ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

نقد فیلم لاتاری, تعمداً بد می سازم!

مسعود پریوز
۲۰ روز پیش - ۴ دقیقه مطالعه
امتیاز منتقد به فیلم :

مهدویان در کارهای مستند بسیار قوی تر و پخته تر عمل کرده و با این کار ریسک بزرگی انجام داده و در نهایت نتیجه مطلوبی برای وی به همراه نداشت. از محمد حسین مهدویان ساختن چنین کاری دور از انتظار بود و نمی توان انگیزه و قصد او از چنین کاری را مورد بررسی قرار داد، فیلمی با این همه ضعف و آشفتگی در فیلمنامه و الکن در بیان و در پی آن اعتراض وی به جشنواره فیلم فجر همه حاکی از آن است که کارگردان با لحنی دیگر گفته است تعمداً بد می سازم تا سطح انتظارات را...

  

هر گاه نامی از کارگردان جوان سینمای ایران " محمد حسین مهدویان " به میان می آید بی شک کارهای ماندگار او که روایتگر حوادث انقلاب اسلامی سال 1357 و پس از آن دوران جنگ است ( مستند روزهای سرد زمستان و ماجرای نیمروز ) را به ما یاد آوری می کند اما مهدویان این بار دست به کار تازه ای زده و به سراغ اثری متفاوت رفته است، انتخاب چنین موضوعی و به کار گرفتن بازیگران جوانی همچون ساعد سهیلی، جواد عزتی و زیبا کرمعلی نشان دهنده این است که این کارگردان بی شک توجه ویژه ای به فروش فیلمش در گیشه داشته و انتظار این می رفت که در صدر جدول پرفروش های اکران باشد و در ادامه با بخت و اقبال خوبی نیز همراه شد و توانست اکران نوروزی سال 1397 را نیز از آن خود کند که کمتر کسی چنین تصوری از این انتخاب در اکران نوروزی داشت ولی به هر حال فیلم در این روزها به روی پرده سینما رفت و به اکران عمومی در این بازه زمانی در آمد.

جنگ لفظی و روانی میان ایران و اعراب به ویژه اعراب حاشیه نشین خلیج فارس ( هنگام رویدادهای ورزشی گرفته تا روابط سیاسی و دیپلماسی و ... ) اتفاق تازه ای نیست، چه در گذشته نه چندان دور و چه اکنون که آتش این درگیری ها ادامه دارد و می توانیم نمونه های آن را در شبکه های اجتماعی مشاهده کنیم، اما اینکه مهدویان در این بازه زمانی بر اینگونه مسائل دامن می زند بسیار بحث برانگیز است.

به هر حال از حواشی دوری می کنیم و به سراغ فیلم می رویم، ابتدا به بررسی شخصیت موسی با بازی هادی حجازی فر می پردازیم، چهره ای انقلابی و از جنگ بازگشته که هنوز حال و هوای دهه شصت را در سر دارد و پند و نصایح آن دوران را به جوانان امروزی می کند. کارگردان چهره ای خشن را از این مرد در ابتدای فیلم به مخاطب معرفی می کند. هنگام اتمام نماز و تکبیر گفتن با حرص و ولع و بزرگنمایی بر این کار اصرار می ورزد، که اصلاً نیازی به نمایش آن نبود زیرا در ادامه مخاطب با این شخصیت آشنا می شد و امری دور از تصور نبود. در بسیاری از سکانس های فیلم این کنش ها و فریادهای مصنوعی و بی مورد از موسی ( هادی حجازی فر ) مورد تمسخر و حتی مضحکه واقع می شد و تماشاگر را به خنده وا می داشت ( از جمله اصرار به کندن تبلیغات روی دیوار و پاره کردن آن ها که بی مورد و بی جا بود ) و نسنجیده تر سفر او به همراه امیر علی ( ساعد سهیلی )  به دبی و خارج شدن از منطق روایی داستان که نیازی برای جا به جایی یک تیم فیلمسازی به کشور دیگری نبود و یا بهتر می توان گفت الزامی در این کار دیده نمی شد.

