ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

نقد فیلم هت تریک, روایتی منسجم از روابط بحرانی و هویت گمشده آدم ها

افشین علیار
۲۲ روز پیش - ۵ دقیقه مطالعه
منبعروزنامه جوان
امتیاز منتقد به فیلم :

فیلم هت تریک یک اثر کاملا استاندارد است که به مخاطبش احترام می گذارد

  

هَت تریک یکی از استاندارد ترین ملودرام های دهه نود است، این فیلم تمامی عناصر سینمایی را رعایت کرده و مهم ترین نکته آن ایده و تعریف کردن یک قصه منسجم و مهم است، رامتین لوافی برای قصه گویی از فرم پیچیده ای استفاده نکرده و آنچه که در ساختار می بینیم نشان می دهد او در اجرا آنقدر مسلط بوده که توانسته از یک ایده چند خطی به فیلمی برسد که در اوج سادگی اش پیام آور است، اگر چه این نوع از اجرای ملودراماتیک در سینمای ایران مرسوم است اما لوافی با نگرشِ دقیق و ریزبینانه توانسته شخصیت ها و همچنین نوع روابط ها را به درستی خلق کند، فیلم از جای درستی شروع می شود چهار شخصیتی که قرار است فیلم با آنها جلو برود معرفی می شوند البته این امکان وجود داشت که این معرفی بیشتر باشد اما در شرایط کنونی هم کفایت می کند چرا که فیلمساز قصد داشته در چند سکانس جلوتر شخصیت هایش را به طور گسترده معرفی کند، هت تریک فیلمِ شخصیت محور است و روایت فیلم بر عهده شخصیت هاست اما در نظر داشته باشیم که شکل گیری شخصیت های فیلم هت تریک در موازات بافت سینمایی کارکرد روانشناسانه هم دارند ، به طوری که لوافی برای ایجاد قصه و موقعیت و لحنِ فیلمش به شخصیت هایش بیش از حد نزدیک شده به همین جهت فرامرز، لیدا، کیوان و رها با یک تصادف وارد بحران می شوند، ایجاد این بحران باعث می شود هر کدام از این چهار شخصیت به طور کامل به مخاطب معرفی شوند. اگر چه عنصر تصادف یا حادثه در موازات آن شادی و خنده قابل پیش بینی ست اما این حادثه چرخه درام را به کار می اندازد و چهار شخصیت را وارد چالش می کند، با ورود کیوان و لیدا و فرامرز به خانه رها بحران های دیگری برملا می شود که سرمنشا این بحران ها فرامرز است، تا قبل از ورود به خانه ، شخصیتِ فرامرز تا حدودی برای مخاطب مشخص می شود ، مردی بزدل و دست و پا چلفتی که انگار با یک زن دیگر هم ارتباط دارد تا نیمه های فیلم هسته مرکزی فرامرز است بی خیالی او و شرط بندی کلانش در فوتبال آن هم برای یک تیم ضعیف نشان می دهد که فرامرز تا چه اندازه منفعل است تحقیر های لیدا و کیوان نسبت به فرامرز و بی دست و پایی او حتی باعث می شود در چند نما مخاطب به بی خیالی او بخندد همین باعث می شود که شخصیت فرامرز شکل بگیرد، لوافی حتی معده درد فرامرز هم در فیلم بی کارکرد نگذاشته است شرط بندی های مکرر او برای مسابقات فوتبال و حتی ناخن جویدنش نشانی از استرس های او دارد این نشان می دهد که فرامرز اگر چه ظاهر خونسرد و بی خیال دارد اما درونیات او به شدت ملتهب است، از جانب همسر و دوستش تحقیر می شود اما سکوت می کند و نمی تواند جواب بدهد و زمانی که فقط در یک جمله لیدا را سرکوب می کند او می رود و دیگر هم برنمی گردد این نشان می دهد که فرامرز آنقدر به عناوین مختلف تحقیر شده است که دیگر حرفی برای گفتن یا جواب دادن ندارد اما لیدا از فرامرز با این همه بحران هایی که بوجود آورده توقع تحقیر شدن ندارد، هدف فیلم هت تریک نشان دادن چگونگی رابطه هاست اگر چه عناصر قصه و شخصیت پردازی اصغرفرهادی هم در نوع رابطه و دروغ و پنهان کاری خلاصه می شود اما لوافی در هت تریک شکل دیگری را از این عناصر آسیب رسان را نشان می دهد، به یاد بیاورید سکانسی که رها از کیوان می پرسد ماشینت را چه زمانی به فرامرز فروختی ؟ در همان سکانس کیوان نمی خواهد پاسخ درستی به رها بدهد به همین جهت موضوع را عوض می کند و دروغ می گوید ، کیوان فرامرز را به خاطر دروغ و پنهان کاری سرکوب و تحقیر می کند و در جاهایی مدافع لیدا می شود اما کیوان که به تازگی با رها وارد رابطه شده است موضوع مهاجرتش را از او پنهان کرده از سوی دیگر رها هم موضوع ازدواج اول و بچه اش را از کیوان پنهان کرده است ، لوافی به درستی این دو زوج را کنار هم قرار داده به طوری که تا نیمه های فیلم موضوع پنهان کاری فرامرز را می بینیم بعد به میزان رابطه عاطفی کیوان و رها می پردازد، و چه عالی زمانی که رها ازدواج و طلاقش را به کیوان توضیح می دهد ما چیزی از حرف های او نمی شنویم ، یک نمای سه نفره که فرامرز مشغول دیدن فوتبال است و سعی هم نمی کند که به حرف های رها گوش بدهد این هم یکی دیگر از نشانه های شخصیتی فرامرز است. حالا ما با سه شخصیت طرف هستیم که هر کدام از آن ها در رابطه هایشان گاف داده اند، کیوان پنهان کردن مسئله مهاجرتش را ، رها موضوع ازدواج اولش و فرامرز موضوع شرط بندی یا خرید زمین، در این میان تنها لیدا یک شخصیت نسبتا کاملی ست که چیزی برای پنهان کردن ندارد او به دلیل سرکوب های بی ربط فرامرز خانه رها را ترک می کند و دیگر هم به زندگی زناشویی اش برنمی گردد، سکانس آخر در یک قاب بی نظیر شکل می گیرد فرامرز از پشت ویترین فروشگاه صوتی تصویری بُردِ تیمش را می بیند و به لیدا زنگ می زند تا او را از پیروزی تیمش مطلع کند، لیدا در ماشین از طریق اسپیکر صدای فرامرز را می شنود و بعد دوربین صورت گریان لیدا را نشان می دهد، نه گفتن های لیدا و برنگشتن او به زندگی با فرامرز اگر چه پایان خوش محسوب نمی شود اما در چند سکانس عقب تر کیوان و رها با اینکه هر کدام شان از همدیگر موضوعی را پنهان کرده بودند حاضر می شوند که این رابطه را ادامه بدهند، جمع کردن خاک گلدان و کاشتن گل در ظرف و آماده کردن میز شام و آن جمله دوستدارم معروف از زبان کیوان نشانی از پیوستگی رابطه شان است که چه خوب لوافی فیلمش را با این سکانس تمام نکرد. 

