ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

یادداشتی بر فیلم آشفته گی, قاب های آشفته

عباس مدحجی
۹ ماه پیش - ۱ دقیقه مطالعه
منبععباس مدحجی
امتیاز منتقد به فیلم :

"منم آشغال بودم" را مهناز افشار در صورت مخاطب تُف میکند. "منم آشغال بودم" رمز تمام ماجراست. ماجرایی که همه در آن به نحوی آشغال هستند.

آشفتگی نام خوبی برای خود دارد. ملغمه ای از قاب بندی های کَج ، دیالوگهای مبهم و دکوراسیون شبهه اساطیری در تِم تاریک!
فیلم که بنظر تحت تاثیر سینمای غرب است سعی دارد ماجرایی تکراری را جورِ دیگری روایت کند. عشق، خیانت و قتل. این داستان کلیشه ای از قاب دوربین جیرانی شاید جان تازه ای گرفته باشد اما آنطور که باید و شاید کششی در مخاطب عام برای صبر تا انتهای ماجرا ایجاد نمیکند. پیش از آنکه سَردَر آوردن از سرنوشت بردیا، باربد و دریا با تمام معما گونه بودن و دیالوگ محور بودن ‌مهم باشد ، چرایی روایت اینگونه مهم است.
رگه های سینمای غیر ایرانی در دکور ، دکوپاژ، موسیقی، ‌دیالوگهای رُک و بدون تعارف ، شخصیت پردازی ها و حتی تیتراژ خودنمایی میکنند.
"منم آشغال بودم" را مهناز افشار در صورت مخاطب تُف میکند. "منم آشغال بودم" رمز تمام ماجراست. ماجرایی که همه در آن به نحوی آشغال هستند. آدمهایی که یاعقده دارند یاکمبود یا گذشته ی آشغال. فیلم افت و خیز قابل توجهی ندارد و روان نیست و احتمالا  مخاطب سینمای ایرانی را زیاد راضی نمیکند.
 

 از هرچه بگذریم هیچ چیز مثل موهای بلوند دریامشرقی توی ذوق نمیزد. باتمام این تفاسیر ، موسیقی و دکور،  بارِ جذابیت سمعی و بصری فیلم را بخوبی به دوش میکشند.

0

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است