در ادامه اضافه شدن حمید فرخ نژاد با آن شکل و شمایل همیشگی منتقد سیاسی یا مهره سیاسی که در فیلمی چون ( دموکراسی تو روز روشن ) از وی دیده بودیم، جناح مقابل موسی ( هادی حجازی فر ) را می گیرد تا یاد آور دو طیف سیاسی کشور شود و دیالوگ های بین این دو بازیگر ( هادی حجازی فر و حمید فرخ نژاد ) همچون جنگ های مطبوعات داخلی و ادبیات بین دو جناح روزنامه های سیاسی کشور می باشد، که گویی هر دو زخمی از روزگار به دنبال راه چاره یکی تدبیر و دیگری عمل است. در این سکانس ها سخیف ترین، ابتدایی و دم دستی ترین دیالوگ های تاریخ سینما را مرور می کنیم که برای مخاطب تمام این شلوغ کاری ها بی معنی و فکاهی تلقی می شود.

در جایی از فیلم دوست امیر علی ( امیرحسین هاشمی ) به او یاد آوری می کند که محرم است ولی کارگردان تصویر درستی از این ایام به ما نمی دهد و فقط به یک پیراهن مشکی و در جایی دیگر به یک مداحی که در خیابان در حال پخش می باشد بسنده کرده است. لاتاری در ادامه چند سکانس نیز از فیلمفارسی ها قرض گرفته است. برای نمونه پرسه زدن امیر علی ( ساعد سهیلی ) با موتور در خیابان ها و همزمان صدای آهنگ متن ( یاد آور فیلم بوی گندم و فرزان دل جو ) یا صحنه درگیری که در دفتر کار صورت می گیرد یاد آور به زد و خورد ( اسلپ استیک ) در کافه ها در فیلمفارسی ها است.

نحوه تصویربرداری نیز همان دوربین هایی است که در مستندهای خود استفاده کرده که در این کار نباید گنجانده می شد و بسیاری از فریم های خود را نابود کرده است. یک اشاره کوچک می کنیم به صحنه صحبت کردن پدر نوشین ( علیرضا استادی ) و برادر نوشین ( جواد عزتی ) و امیر علی ( ساعد سهیلی ) در زیر زمین خانه، که فیلمبردار تا این حد اصرار بر این امر دارد تا از فاصله ای بسیار دور ( تکرار این کار را در بسیاری از صحنه های دیگر فیلم شاهد هستیم ) و از پنجره کوچک زیر زمین این صحنه را ضبط کند.

سایر کارهای مهدویان تا قبل از فیلم لاتاری روایت و مستند بوده است ولی این کار او یک داستان جدیدی بود ( جدا از آثار قبلی او ) که به نمایش در آمد و این امر بیان گر این موضوع است که مهدویان در کارهای مستند بسیار قوی تر و پخته تر عمل کرده و با این کار ریسک بزرگی انجام داده و در نهایت نتیجه مطلوبی برای وی به همراه نداشت. از محمد حسین مهدویان ساختن چنین کاری دور از انتظار بود و نمی توان انگیزه و قصد او از چنین کاری را مورد بررسی قرار داد، فیلمی با این همه ضعف و آشفتگی در فیلمنامه و الکن در بیان و در پی آن اعتراض وی به جشنواره فیلم فجر همه حاکی از آن است که کارگردان با لحنی دیگر گفته است تعمداً بد می سازم تا سطح انتظارات را از خود پایین بیاورم.

1

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است

تلفن تماس:

۸۸۳۹۴۲۱۹-۰۲۱

استفاده از مطالب سلام سینما با ذکر منبع مجاز است.

کلیه حقوق این سایت برای سلام سینما محفوظ می‌باشد.

راه های ارتباطی با ما در شبکه های اجتماعی و پاسخ به سوالات شما:

logo-samandehi