کنیم ضعف های فیلممان را با جملات قصار نپوشانیم و آنان را به سمت مخاطب و جامعه پاس ندهیم. جامعه به  هیچ هنرمندی" نمایندگی احساسی"   نمیدهد . هنرمند, اگر هنرمند باشد سرش را پایین میاندازد و به جای آنکه بگوید "در درام غرق شدم"  به کار  و تلاشش ادامه میدهد و ضعفهایش را  با جملات قصار توجیه نمیکند.  خلاص

امتیاز از 4 ستاره :  1و نیم.

0

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است