ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

نقد فیلم هزارپا, نقد و بررسی فیلم هزارپا

علیرضا مظاهری
۱۴ روز پیش - ۳ دقیقه مطالعه
منبعپیج سینمایی "سینما پرداز" اینستاگرام
امتیاز منتقد به فیلم :

هزارپا فیلم جدید ابوالحسن داوودی است . تهیه کننده، کارگردان و نویسنده شناخته شده و صاحب سبک که پس از موفقیت های پیاپی در فیلم هایی همچمون مرد بارانی، تقاطع و رخ دیوانه در سالی های پس از انقلاب مورد توجه بسیاری از اصحاب رسانه قرار گرفت . مدت کوتاهی نیست که از ساخت آخرین فیلمش یعنی رخ دیوانه در سال 1393 میگذرد اما هنوز یاد و خاطر سکانس های بیادماندی این فیلم جذاب و خوش ساخت در ذهن مخاطبان ثبت است . حالا دیری نمیگذرد که خبر از اکران جدیدترین اثر...

  

نقد و بررسی فیلم هزارپا


هزارپا فیلم جدید ابوالحسن داوودی است . تهیه کننده، کارگردان و نویسنده شناخته شده و صاحب سبک که پس از موفقیت های پیاپی در فیلم هایی همچون مرد بارانی، تقاطع و رخ دیوانه در سالی های پس از انقلاب مورد توجه بسیاری از اصحاب رسانه قرار گرفت .

مدت کوتاهی نیست که از ساخت آخرین فیلمش یعنی رخ دیوانه در سال 1393 میگذرد اما هنوز یاد و خاطر سکانس های بیادماندی این فیلم جذاب و خوش ساخت در ذهن مخاطبان ثبت است .

حالا دیری نمیگذرد که خبر از اکران جدیدترین اثر او یعنی هزارپا به گوش میرسد .

یک کمدی اجتماعی و البته کمی متفاوت با آثار پیشینش که به دور از اظهار نظرات موافق و مخالف در به تصویر کشیدن یک داستان پرفراز و نشیب در دهه 60 میکوشد .

داستان فیلم :

رضا مرد جوانی است که یک پای خود را در حادثه ای نامعلوم از دست داده، در گذر زمان با سختی هایی روبرو بوده و حالا با دزدی کردن امورات خود را میگذراند .

او کسی است که علی رغم داشتن چهره ای موجه و گول زننده هیچ چیز مانع اهداف و آرزوهایش نمیشود .

در همین وقت خبردار میشود دختری از خانوده ی ثروتمند نذر کرده تا با یک جانباز ازدواج کند ...
شاید مخاطب اولین بار که پای پرده سینما منشیند و به استقبال تماشای هزارپا میرود در اولین سکانس چیزی که به ذهنش خطور میکند اثری قدیمی تر اما مشابه باشد : نهنگ عنبر ! 

شاید خیلی برایتان عجیب نباشد وقتی که بگوییم هزارپا از جهات مختلف چه داستان عشق و عاشقی اش چه نقش های بازیگران چه طراحی صحنه و لباس و حتی دیالوگ های طنز و شوخی های مکرر جنسی شباهت فراوانی با نهنگ عنبر دارد .

از عوامل فیلم تعجب بسیار است که چطور دقت نظر بخرج ندادند و عینا ارژنگ صنوبر نهنگ عنبر را فقط با یکسری تغییرات جزئی در نقشی جدید و البته اثری جدید بازی داده اند . 

از آن اسف بار تر ایفای نقش جواد عزتی در قالب رفیق رضاست . منصور دوست صمیمی رضا هزارپای داستانمان است که باز ویژگی های شخصی او از نقش تعریف شده اش در اکسیدان بهره میبرد و تکه کلام ها ، لحن بیانش و آن "وای وای" کردن همیشگی اش موجب خستگی و دلسردی مخاطب میشود .

