ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

نقد فیلم مفت آباد, تلفیقِ ادبیات و سینما

افشین علیار
۳ سال پیش - ۶ دقیقه مطالعه
منبعروزنامه هنرمند
امتیاز منتقد به فیلم :

مُفت آباد اگر به جشنواره فیلم فجر سال گذشه راه پیدا می کرد مطمئنا با استقبال منتقدان و داوران مواجه می شد، اما حالا این فیلم ارزشمند در گروه هنروتجربه به نمایش درآمده است که اکثرا تک سانس در دو یا سه سینما به نمایش در می آید،مُفت آباد بعد از ماجرای نیمروز از مهم ترین فیلم هایی ست که در عید نوروز اکران شده اما عدم تبلیغات و سانس های محدود باعث شده مُفت آباد مخاطب کمتری داشته باشد.

  

درگیری ذهنی میان تماشاگر با فیلم اولین ویژگی مُفت آباد است، اساسا این درگیری چند روزی طول می کشد، شاید این ویژگی را سایر فیلم ها نداشته باشند یا اینکه تعداد آن ها محدود باشد اما فضا و موقعیتِ مُفت آباد با آن تعلیقِ به جایش میان کمدی و درام قصه یی را برای تماشاگر تعریف می کند که اگر چه در حین دیدنِ فیلم امکان خندیدن به بعضی از تکه پرانی ها و موقعیت شخصیت ها وجود دارد اما همین دوقطبی بودن فضای قصه که در یک لوکیشن تعریف می شود تماشاگر را به وجد می آورد، موفقیت مُفت آباد در وهله ی اول در فیلمنامه ست، فیلمنامه یی که پایه و اساسِ ساختاری آن در مرحله ی نخست ایجاد دیالوگ هایی ست که از زبان شخصیت ها شنیده می شود و در مرحله ی بعدی هوشمندی پژمان تیمورتاش است که توانسته بعنوان نویسنده و کارگردان فضای قصه اش را طوری به تصویر بکشد که تماشاگر به دلیل تک لوکیشن بودن فیلم احساس خستگی نکند، دلیل جذابیتِ شکل گیری خط روایی مُفت آباد، اطلاعات قطره چکانی فیلمساز ست که به تماشاگرش می دهد، اگر مخاطب صبرِ کمی داشته باشد شاید بعضی از دیالوگ ها و مزه پرانی های شخصیت ها برایش کسالت آور باشد اما فیلم هر چقدر که جلوتر می رود به جذابیت آن اضافه می شود، جذابیت هایی که تقلبی نیستند و اساسا باعث شکل گیری درام می شوند. در این میان فیلمساز بی آنکه بخواهد غلو شده و شعاری مشکلات اجتماعی جوانان را بیان کند غالبی را انتخاب کرده که به راحتی و با زبانِ ساده حرف های بزرگی را می زند، مشکلِ ایرج با برادرش امیر و بحث هایی که میان آن ها با فریاد رد و بدل می شود یا دیالوگ های پینگ پنگی میان رسول و ایرج و امیر و آن دختر فراری باعث جذابیت و پیشرفت خط روایی می شود به طوری که قصه ی مُفت آباد روایتی ست دوساعتِ از زندگی پنج جوان، تیمورتاش به درستی و به قاعده با در نظر گرفتن اصول شکل گیری درام از شخصیت هایش استفاده می کند به همین دلیل بسیار مهم که بیشر فیلم در یک خانه می گذرد فیلمساز به دلیل خارج نشدن قصه از ریتم با دیالوگ نویسی تبحر خودش را نشان داده است، از سوی دیگر فیلمساز در مقاطع های زمانی از فیلم درست و بجا از طریق دیالوگ ها به یک موقعیت بغرنج می رسد، فضای پرتنش و ملتهبی که در قصه گنجانده شده تقلبی به نظر نمی رسد، شاید با دیدن فضای پرتنش مُفت آباد فکر کنید فیلمساز از این فضای پر التهاب و دیالوگ هایی که باعثِ واکنش های منفی میان شخصیت ها می شود سواستفاده کرده تا ضعف ها یا حفره های فیلمنامه احساس نشود! اما این گونه نیست، تیمورتاش با در نظر گرفتن پایه و چارچوب قصه شخصیت پردازی کرده؛ شکل و اساس فیلم مُفت آباد اگر چه تجربی محسوب می شود اما هوشمندی فیلمساز در بهره گیری از موقعیت هایی که میان آدم های فیلم شکل می گیرد استفاده ی درستی کرده است؛ این استفاده درست با شخصیت پردازی به نتیجه رسیده است اینکه افسانه همسر رسول می خواهد از شهرستان به تهران بیاید اوضاع را دگرگون می کند، میانه ی فیلم شکِ رسول به پسر لال که فکر می