نقد فیلم درخت گردو, Walnut Tree, صدایشان هرگز شنیده نشد؟

۲ ماه پیش

۱۴ شهریور ۱۴۰۰

آنجا که می‌گوید صدایمان هرگز شنیده نشد، لُب درد است؛ دردی که باید بی‌اتصال زندگی کنی تا ذات‌ات با کنه‌اش ممزوج شده باشد و در دردنمایی است که "درخت گردو" جلوه می‌کند.

- /۱۰
امتیاز سلام سینما

از ۰ رای

امتیاز دهید :

فیلمی درباره بمباران شیمیایی مردم کردستان است. شهر گرفتار فاجعه شده، قادر باید خانواده‌اش را نجات دهد.


افتتاحیه با نماهایی دل‌انگیز از ارتفاعات آذربایجان غربی و ارائه تصاویری معقول از بی‌پناهی قربانیان بمباران شیمیایی سردشت؛ قبل، حین و سالها بعد از فاجعه. 

رفتن به سراغ گرفتاران شیمیایی سردشت آن قدر به‌ندرت صورت می‌گیرد که همین خودش بهترین عامل برای تشویق کارگردان است. 

وفاداری به مستندنمایی به سبک "آخرین روزهای زمستان" با این مزیت که اینجا لرزش کمتر شده و هرچند با فیلترگذاری، قاب را تنگ کرده تا تداعی ۱۶ شود ولی از آن تکانه‌های عصبی "ماجرای‌ نیمروز" خبری نیست؛ شاهدی بر این فرضیه که برای ایجاد حس فاجعه باید بر صحنه‌آرایی تمرکز کرد و نه رعشه‌های دوربین. 

ذوب پیمان معادی در شخصیت قادر ؛ معادی خودش را رها کرده در دنیای مصیبت‌زده کردها تا جزیی از کل باشد و این رهاشدگی بیشتر از تمام بازی‌های اغراق‌زده قبلیش به چشم می‌آید! پروتزی که وارد دهان معادی کرده‌اند تا گویش ناز کافه‌ایش اصلاح شود خیلی کمک کرده به افزایش باورپذیری کاراکتر. 

پیمان معادی انگ نقش است؛ به‌خصوص وقتی کردی می‌رقصد!! بالاخره گریمی متناسب با فیزیک، نصیب پیمان شد و همین بهترین نقش کارنامه این بازیگر را موجب شده؛ پیمان خیلی تلاش می‌کند در نمایش عمق تراژدی وارده بر مردمان سردشت و در لحظاتی اصلا معلوم نیست خودش است یا نقش؟ 

بازی خوب مینا ساداتی که بی ادعا و ادابازی یک معلم گرفتار در بمباران شیمیایی را ایفا کرده در تقابل است با بازی تصنعی مهران مدیری که با همان نگاههای داخل دوربین و صدای لرزان "مرد هزارچهره" درون فیلمی آمده که می‌خواهد بگریاند؛ جای مهدی زمین‌پرداز خیلی خالی است... 

واسپاری نقش‌های فرعی مختلف به نابازیگرانی که دوربین را می‌شناسند، کمک بزرگی بوده به روایت تراژدی؛ فی‌المثل استفاده از دستیار کارگردانی نظیر حسین فلاح به‌عنوان ایفاگر یک مدیر بیمارستان. 

بالا بردن دامنه سانتی‌مانتالیزم با اسلو کردن نماهای تراژیک چندان هم بد درنیامده؛ به سبک "ایستاده در‌ غبار که در این دومی اسلو کردن تصاویر در خدمت اوج حماسی فیلم بود و اینجا برای رقیق کردن حال مخاطب. 

آغاز و پایان داستان با نمایش بی‌توجهی به مردمان کرد از کمبودهای مادی تا تحصیلی و نمایش عریان بدبیاری پشت بدبیاری دربرابر جنگ‌زدگان و قربانیان فاجعه‌ای که حالا حالاها سینما و تلویزیون بهشان بدهکار است، به خوبی در فیلم جاگذاری شده. به اینها بیفزایید استفاده به‌جا از زوم‌های رفت و برگشت برای ورود به سکانس‌های فاجعه‌آمیز و بالعکس خروج از فاجعه؛ اگر خروجی از این مصیبت در کار باشد.  