یک ضعف در فیلم وجود دارد چرا تصادف جدی گرفته نمی شود؟ این چهار شخصیت در نیمه های فیلم تصادف را فراموش می کنند حتی لیدا هم که نسبت به سه نفر دیگر موجه تر به نظر می رسد پیگیر تصادف نمی شود، بهتر بود در سکانس پایانی زمانی که فرامرز به لیدا زنگ می زند لیدا را در کلانتری می دیدیم یا طوری به فرامرز می فهماند که اصلا او به آدم نزده است ازاین طریق شخصیت درونی لیدا برای مخاطب شفاف تر می شد و مهم تر از آن موضوع تصادف به یک نتیجه منطقی می رسید،  اما در شرایط کنونی اینگونه به نظر می رسد حالا که لیدا تصمیم گرفته از زندگی با فرامرز بیرون برود پس دیگر ماجرای تصادف به او ربط پیدا نمی کند که این تفکر انسانی نیست، نکته دیگری که اگر در فیلم نبود اتفاقی هم رخ نمی داد ، حضور صاحب خانه است، رها بهانه می آورد که صاحب خانه اش با آمدن مرد به خانه مشکل دارد اما بهتر بود که این یک دروغ تلقی می شد برای اینکه کیوان به خانه ی رها نرود تا دختر او را ببیند، در شرایط کنونی وجود دختر خردسال رها (که اصلا چگونه در خانه مانده و مادرش به مهمانی رفته جای سوال دارد) خنثی می ماند، خب به این فکر کنیم اگر کیوان به آن اتاق می رفت و کودک را می دید چه اتفاقی می افتاد؟

همانطور که گفته شد فیلمنامه هت تریک از مهم ترین نکات این فیلم محسوب می شود در شرایطی که بیشتر فیلم های ملودرام آپارتمانی شده اند اما هت تریک توانسته در محیطی محدود با چهارشخصیت مخاطب را با فیلمش همراه کند، اساسا فیلمبرداری در مکان های محدود با سختی های خاصی مواجه است اما مرتضی هدایتی به درستی از پس این کار برآمده است همچنین تدوین هایده صفی یاری که باعث شده فیلم با ریتم و تداوم استانداردی شکل بگیرد به طوری که مخاطب به هیچ وجه از محدویت لوکیشن احساس خستگی نکند از سوی دیگر بازی امیرجدیدی برگ برنده فیلم محسوب می شود، جدیدی با بازی استاندارد توانسته قالب شخصیت را پیدا و آن را ایفا کند ( که البته تا قبل از این فیلم امیر جدیدی بازیگر مورد علاقه نگارنده نبوده) اما می شود در این فیلم از نوع دیالوگ گفتن و حتی اکت های او لذت برد و حتی خندید اما پریناز ایزدیار، صابر ابر و ماهور الوند هم با توجه به میزان نقش شان به بهترین شکل درخشیدند هیچ کدام از بازی ها یادآور نقش های گذشته بازیگرشان نیستند و این یک نکته مهم است.

فیلم هت تریک یک اثر کاملا استاندارد است که به مخاطبش احترام می گذارد اما اینکه چرا این فیلم مخاطبان کمی دارد مشخص نیست ، فیلم هایی مثل هت تریک که کاملا مستقل هم ساخته می شوند باید اکران گسترده ای داشته باشند تا سطح سلیقه مردم افزایش پیدا کند ، قطعا هت تریک برای رامیتن لوافی گامی رو به جلو محسوب می شود و حتما این فیلم به عنوان یک اثر استاندارد در یاد تماشاگرش خواهد ماند.

0

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است