کند او با همسرش از طریق پیامک در ارتباط است و در ادامه که می فهمیم ایرج با افسانه ارتباط پیامکی دارد آن هم نه به دلیل خیانت به رسول فقط به این دلیل که افسانه نسبت فامیلی با ایرج دارد و با او درد و دل می کند، این سوتفاهمی که رسول با آن مواجه می شود خرده قصه ی دیگری را به فیلم اضافه می کند اما این خرده قصه هایی که در فیلم دیده می شود جزیی از کلِ قصه است، زمانی که فیلمساز می خواهد در یک لوکیشن فیلم بسازد باید با ابعاد گسترده ای به درام بپردازد به همین دلیل تیمورتاش توانسته درامی خلق کند که پایه و اساسِ آن شخصیت و گفتگونویسی است تیمورتاش در کنار کارگردانی نویسندگی این فیلم را هم برعهده دارد از همین جهت توانسته با در نظر گرفتن مدیوم سینما مختصاتِ ساختاری فیلم اولش را بر اساس یک قصه ی رئال بسازد، قصه یی که فضا و آدم هایش و حتی تنش هایش برای بیننده ملموس است از طرفی دیگر مُفت آباد با یک طرح و یک فیلمنامه ی منسجم ساخته شده، فضای پرتنش و شلوغ فیلم خدشه یی به اصل موضوع وارد نکرده چرا که اساسا مُفت آباد همان طور که از نامش پیداست قرار نیست تماشاگر را وارد دنیای عجیب و غریبی بکند همه ی آدم های فیلم حتی آن دختر فراری برای تماشاگر نمود خارجی دارد و فیلمساز با طرح یک موضوع مثل گرفتگی چاه توالت که نشانه یی از گرفتاری های این نسل از آدم هایی است که در فیلم می بینیم، ایرج با پای شکسته نگران برادرش است که اسیر اعتیاد شده یا رسول که با تکه پرانی هایش بی خیال به نظر می رسد وقتی با خبر می شود افسانه می خواهد از او جدا شود واکنشِ خاصی از او نمی بینیم از طرفی دیگر امیر که به دام اعتیاد افتاده است با کارها و حرف هایش می خواهد ایرج را رنج بدهد به نوعی انگار امیر می خواهد عقده های درونی اش را سرِ ایرج خالی کند. اساسا ساختار مُفت آباد به یک جامعه ی بی نظم شباهت دارد دختر فراری در دیالوگی خطاب به رسول می گوید اینجا به همه چیز شباهت دارد جز خانه، این دیالوگ مهم ترین عنصر شکل دهنده ی فیلم است، فضای مُفت آباد جامعه یی است که درب آن قفل شده و عده ای آدم در آن زندانی شده اند آدم های درون خانه هم نمود بیرونی دارند؛ رسول به عنوان یک بزرگ تر با پای شکسته امرونهی می کند حتی دوست ندارد کسی با کفش وارد خانه شود اما او حتی نمی تواند یک شیر گاز را درست کند، یا حتی نمی تواند از یک کلید مواظبت کند در آخر هم دیگر کسی به او احترام نمی گذارد حتی امیر جلوی ایرج مواد می کشد و رسول با صدای بلند از گذشته و از عشقش نسبت به خواهر ایرج می گوید، رسول به عنوان یک مرد بی خیال فقط تکه پرانی و احساس مردانگی می کند اما در حقیقت کاری از او ساخته نیست، امیر به عنوان یک جوان که باید کنکور بدهد و به دانشگاه برود اسیر اعتیاد شده، آن پسر لال هم با این که خیلی چیزها را می بیند و می فهمد اما وظیفه اش باز کردن چاه توالت آن خانه است که همین کار نشانه یی از ارجحیت او نسبت به سایر آدم های آن خانه است که حداقل می تواند یک راهی را باز کند، اما سربازی که از اول تا آخر فیلم گوشه یی خوابیده که انتهای فیلم معلوم می شود او با استفاده از قرص خودکشی کرده او هم نمود واقعی از جوانانی است که در جامعه ی کنونی کم نیستند که در آخر یک فرد غریبه به کمک او می آید و به آدم های آن خانه می فهماند که او خودکشی کرده است، فیلمساز با هوشمندی توانسته با شکل و شمایلی خاص آدم های آن خانه را با آدم های جامعه تطبیق دهد؛ مهمترین نکته ی مُفت آباد غلو نکردن در روایت قصه است و فیلمساز به راحتی توانسته با لوکیشن محدود و خلق چند شخصیت یک درام اجتماعی بسازد، درامی تاثیر گذار که بعد از فیلم هم تماشاگر را درگیر خودش می کند.

