ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

نقد فیلم قصر شیرین, کلبه خرابه ی بی مزه

امیرحسین بهروز
۵ ماه پیش - ۲ دقیقه مطالعه
امتیاز منتقد به فیلم :

قصر شیرین یک هیچ بزرگ است. هیچ در کارگردانی، هیچ در سبک، هیچ در متن و هیچ......

  

کلبه خرابه ی بی مزه

نقدی بر فیلم قصر شیرین ( کارگردان: رضا میرکریمی)

به جرات می توان گفت که قصر شیرین یک هیچ بزرگ است. هیچ در کارگردانی، هیچ در سبک، هیچ در متن و هیچ..... . نه فردیتی دارد و نه حداقل جذابیتی برای سرگرم کنندگی و نه حتی حرفی برای گفتن. از چگونگی بگذریم که کارنابلدی کارگردان به وضوح در آن عیان است، حتی در بیان چه هم الکن می نماید. فیلم می خواهد یک درام جاده ای باشد. اما نه درامی در کار است و نه جاده ای. نه منطقی در کنش بین شخصیتها وجود دارد و نه تحرکی. صرف حرکت در جاده که نمی شود فیلم جاده ای ساخت. از سینمای جاده ای فقط یک نمای از بالا را یاد دارد و دیگر هیچ. کارگردان فقط به بازی حامد بهداد دل خوش کرده، بدون اینکه بتواند شخصیت جلال را با دیگران پیوند دهد. هیچ توجیهی در اینکه جلال ابتدا فرزندانش را نمی پذیرد نیست. اگر فرض هم بگیریم که توجیهش همسر جدیدش باشد، همسر چه نقشی در این متن پاره پاره دارد؟ فقط آمده است که فحش بخورد و دیالوگهای فیلم را بیشترکند.

قصر شیرین یک فیلم فلاکت بار است. متنش در بهترین حالت می توانست یک کانسپت کوتاه باشد که کارگردان بدون دراماتیزه کردن آن، فیلم را کش می دهد و تبدیل به یک فیلم بلند می کند. سکانس گلخانه به قدری فاجعه و عقب مانده است که حتی ثانیه ای از آن را نمی توان تحمل کرد. اساسا ارتباطات جلال، بین همسر مرده و فعلی اش گیر کرده و در این کشمکش های بی اساس پاره می شود و فیلم را هم چند پاره می کند. شاید در صحنه ای که جلال سیلی را بر گوش صاحب گلخانه نواخت، لحظه ای بود که تیر خلاص را بر پیکره ی نیمه جان فیلم شلیک کرد. چون تا قبل از آن حداقل حرفهای شیرین دختر بچه که به درستی انتخاب شده بود (تنها کار درست کارگردان!!) تماشاگر را نگه میداشت و اندکی اثر را قابل تحمل می کرد. اما درست زمانی که جلال فرمان را چرخاند و به سمت گلخانه رفت، مقدمات خودکشی اثر را فراهم آورد. فیلم هم با جلال است و هم بر او، تکلیفش درست مشخص نیست و برای ما هم گنگ است که با چه کسی باید همزادپنداری کنیم. بچه ها، جلال، برادران شیرین. فیلم در سیکلی افتاده است که هر عضوش تناقضی بر عضو دیگر است. ابتدا جلال شخصیت بد ماجراست بعد می فهمیم که غیرتی هم هست و بعد از کتک خوردنش حال باید با او همزادپنداری هم بکنیم! 

فیلم بیشتر به یک کلبه خرابه ی بی مزه می ماند تا قصر شیرین.

2

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است