ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید
0
سید محمد رضا عبادی
۳ سال پیش - ۲ دقیقه مطالعه

از حاج کاظم تا حاج حیدر

در این مقاله کوتاه، نگاهی به سالهای مختلف کارگردانی ابراهیم حاتمی کیا به خصوص به آثاری که در آن ها پرویز پرستویی ایفای نقش کرده است خواهیم پرداخت.

نام ابراهیم حاتمی کیا برای اکثر علاقه مندان سینما همراه با یادآوری ژانر اکشن است و در این بین پرویز پرستویی نیز یکی از افرادی است که سهم قابل توجهی در آثار حاتمی کیا دارد. اما حالا زمان آن رسیده تا یک ارتباط نهفته بررسی شود البته این ارتباط برای بسیاری از علاقه مندان حاتمی کیا پوشیده و پنهان نیست. سوال مورد بحث، تحلیل ارتباط محتوایی آثار سینمایی حاتمی کیا می باشد. آیا ارتباطی میان شخصیتی همچون حاج کاظم آژانش شیشه ای و حاج حیدر بادیگارد وجود دارد؟ آیا حیدر همان کاظم دهه حال حاضر ایران است؟

در حقیقت حاج کاظم مدتی گم بود، خسته بود، حوصله نداشت یا توانی برایش نمانده بود را نمی دانم اما در کالبد مهندس شفیعی (به نام پدر) به کناره ای رفته بود تا شاید حق آن تراکتور گم شده عباس را باز پس بگیرد اما آن انفجار مین قهرمان خسته میدان جنگ را به عرصه نبرد بازگرداند و حالا در قامت حیدر آخرین توان خویش را به کار بست تا بر اعتقادش استوار بماند.

کاظم که محافظ اعتقادش بود (همان هم رزم شیمیایی اش) در کنار حیدر که حالا او هم محافظ اعتقاد خودش است (این بار در قامت محافظت از جان افراد برجسته) چه تشابهاتی دارند؟ باید گام را کمی فراتر از جان گذشتگی گذاشت چون اگر در همین پله بمانیم بسیاری از پیام های فیلم های حاتمی کیا حیف می شود. حاتمی کیا همواره در فیلم هایش به انتقال پیام نسل خویش به نسل آینده می پردازد تا مبادا پرچم این اعتقاد بدون پرچم دار بماند (گفتمان پدر و پسر در آژانس شیشه ای، گفتمان های پدر و دختر در بادیگارد). نه کاظم و نه حیدر هیچ کدامشان "موتوری" نبودند و همواره راه خویش را از این متعصبان بدون تفکر جدا کرده اند (رد کردن موتوری های جلوی آژانس هواپیمایی و حالا جلوگیری از بی نظمی توسط موتوری ها).

همه فیلم های حاتمی کیا عده ای را تصویر می کند که حالا گم شده اند میان حکم و قوانین موجود و آنچه یک دل با بصیرت می بیند و معمولا در فیلم های وی هر دو تیپ حضور دارند. هیچ کدام از این قهرمانان سر سازش با آنچه که خلاف آرمان و اعتقادشان باشد نداشته اند ولو به قیمت از دست دادن ستاره های روی شانه هایشان تمام شود. آن ها حتی بیش از آنچه که وظیفه شان بوده انجام می دادند، حیدری که تمام تلاشش را کرد اما باز هم بابت اتفاقات رخ داده شده خود را مقصر می داند همان حاج کاظمی است که تلاشش را کرد تا پول بلیت تهیه شود اما زمانی که مشکلاتی پیش آمد باز هم متوقف نشد و خود را مسئول می دانست تا هم رزمش برای درمان منتقل شود.

حال باید به انتظار نشست و دید که آیا حاتمی کیا از بادیگارد همچون پایان ققنوسی استفاده خواهد کرد که از دل آتش هایی که او را می سوزاند ققنوسی جوان تر را به بار خواهد آورد و ضمن ادامه دادن همین مسیر، ما را با داستان جدیدی به سینما خواهد کشاند و یا با رویه ای متفاوت و رها کردن این سیر داستانی و خلق یک شخصیت جدید و مستقل از این شخصیت ها به سینما بازخواهد گشت.