ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

نقد فیلم ساعت 5 عصر, فاجعه از نمای نزدیک

محمد سلگی
۳ سال پیش - ۳ دقیقه مطالعه
منبع-
امتیاز منتقد به فیلم :

بعد از موفقيت « دورهمي » ، او « ساعت 5 عصر » را نوشت و ساخت. مي توان اين را هم در ادامه ي روند مديري براي لمس فضاهاي جديد - سواي بحث مهم تجاري - دانست كه البته نتيجه اي متفاوت با قبلي در پي داشته.


   مهران مديري نامي پروزن و سنگين در كمدي ايران است. او پس از چند سال دوري از تلويزيون و ساخت سريال هاي كم مخاطب و بي كيفيتي مثل «شوخي كردم» ، «ويلاي من»‌ و «عطسه» با «در حاشيه 1 و 2» به صدا و سيما برگشت ؛ اما اين بار ديگر نشاني از مديري خلاق و جسور «مرد هزار چهره» و «شب هاي برره» نبود. پس «در حاشيه»ها به كمدي هاي لوس ، تكراري ، كهنه و خسته كننده اي تبديل شدند كه در در بين مخاطبين هم جايي پيدا نكردند.
   در ادامه ، مديري برگ تازه اي رو كرد ؛ اجرا - و پس از چند قسمت هم كارگرداني - « دورهمي » كه يك بازگشت به اوج براي اين كمدين كهنه كار تلويزيون بود. اين جا بايد هوش بالاي وي را ستود كه بعد از شكست معنادار « در حاشيه »ها ، خود را در فضاي تجربه نشده اي قرار داد كه نتيجه ي مثبتي نيز به همراه داشت. 
   بعد از موفقيت « دورهمي » ، او « ساعت 5 عصر » را نوشت و ساخت. مي توان اين را هم در ادامه ي روند مديري براي لمس فضاهاي جديد - سواي بحث مهم تجاري - دانست كه البته نتيجه اي متفاوت با قبلي در پي داشته. 
   شروع « ساعت 5 عصر » با تماس كارمند بانك و تاكيد او بر پرداخت قسط تا ساعت 5 عصر همان روز است ؛ در غير اين صورت خانه ي شخصيت اصلي از دست خواهد رفت. اتفاقا مشكل اول همين جاست ؛ چون گره افكني اوليه بسيار غيرقابل باور و حتي مضحك است و هيچ حساسيتي در مخاطب ايجاد نمي كند؛ زيرا همان طور كه در پايان فيلم اشاره مي شود ، يك يا دو روز پيش و پس شدن كارهاي اداري و بانكي ، زندگي هيچ كس را به فنا نبرده كه حالا مخاطب دلواپس دومي اش باشد. قرار است ما نود دقيقه در پيچ و خم هاي چنين موضوعي كاريكاتوري با فيلم همراه شويم ؟! 
   نخستين صحنه ي كميك فيلم جايي است كه خروج سيامك انصاري را از حمام با بدني پوشيده از كف و اتفاقات بعدش مي بينيم. اصلي ترين ايراد فيلم و فيلمنامه از همين صحنه آغاز مي شود : تعدد لحن. فيلم دنبال چيست كه لحنش مدام دگرگون مي شود ؟! كمدي يا اداهاي شبه روشنفكرانه اي كه اصلا به قد و قامت فيلم و سناريو نمي خورد ؟!
   اين مشكلات كم و بيش در ادامه ي داستان هم ديده مي شود. اتفاقي كه در پاركينگ ساختمان مي افتد و به دنبال آن ، انصاري روانه ي كلانتري و بيمارستان مي شود ، اصلا چفت و بست محكمي ندارد و فقط سر هم بندي است. از سويي هم مي بينيم كه قهرمان داستان پي در پي براي كار ديگران كارت مي كشد ( در پاركينگ ، در بيمارستان و در بهشت زهرا ) و ميليوني پول خرج مي كند. خب اين چه طور با تعويق قسط او و مشكلاتي كه در صورت ديركرد آن پيش خواهد آمد ، جور در مي آيد ؟!   
   بخش بيمارستان قابل تحمل و شايد تأمل است و بهتر از آب درآمده ؛ بخصوص اينكه پيرزن داغدار بازي آرام و شريف و تأثيرگذاري دارد. در قسمت دفن هنرمند و پيرمرد ، به شكلي سطحي و ساده به مقايسه ي تشييع مردم و هنرمندان پرداخته شده.
   بي ربط ترين تكه هاي فيلم ، پلان هاي امير جعفري است. با اينكه جعفري بازي خوب و دلنشيني به نمايش مي گذارد ، اما هيچ تأثيري در پيشبرد داستان - البته با اين فرض كه داستان داشته باشيم - ندارد. بخش قيدي فيلم است ؛ كامل حذف شود ، هيچ مشكلي پيش نمي آيد و نبودش حس نمي شود. 
   حالا مي رسيم به نقطه ي اوج فاجعه و رو شدن دست فيلمساز ؛ يعني سكانس مهران مديري در نقش بازپرس. اصل فيلم همين جاست ؛ بفرماييد كلوزآپ خالق اثر را تماشا كنيد. دومين قيد فيلم كه از قيد قبلي هم زائدتر است. شما تصور كنيد در چند دقيقه بازداشت و بازپرسي سيامك انصاري تمام مي شود و او مي تواند به ادامه ي كارهايش برسد. چند سوال و جواب نامربوط كه مثلا حاكي از سواد بالاي نويسنده ي فيلمنامه و آشنايي او با بالزاك است ، ختم مي شود به اينكه بازپرس در چند دقيقه تمام حرف هاي مظنون را مي پذيرد و به سلامت. چرا ؟! چون اساساً اين سكانس هيچ وجه سينمايي ندارد و براي اين است كه نماي نزديك جناب مديري و شمايل بلوند ايشان را ببينيم تا اين شمايل در مركز پوسترها هم جا خوش كند. 
   در همين راستا مي توانيم بدترين و متقلب ترين پوستر تاريخ سينماي ايران را اختصاص بدهيم به يكي از پوسترهاي   « ساعت 5 عصر » ؛ همان پوستري كه فقط پرتره ي مهران مديري بلوند با آن حالت عجيب و غريبش بر روي آن نقش بسته بود تا ضربان جيب  تهيه كننده و اول ماركت تنظيم شود. 
   و اتفاقات آخر فيلم كه اين نمايش فاجعه بار را تكميل مي كند. هيچ و هيچ و هيچ. بايد دلسوزي كرد به حال تبدار و بيمار هنر و سينمايي كه اين تله فيلم آشفته مي تواند تا ده ميليارد تومان فروش كند كه البته عامل اصلي آن هم مشخص است. 
   مهران مديري در طنزهاي نود شبي ، كمدي استندآپ ها و گفت و گوهاي خود كه سر به سر عاشق شدن و سن و سال مهمانان مي گذارد ، بسيار موفق تر و پذيرفتني تر است تا در قامت يك جامعه شناس كه بخواهد با چنين وضعيتي به نقد رفتارهاي اجتماعي بپردازد.

-1

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است