ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید
0
فرهاد ترابی
۴ سال پیش - ۱ دقیقه مطالعه
منبععصرسبزوار

سوژه اي به نام مرگ

به مرگ دلخراش کیارستمی و قال و مقال های بی شمار در مورد مرگش نیندیشیم ،که کیارستمی کامروا رخت بربست و همراه با کاروانی رفت...


به مرگ دلخراش کیارستمی و قال و مقال های بی شمار در مورد مرگش نیندیشیم ،که کیارستمی کامروا رخت بربست و همراه با کاروانی رفت...

آنچه از این کاروان به جا مانده، آتشیست که هرم آن تا همیشه گرمابخش هنر این سرزمین است.

کیارستمی تکنولوژی و‌صنعت فیلمسازی را در هندی کم کوچک خود خلاصه کرده بود و ‌با گذر از ابزار سینما ،تو گویی به ذات و جوهره سینما ،ورود کرده بود.

به جای تصویربرداری های فنی دقیق از مراسم تعزیه خوانی، به سراغ تماشاگران این تعزیه رفته بود، تا واکنش های ایشان را ، در حین تماشای اوج و فرود دراماتیک تعزیه ،به تماشا بنشیند و همین گروه تعزیه خوان باز در ایتالیا این تعزیه را اجرا کند و همزمان مردم ایتالیا هم به تماشای تعزیه ایرانی بنشینند و هم واکنش تماشاچیان ایران را بر پرده ببینند.

خوشتر آن باشد که سر دلبران... گفته آید در حدیث دیگران.

یا در شیرین داستان شیرین و دلدادگی اش به خسرو و فرجام دردناک فرهاد را از نگاه زنان سرزمینش ،به تصویر کشید که مخاطب صدای داستان را بشنود و از واکنش های احساسی زنان، حس و حال فیلم را درک کند.

این سرخوشی کودکانه و این به بازی گرفتن عمدی فرم و در هم آمیزی فرم و محتوا است، که کیارستمی را ماندگار کرده است .

راز ماندگاری یک انسان به میزان تلاشی است، که برای عملی کردن ایده های بلند پروازانه کودکی اش صرف می کند.

و محبوبیت او به خاطر کارهایی است که ما عمری به خاطر ترس از تغییر و دست و پا زدن در منجلاب روزمرگی، از آن فرار می کنیم و امروز و دیروز و فردایمان شبیه هم است.

کیارستمی آنقدر خیال های ناب و اندیشه های با طراوت در روح و جانش داشت، که تا روز حشر با مزمزه آنها بتواند تنهایی خویش را ‌مرهمی باشد.

کسی چه می داند، شاید او از زاویه ای دیگر به مرگ می نگرد و از آن تصویرسازی می کند، که مرگ هم در مقابل هنرش تبدیل به زندگی شده است.

و‌ مرگ سوژه ای بکر برای خالق زیردرختان زیتون است،که طعم گس گیلاس را در خوابی شیرین برای او مدام تکرار می کند