ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

نقد فیلم زن جلو می رود, Woman Walks Ahead, یادآوری تراژدی غرب

ژانت کتسولیس
یک سال پیش - ۲ دقیقه مطالعه

جدیدترین اثر سوزان وایت " زن جلو می رود " درباره ی یک سری اتفاقات خیالی در زندگی یک هنرمند و فعال حقوق بومیان آمریکا در قرن 19 ام ، کاترین ولدون است.نقش آفرینی ها بسیار خوب است ( به خصوص آقای گری آیز که یک معجزه از هوش و وقار است ) و چشم انداز های فیلمبردار ( مایکل الی ) که بسیار دل ربا و سرگیجه آور است.

ترجمه اختصاصی سلام سینما

جدیدترین اثر سوزان وایت " زن جلو می رود " درباره ی یک سری اتفاقات خیالی در زندگی یک هنرمند و فعال حقوق بومیان آمریکا در قرن 19 ام ، کاترین ولدون است. بهترین راه برای لذت بردن از این فیلم ، کنار گذاشتن اتفاقات تاریخی و لذت بردن از فضای رومانتیک فیلم است. البته این رومانتیک بودن فیزیکی نیست.

" کاترین " (جسیکا چستین) به قصد نقاشی پرتره ی رئیس قبیله سرخپوستان لاکوتا ، " گاومیش نشسته " (مایکل گری آیز) از نیویورک به داکوتای شمالی سفر می کند. با اینکه او یک بیوه است اما بسیار ثروتمند و خوشحال است ، با این حال بنظر می رسد او آمادگی کنار آمدن با شرایط سیاسی خاص آن منطقه را ندارد. شرایطی که ارتش آمریکا (با بازی درخشان سم راک ول در نقش یک نظامی) و مردم شهرنشین بی رحم آن منطقه برای تحت فشار گذاشتن و آزار رساندن به مردم بومی (سرخ پوستان) بوجود آورده اند. دولت در حال مذاکره با بومیان برای توافق بر سر یک معاهده است که این مسئله باعث بروز تنش های فراوانی را به همراه داشته است ( معاهده ی داوز 1887 : دولت آمریکا زمین های بومیان را طی یک اصلاحات ارضی تقسیم کرده و این باعث از بین رفتن بسیاری از زمین های کشاورزی شد. فقط بومیان در صورت پذیرش این معاهده بعنوان شهروند رسمی آمریکا شناخته می شدند).

کاترین به شکل نابخردانه ای تصمیم می گیرد نقاشی پرتره ی رئیس قبیله را سیاسی کند و از این ابزار برای مقابله با معاهده استفاده کند ، از این طریق او می خواهد بومیان را علیه سیاست دولت مرکزی در قبال آنها بشوراند. رئیس قبیله ( که قبل از پیدا شدن سر و کله ی کاترین در داستان ، بنظر چیزی بیشتر از یک صیفی کار ساده بنظر می رسید و همان طور که استیون نایت در مجله ی Vague اشاره کرد ، این ضعف فیلمنامه است ) تنها به یک گپ کوتاه با کاترین نیازمند است تا خود و قبیله اش را برای یک مقاومت تمام عیار آماده کند.

داستان به شکل مسخره ای رومانتیک می شود و بنظر می رسد که اتفاقات به شدت سلیقه ای و گزینشی در داستان جاسازی شده اند.اما نقش آفرینی ها بسیار خوب است ( به خصوص آقای گری آیز که یک معجزه از هوش و وقار است ) و چشم انداز های فیلمبردار ( مایکل الی ) که بسیار دل ربا و سرگیجه آور است. تصویر تپه ها در دور دست و استخوان های سفید بوفالوی مقدس قبیله ( به نشانه ی احترام ) تراژدی اتفاقات آن دوره در غرب جهان را بسیار قدرتمند تر هزاران صفحه از دیالوگ های بی احساس به انسان یادآوری می کند.


منبع : نیویورک تایمز

مترجم : وحید فیض خواه

0

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است