ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

نقد فیلم پدر آن دیگری, شهاب سکوت نکرد!

یاسمن خلیلی فرد
۶ سال پیش - ۵ دقیقه مطالعه
منبعروزنامه بانی فیلم
امتیاز منتقد به فیلم :

«پدر آن دیگری» فیلمی اقتباسی بر اساس رمانی با همین عنوان نوشته ی پرینوش صنیعی است. متأسفانه در جشنواره سال گذشته فیلم در ساعت بدی اکران شد و موفق به دیدن آن نشدم و خوشحالم که سرانجام در اکران عمومی، فرصت تماشایش را از دست ندادم زیرا بی اغراق یکی از خوش ساخت ترین و تکان دهنده ترین فیلم هایی بود که در دو سه سال اخیر دیده ام.

اصولاً لازم نمی بینم که هر فیلم برای توفیق و تأثیرگذاری چیز عجیب و خارق العاده ای ارائه دهد، فرم یا داستان عجیبی داشته باشد یا با سبک و ژانر و مدلی خاص از فیلم ها که مدتی روی بورس می افتند هماهنگی کند، بلکه این فیلم می تواند داستانی ساده را با ظرافت و پیروی از اصول خاص خود به تصویر کشد و آن قدر خوب از عهده این کار برآید که تأثیر خود را بر مخاطب بگذارد. «پدر آن دیگری» فیلمی شریف و بسیار روان است. داستان پیچیده ای ندارد و فرم آن ساده و ژانرش خانوادگی است. دنیای درونی یک کودک محور اصلی روایت را تشکیل می­دهد و رابطه کودک با اعضای خانواده و تأثیر مخربی که آن ها به لحاظ روانی بر کودک گذاشته اند درواقع نقاط قابل بررسی آن به لحاظ روانشناسانه می باشند.
شهاب (مهدیار عزیزی)، کودک خوش چهره و باهوشی است که در سن 6 سالگی هنوز حرف نمی زند و به همین دلیل بسیاری از اعضای خانواده و حتا پدرش او را «خنگ» و «به درد نخور» تلقی می کنند. شهاب، پدرش را پدرِ برادرش می داند و از پدر، عمو، عمه، زن عمو و ... دل خوشی ندارد و به دلیل رفتارهای ناشایستی که با او دارند مدام در حال تلافی کارهای آن ها به بدترین شکل ممکن است و همین امر خشم آنها نسبت به کودک و اطمینانشان را نسبت به غیرعادی بودن او تشدید می کند.
فراموش نکنیم که اقتباس اصولاً مقوله ی دشواری است. یدالله صمدی از پسِ اقتباس فیلم از رمان به خوبی برآمده است. فیلم فضاسازی خوبی دارد و فضای آن به فضای رمانِ منبع اقتباس نزدیک است. داستان در سال 1375 روایت می شود که به باور من لزومی هم به بردن فیلم به زمان گذشته وجود نداشت، مگر آن که فیلم نیز همچون کتاب، از زبان شهاب در سال های بزرگسالی اش نقل می شد و درواقع او رویدادهای دوران کودکی اش را به روایت خود نقل می کرد. با این حال شخصیت­ پردازی کار به خوبی صورت گرفته و فیلمساز به لایه های زیرین شخصیتی کاراکترها وارد می شود تا آن ها تک بعدی از آب درنیایند.اما فیلمنامه یک ضعف قابل اغماض دارد و آن هم طولانی شدن بیش از ظرفیتش است. فیلم به لحاظ داستانی، قابلیت آن را داشت که کمی کوتاه تر شود و بخش ورود مادربزرگ (ثریا قاسمی) به داستان فیلم را به دو نیمه تقسیم نماید. حال آن که در نسخه ی پیش رو، ورود مادربزرگ فیلم را با شتابی فزاینده رو به رو می سازد که تا پیش از آن خبری از آن نبود. فیلمساز قادر بود، سکانس­های مشابه را گلچین کند و از میان آنها تنها به انتخاب نمونه های برتر بسنده کند و به جای آن فرصت بیشتری را در اختیار مادربزرگ قرار دهد تا طی زمان بیشتر و با ترفندهای خلاقانه تری دست به درمان درد شهاب بزند.
درام، به شکلی خطی روایت می شود. داستان های فرعی متعددی در آن به چشم می خورد و کشمکش فرد با جامعه و البته با خود، از ارکان مهم تشکیل دهنده آن هستند. به عبارتی، فیلم تمامی شاخصه های یک فیلمِ خوب و نه عالی با روایت کلاسیک را دارد، آن هم در کنار داستانی روان و فرمی ساده و بازی هایی درخشان.