خلق تصاویر دیدنی و تکان‌دهنده از عمق فاجعه به‌جای آویزان شدن به دیالوگ برای توصیف فاجعه، به‌درستی نهادینه شده! تصاویر مستندگونه بحران بیشتر از ده‌ها سخنرانی، گرفتاریهای جنگ برای مردمان محروم دورافتاده را تشریح کرده و این همان معنای سینماست. 

البته که هزینه قابل توجه برای برگردان تصویری اتفاقات سردشت صرف شده! در بریز و بپاش‌های تلف‌شده ارگان‌های ارزشی اینکه اول مارکت به کمک این برگردان پر سوز آمده جای خرسندی است و افسوس به حال اوج و فارابی که در تولید چنین تراژدی موثری از جنگ هیچ نقشی نداشته‌اند!


نقدهای مرتبط با این اثر

پسرکشی (filicide)
دقت در طراحی صحنه و فیلمبرداری باطمانینه به‌خصوص در بخشهای تاریخی کار را بگذارید کنار گشاده‌دستی در داستان‌پردازی و گره‌افکنی‌های به‌موقع و بدون اتلاف وقت تا دریابید می‌شود در مختصات داخل هم درام معمایی از نوع استانداردش ساخت.ادامه مطلب

پربازدیدترین نقدها

عرشیا برجعلی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
پرندگان (The birds)
پس از شصت سال، هنوز مبهوت کننده و نفس گیر. کمتر فیلمی را مخصوصا در ژانر ترسناک میتوان پیدا کرد که حتی برای بار دوم، با وجود اطلاع تام بیننده از وقایع پیش رو، هنوز بتواند او را میخکوب کند. فیلم «پرندگان» هیچکاک شاهکاری است که با جلوه های ویژه اگزجره و به ظاهر پرطمطراق یا افکت های صوتی و موجودات خیالی مخاطب را به هراس نمی کشد، بلکه با چیزی این کار را می کند که شاید کسی فکر ترسیدن از آن را هم نکند!ادامه مطلب
انگل (Parasite)
   انگل اگرچه نام یک بیماری در دستگاه گوارش بشر است اما نمونه روانی – سینمایی آن را به خوبی از دوربین بونگ جون هو به تماشا نشستم . فیلم ساز در این اثر با نمایش اخلاقیات در چارچوب شرایط و تلطیف آن بنابر سلیقه شخصیت ها یک روند تکاملی در سیر صعودی روان آدمی را شکسته است . از آنجاییکه همه فیلم های هو و مشخصا : «خاطرات قاتل» و «مادر» در کوشش تغییر اخلاقیات به واسطه شرایط و سائق های شخصی دست و پا می زنند ، «انگل» تا به امروز ضعیف ترین نمونه دیده شده...ادامه مطلب
علی رضایی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
دشمن (Enemy)
نیکی و بدی که در نهاد بشر است، شادی و غمی که در قضا و قدر است، با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل، چرخ از تو هزار بار بیچاره‌تر است.ادامه مطلب
معین رسولی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
عطر: داستان یک قاتل (Perfume: The Story of a Murderer)
عطر،داستان یک قاتل، فیلمی است برگرفته از کتابی با همین نام اثر پاتریک سوسکیند که پرفروش ترین کتاب سال 1985 نیز بوده است.ادامه مطلب
امیررضا صفائی تبار
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
پوست (skin)
اگر فیلم کوتاه حیوان را دیده باشید فیلم از همان مولفه ها و همان نمادها را دارد. نماد های بومی گرایی فیلم مانند شیر در فیلم می بینیم. بیان تعلیق و کشمکش های عمیق از خصوصیات خوب این فیلم است.ادامه مطلب
پلتفرم (The Platform)
پلتفرم دارای یک جهان بینی استعاره ای ترسیمی از ماهیت بشر است که علیرغم قرارگیری در ژانر وحشت ممکن است ترس آنی برای مخاطب ایجاد نکند اما ترس عمیقِ ادراکی ایجاد می کند که تامل و تفکر ژرفای مضمونی آن ترس را در ضمیر ناخودآگاهِ مخاطبِ عالی بنا می نهد.ادامه مطلب

نظرهای منتشر شده