اما ضعف دیگر وقتی بیداد میکد که سارا بهرامی باید نقش یک زن ساده لوح و زود باور را بازی کند .

نقش او در فیلم چندان مشخص نیست ! از طرفی خواهان یک نوع روحیه استقلال طلبی و قوه مدیریت است و از طرفی حفظ پیرنگ کمدی فیلم را به دوش میکشد .

این ها همگی تناقضات در رفتار است که اجرای آن مهارت خاصی را میطلبد . متاسفانه در این بخش هم باید گفت مخاطب شاهد هنرنمایی چندان خوب و دیدنی نیست .

از ضعف ایفای نقش بازیگران که بگذریم به ایرادات فنی فیلمنامه و نحوه پرداختن صحیح به روایت داستان بر میخوریم .

کمتر کسی است که فیلم را ببیند و شاهد تکه تکه شدن روایت فیلم آن هم در مواقع حساس و ضروری نباشد .

شما در اثنای فیلم شاهد پلانی هستید که رضا سوار بر یک خودرو ترمز بریده! و در پیچ خطرناکی قرار دارد که هیچ کس از آن جان سالم بدر نمی برد . در این میان عده ای مسلح راه او را سد کرده اند و او تمام تلاشش را برای نجات جان خود بکار میگیرد تا از آن مهلکه جان سالم بدر ببرد .

این تازه اول راه است ! رضا که به سختی و به هر شکل ممکن خود را از میان آن همه تیر و تفنگ عبور میدهد تازه با مشکلی بزرگتر روبرو است : رد شدن از آن پیچ خطرناک آنهم بدون ترمز .

در همین وقت که مخاطب سخت در داستان فیلم محو شده و پایان این حادثه را انتظار میکشد ، آن پلان به طرز باورنکردنی و بی هیچ پایانی تمام میشود ( شما لحظاتی بعد او را در حالی در کنار منصور زیر سایه درخت خانه اش سالم و سلامت میبینید که گرم گفت و گو اند ) .

هنوز تمام نشده !

این اشتباه باری دیگر تکرار میشود : بخش پایانی فیلم است، داستان درگیری گروه خلاف کاران و مجاهدین خلق را میبینید که هر دو طرف سخت در حال مبارزه هستند (شاید بتوان گفت یکی از جذاب ترین سکانس های فیلم است) و شما به شدت پیگیر داستان هستید که ناگهان همه چیز تمام میشود و لحظه ای بعد صحنه ی دستیگری خلاف کاران را میبنید که دست بند به دست راهی زندان میشوند .

امثال این ایرادات بسیار است . از شوخی های مکرر جنسی گرفته که نه هدف خاصی را دنبال میکند و پیامد اجتماعی را گوشزد میکند تا ماجرای تاسف بار به تصویر کشیدن مجاهدین خلق که نه آن ها را ترسناک و نه خنده دار نشان می دهد .

کارشناسان معتقدند ساخت یک فیلم کمدی میتواند بمراتب سخت تر از آثار تراژدیک و ملودرام باشد، شاید این حرف در جای خود درست باشد البته نه زمانی که این بخواهد به دستمایه اشتباهات کارگردان و فیلم ساز تبدیل شود .

شاید بتوان با موضوعیت طنز از بسیاری اشتباهات چشم پوشی کرد اما کمدی هم حد و حدود دارد و رعایت خطوط قرمز آن از وظایف مهم کارگردان به حساب می آید . 

در هر حال این نه به معنای کاستن ارزش هاست و نه ناامید ساختن افرادی که تلاش میکنند تا لحظاتی لبخند بر لبان مخاطب بیاید . 

0

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است

تلفن تماس:

۸۸۳۹۴۲۱۹-۰۲۱

استفاده از مطالب سلام سینما با ذکر منبع مجاز است.

کلیه حقوق این سایت برای سلام سینما محفوظ می‌باشد.

راه های ارتباطی با ما در شبکه های اجتماعی:

logo-samandehi