مضمون «انتقام» به وضوح در کار به چشم می خورد. صحبت نکردن شهاب با اعضای خانواده و خصوصاً موضع گیری اش دربرابر پدر (حسین یاری) درواقع انتقام او بابت رفتارهایی ست که آنها با او داشته اند. او مهر و محبتی از آن ها دریافت نمی کند تا بتواند پاسخش را با مهر و دوستی بدهد، بنابراین تنها پناهگاه امن زندگی اش را مادرش مریم (هنگامه قاضیانی) می بیند که او هم تحت فشار پدر و باقی خانواده نمی تواند آن طور که باید از حقوق فرزندش دفاع کند. پسر، به جای آن که حرف بزند سعی می کند از آن ها انتقام بگیرد و هیچ کس علت خشونت او را درک نمی کند و همه حالش را بدتر و خشمش را بیشتر می کنند.
فیلم همچون کتاب به اصول روانشناسانه پایبند است و به زیبایی نشان می دهد کودکی انسان و رفتاری که در آن برهه حساس سنی با او می شود تا چه حد می تواند زندگی آینده ی شخص را تحت تأثیر قرار دهد. مقایسه ی مداومی که پدر میانِ شهاب و برادرش انجام می دهد، برخورد خشونت آمیز او با پسر، طرد کردن او، نشان ندادن علاقه اش به او و حتا شاید بی اعتنایی به او به خاطر مشکلش موجب آن شده اند که پسر به موجودی پرخاشگر تبدیل شود. دخترعموی شهاب، که نسبت به بقیه با او مهربان تر است، از کودک سواستفاده می کند تا با پسر مورد علاقه اش دیدارهای پنهانی داشته باشد، مادربزرگ (فریده سپاه منصور)، عمو (اکبر عبدی) و زن عمو (مریم سعادت) بی توجه به پسر، جلوی او درباره ی نقصش حرف می زنند و بی علاقگی شان را نسبت به او نشان می دهند، پسرعمو مدام او را اذیت می کند و حتا به او آسیب های جسمانی می رساند، و هیچ کس جز مادربزرگ مادری نمی داند که باید با کودکی مثل او چه طور برخورد کنند تا خشم پسر کاهش یابد.
فیلم یک دغدغه ی اجتماعی – خانوادگی در پس خود دارد؛ مسئولیتی که ابتدا والدین باید نسبت به فرزندانشان داشته باشند تا جامعه نیز با او به درستی رفتار کند. وقتی محبت پدر نسبت به فرزند کمرنگ و بی جان است طبیعیست که او به هرکس و هرچیزی که به او محبت کنند جذب می شود؛ همان طور که مثلاً به سمت پیرمرد و پیرزن مهربان و ناآشنا (جمشید مشایخی، شمسی فضل اللهی) می رود و هنگام ترک آن ها بغض می کند و از بازگشت مجدد به خانه ای که مایه ی عذابش است ناراحت است.
از دیگر علل و عوامل تأثیرگذاری فیلم بر مخاطب بازی های درخشان آن است ، خصوصاً بازی خوب هنگامه قاضیانی در نقش مادر و مهدیار عزیزی در نقش شهاب. بازیگران کودک جشنواره گذشته پدیده های نوظهوری بودند که مخاطبین را به حیرت وامی دارند. پس از ماهان نصیری بازیگر خردسال فیلم «یحیی سکوت نکرد» حالا نوبت مهدیار بود که غافلگیرمان کند. او به زیبایی اشک می ریزد، واکنش نشان می دهد، عصبانی و خشمگین می شود و دنیای ذهنی متلاطم و زخم خورده شهاب را با میمیک عالی چهره اش به مخاطب بازمی نمایاند، بازی او آنقدر طبیعی و روان است که گمان می کنی واقعاً شهاب و مشکلاتش را زندگی کرده است. بده بستان های او با هنگامه قاضیانی و ثریا قاسمی باورپذیر و درخشان از آب درآمده اند و این کودک خردسال همپای این دو بازیگر حرفه ای و باتجربه پیش می رود.
بازیگران مکمل فیلم نیز کاملاً نزدیک به شخصیت های داستان انتخاب شده اندو در قالب نقش ها می نشینند. مثلاً مریم سعادت یا اکبرعبدی و رامونا شاه.
موسیقی متن فیلم با همان ملودی های آشنا و دلنشین محمدرضا علیقلی با فیلم همخوان است و می توان از آن به عنوان نکته ای مثبت در فیلم نام برد.
هنوز هم جای تأسف دارد که چنین فیلمی به بخش مسابقه ی جشنواره فیلم فجر راه نیافت، فیلمی شریف، درخشان و خوش ساخت که نمی دانم چه نکته ای موجب حذف آن از جشنواره شد؛ به هر رو، در سینمایی که موضوعات آن عمدتاً مثل هم و فرم روایی فیلم ها نیز مثل هم شده اند تماشای فیلمی همچون «پدر آن دیگری» موهبتی ست که شما را در دنیای خود غرق می کند و به تأمل واخواهد داشت.


 

0

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است