ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

نقد فیلم ایران برگر, کاندیدا می‌شوم پس هستم

فرهاد ترابی
۵ سال پیش - ۲ دقیقه مطالعه

می توان مثل مسعود فراستی مدام علم مخالفت با هر فیلمی را برافراشت و هر اثر جدیدی در سینمای ایران را مقوایی و بی روح و مبتذل نامید و به کارگردان ها تاخت, که سینما نمی دانند و کمدی نمی شناسند و...این نوع نگاه به سینما از آن آدمی است که نمی تواند از سینما لذت ببرد وهمچون جراحی به جان یک اثر می افتد ؛تا آن را سلاخی کند.نگاه منتقدی که سینما را عاشقانه دوست دارد و از نشستن جلو پرده نقره ای لذت می برد و احساس نمی کند وقت و پول خود را دور انداخته,...

می توان مثل مسعود فراستی مدام علم مخالفت با هر فیلمی را برافراشت و هر اثر جدیدی در سینمای ایران را مقوایی و بی روح و مبتذل نامید و به کارگردان ها تاخت, که سینما نمی دانند و کمدی نمی شناسند و...این نوع نگاه به سینما از آن آدمی است که نمی تواند از سینما لذت ببرد وهمچون جراحی به جان یک اثر می افتد ؛تا آن را سلاخی کند.نگاه منتقدی که سینما را عاشقانه دوست دارد و از نشستن جلو پرده نقره ای لذت می برد و احساس نمی کند وقت و پول خود را دور انداخته, نگاه استاد سخن سعدی است: «هر گلی نو که در جهان آید.................ما به عشقش هزار دستانیم» البته پرواضح است که سعدی می فرماید هرگلی نو,یعنی فیلم باید اول فیلم بودن خود را ثابت کند و بعد ما چون هزاردستان عاشق و شیدایش شویم. ایران برگر مسعود جعفری جوزانی در نگاه اول می تواند یک فیلم سطحی با شخصیت های روحوضی به حساب آید, فیلمی که فاقد یک فیلمنامه منسجم است و قراراست فقط مخاطب را به هر قیمتی بخنداند.چیزی درحد و اندازه اخراجی های 3مسعود ده نمکی که مجموعه ای از چند کلیپ خوش آب و رنگ مونتاژ شده بود. اما ایران برگر لحظات مفرحی دارد که نشان از دقت نظروهوشمندی سازنده دارد.همین شوخی های بجا و حساب شده توانسته سطح این اثر را نسبت به آثار مشابه بالاتر ببرد.برای مثال در صحنه ای که گروه فیلمسازی توسط یاران امرالله خان دستگیر شده اند؛درگیری های لحظه به لحظه ی آدم های امرالله خان فضای جفنگی را برای خنداندن مخاطب ایجاد می کند.آدم هایی که صورت خود را پوشانده اند تا شناسایی نشوند؛ در حالی که مدام اسم های واقعی همدیگر را می گویند و بعد به جان هم می افتند. یا هنگامی که فتح الله خان با بازی بسیار خوب محسن تنابنده ,به دیدار روحانی منطقه می رود, تا او را با دوبسته اسکناس بخرد و از پدر تعزیه خوانش مایه می گذارد و روحانی با اشاره به پدرش می گوید ؛خدارحمت کند هیبت الله خان را, اشقیا خوان خوبی بود.همین اشقیا خوانی در جای جای تبلیغات انتخاباتی پاشنه آشیل فتح الله خان می شود؛ که نشان از بی اخلاقی های انتخاباتی دارد ؛رقبا به مرده و زنده ی هم رحم نمی کنند.در همین صحنه سوراخ جوراب فتح الله خان که پاشنه پایش مثل سیب زمینی بیرون زده, در کنار هیبت و جبروت او صحنه ای خنده دار می سازد و این با حرکات نوکر فتح الله که در پشت سر او نشسته و پاهایش را دراز کرده, تکمیل می شود. برای کسانی که درگیر تبلیغات انتخاباتی, خصوصا درشهرهای کوچک بوده اند؛ شام وناهارانتخاباتی یکی از ملموس ترین و آشنا ترین مسائل به حساب می آید.کاندیداخوران ,پتانسیل بالایی برای ایجاد شوخی و خنداندن مخاطب دارد؛ که جوزانی به خوبی ازاین عامل درپیشبرد قصه استفاده کرده است.اکثر کسانی که برای شام یک کاندیدا به ستاد انتخاباتی اش می روند, ممکن است در دو ستاد دیگرهم شام خورده باشند؛ که تصویر آدم های پیتزا به دستی که به خانه ی امرالله خان برای صرف قیمه هجوم آورده بودند ؛گویای این موضوع بود. با عنایت به اینکه امسال ما انتخابات مجلس را در پیش داریم ؛به کاندیداهای احتمالی توصیه می کنیم ,حتما با طرفداران خود به دیدن این فیلم بروند و راه های رأی نیاوردن را یاد بگیرند. جوزانی کارگردان کارکشته ای است,او در کارنامه خود شیرسنگی و جاده های سرد و سریال فاخر در چشم باد را دارد.پس اینکه بخواهیم ضعف های احتمالی فیلم را به پای کار نابلدی اش بگذاریم ,بی انصافی است.جوزانی با نگاه به گیشه ,قصد ساختن یک اثر مفرح و بفروش را داشته ؛که این اصلا چیز بدی نیست.با سرمایه بخش خصوصی فیلم ساختن و اکران کردن؛ یعنی حساب دخل و خرج را کردن؛بد آنجاست که با سرمایه های دولتی فیلم بد بسازیم ؛کاری که بهروزافخمی با سرمایه بنیاد فارابی و فیلم ضعیف روباه کرد؛ که درمقابل فروش حدود نیم میلیاردی ایران برگر هنوز ازمرز چهارده میلیون عبور نکرده است. مؤخره:سه تار نوازی و خواندن محمدرضا هدایتی ,در نقش آقای مدیر یکی از غافلگیری های این فیلم بود؛که کاش با آمدن عشاق سرگردان و زخمی به پایان نمی رسید...

1

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است