مُفت آباد به بهترین شکل با ادبیات تلفیق شده اگرچه نوع روایتِ رمان با فیلمنامه متفاوت است، اما در مُفت آباد عمقی دیده می شود که مخصوص رمان نویسی ست ،استفاده از ادبیات بی آن که فیلمساز بخواهد از آن استفاده ابزاری یا پُزِ روشنفکری بدهد باعث شده تا مُفت آباد یک اثر امیدوارکننده در مسیر ادبیات و سینما باشد، اما از سوی دیگر وقتی به سابقه ی فیلمساز نگاهی می اندازیم درک خواهیم کرد که ساخت فیلم کوتاه یا مستند به فیلمساز کمک کرده تا فیلمی موفق و جذاب برای تماشاگر عام و خاص بسازد، زیرا که این فیلم با یک فیلمنامه ی منسجم  با میزانسن های استاندارد منطبق شده و از جهتی دیگر تیمورتاش در ساخت اولین فیلم بلندش اسیر فرم یا افه های سینمایی نشده که این نشانه یی از پختکی فیلمساز محسوب می شود، مُفت آباد بعد از گفتگونویسی های منحصر به فردش انتخاب بازیگر درستی دارد، حضور سجاد افشاریان در کنار برزو ارجمند و سایر بازیگران از مهم ترین ویژگی این فیلم به حساب می آید.

مُفت آباد اگر به جشنواره فیلم فجر سال گذشه راه پیدا می کرد مطمئنا با استقبال منتقدان و داوران مواجه می شد، اما حالا این فیلم ارزشمند در گروه هنروتجربه به نمایش درآمده است که اکثرا تک سانس در دو یا سه سینما به نمایش در می آید،مُفت آباد بعد از ماجرای نیمروز از مهم ترین فیلم هایی ست که در عید نوروز اکران شده اما عدم تبلیغات و سانس های محدود باعث شده مُفت آباد مخاطب کمتری داشته باشد، اما رضایت مخاطبانِ فیلم نشانه ی امیدواری از ورود یک فیلمساز مستعد به سینمای ایران است. لازم به ذکر است که حضور چنین فیلم هایی در گروه آزاد با سالن های بیشتر باعث رشد سلیقه ی مخاطب می شود.    


2

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

شهریار آراد
۲ ماه پیش
الان دارم فیلمو میبینم ، فضای پر ازتنش ، فریاد و فریاد ،
خطر لو رفتن داستان
پاسخ: