ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

نقد فیلم اگر خیابان بیل به حرف بیاید, If Beale Street Could Talk, حکایتی گمگشته بین عشق و نفرت

مت گلدبرگ
۶ ماه پیش - ۳ دقیقه مطالعه
امتیاز منتقد به فیلم :

ناامید کننده ترین نکته درباره فیلم «اگر خیابان بیل به حرف بیاید» این است که اهدافش خیلی شریف و قابل احترام هستند. ما خیلی دوست داریم داستانی درباره یک زوج جوان عاشق ببینیم که باید با یک سیستم فاسد مبارزه کنند تا بتوانند یک خانواده آزاد داشته باشند. اما نمی توان فقط بخش هایی از فیلم را در نظر گرفت

ترجمه اختصاصی سلام سینما

فیلم «اگر خیابان بیل به حرف بیاید» به کارگردانی «بری جنکینز» براساس رمانی به همین نام نوشته «جیمز بالدوین» روی کاغذ یک برنده حتمی در جشنواره ها به حساب می آید. فیلمبرداری «جیمز لکستون» چند لایه و عالی است. موسیقی متن «نیکولاس بریتل» مالیخولیایی و درگیرکننده است. بازی بازیگران عمیق و متعهدانه است. لحن فیلم به شدت جدی است. و با این حال جدیدترین فیلم جنکینز در برخی موارد ضعیف عمل می کند. جنکینز تلاش می کند داستانی درباره عشق و بی عدالتی نژادی را همزمان روایت کند، اما هردوی این داستان ها خیلی قابل پیش بینی جلو می روند. به نظر می آید این فیلم فقط به مخاطب یک تلنگر بزند تا اینکه به آن ها قدرت عشق و آسیب های به وجود آمده به دلیل بی عدالتی های نژادی برای سیاهپوستان را نشان دهد.

«تیش»(کیکی لین) و «فونی»(استفان جیمز) در هارلم دهه ۷۰ به شدت عاشق هم هستند. اگرچه وقتی «ویکتوریا راجرز»(امیلی ریوس) به درخواست یک افسر پلیس(اد اسکرین) به فونی اتهام تجاوز می زند، او به زندان افتاده و تیش هم می فهمد باردار است. در همین حین که فونی در زندان به سر می برد، تیش و خانواده اش به دنبال راهی برای آزاد کردن فونی از زندان قبل از تولد بچه‌ی آن ها هستند. سپس داستان بین گذشته‌ی شاد و خوشحال تیش و فونی و واقعیت ناخوشایند زمان حال جابجا می شود که در آن سیستم قضایی آمریکا کاملا متعهد است سیاهپوست ها را به زندان بیاندازد.

فیلم «اگر خیابان بیل به حرف بیاید» در بهترین لحظاتش درباره زندگی‌ای که آرزویش را داریم و زندگی‌ای که به دستش می آوریم،‌ و تفاوت این دو است. زندگی‌ای که آرزویش را داریم زمانی نشان داده می شود که تیش و فونی قبل از به زندان افتادن او در حال ساختن یک زندگی برای خود هستند. این نیم نگاهی به دنیایی است که ممکن بود به آن ها اجازه دهد در هارلم یک زندگی ساده داشته باشند و یک خانواده تشکیل دهند. زندگی‌ای که به دستش می آوریم سیستمی غیرقابل انکار است که در آن سیاهپوستان هیچ شانسی در مقابل پلیس ها و دادستان ها ندارند. جنکینز تلاش می کند این داستان عاشقانه را با یک داستان اجتماعی مخلوط کند، اما فیلم «اگر خیابان بیل به حرف بیاید» بین این دو داستان گم می شود.

بخشی از مشکل به این دلیل است که هیچ کس مثل یک انسان واقعی رفتار نمی کند. همه با خوش زبانی کتاب «جیمز بالدوین» صحبت می کنند، اما دیالوگی که روی کاغذ تاثیرگذار باشد، وقتی توسط یک نفر بیان می شود لزوما واقعی به نظر نمی رسد. این باعث می شود با وجود اینکه بازیگران خیلی خوب نقش خود را بازی می کنند کلمات آن ها خیلی غیرطبیعی به نظر بیاید. کمبود انسجام بیش از همه در تیش قابل تشخیص است، که همچنین نقش راوی داستان را دارد و خیلی خردمندانه تر از چیزی که از او در فیلم می بینیم صحبت می کند. او هم یک دانای کل در سیاست های نژادی آمریکاست و هم زن جوانی است که سعی می کند مردی که دوست دارد را از زندان نجات دهد. علی‌رغم هنرنمایی عالی لین، شخصیت او خیلی مصنوعی است، که در بهترین حالت یک شخص مرموز و در بدترین حالت یک سخنران است.

شکل ادبی که جنکینز به فیلم قبلی خودش یعنی «مهتاب» آورده بود این جا هم نمایان است، ولی این بار موفق نمی شود این داستان را واقعی جلوه دهد. این بار به جای اینکه او ما را به ذهن شخصیت ها وارد کند، انگار داریم آن ها را از پشت یک شیشه تماشا می کنیم. شاید این کار عمدی باشد چون تیش هم وقتی می خواهد در زندان با فونی حرف بزند از پشت شیشه این کار را می کند، اما باز هم این کار ما را به عنوان مخاطب در یک فاصله دور از فیلم نگه می دارد. نوعی مصنوعی بودن وجود دارد که باعث می شود بخش عاشقانه و اجتماعی که فیلم قصد بیانش را دارد از هم بپاشد، و با اینکه کار بالدوین قابل احترام است، اما کلمات نوشته او خیلی بی روح بیان می شوند.

ناامید کننده ترین نکته درباره فیلم «اگر خیابان بیل به حرف بیاید» این است که اهدافش خیلی شریف و قابل احترام هستند. ما خیلی دوست داریم داستانی درباره یک زوج جوان عاشق ببینیم که باید با یک سیستم فاسد مبارزه کنند تا بتوانند یک خانواده آزاد داشته باشند. اما نمی توان فقط بخش هایی از فیلم را در نظر گرفت، بلکه فیلم یک اثر کامل است،‌ و با اینکه می توان به لحظاتی اشاره کرد که در آن ها جنکینز فوق العاده عمل کرده، اما به صورت کلی این فیلم خیلی آشفته و خسته کننده است. در یک صحنه یکی از دوستان فونی(برایان تایری هنری) درباره این صحبت می کند که این سیستم فاسد باعث شده او به دلیل جرمی که مرتکب نشده دو سال در زندان باشد، اما پس از آن دیگر این شخصیت را نمی بینیم، و کاملا ناپدید می شود. می توان هدف جنکینز از ساخت فیلم «اگر خیابان بیل به حرف بیاید» را فهمید، اما فیلم از درون خیلی توخالی است.

منبع : Collider

مترجم : وحید فیض­ خواه

0

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است