ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید
0
حامد عباس پور
۴ سال پیش - ۴ دقیقه مطالعه
منبعکمی از روزنامه شهرآرای خراسان

نقدی بر آنچه که به عنوان بی عدالتی محض در تاریخ سینمای ایران ثبت شد!

متن زیر؛ نوشته کوتاهی است و احتمالا نقد رفتار و نقد آنچه که با فیلمی و کارگردانی شده است که جای تعجب بسیار دارد. هدف این متن؛ فارغ از سیاست وسیاست زدگی و جناح بازی است و متاسفانه یا خوشبختانه اعلام...

  متن زیر؛ نوشته کوتاهی است و احتمالا نقد رفتار و نقد آنچه که با فیلمی و کارگردانی شده است که جای تعجب بسیار دارد. هدف این متن؛ فارغ از سیاست وسیاست زدگی و جناح بازی است و متاسفانه یا خوشبختانه اعلام خودی یا غیرخودی نیست! بلکه متنی است در نقد رویکرد برخی داوران سی وچهارم جشنواره فیلم فجر که ابتدا باید انصاف خود را درنظر بگیرند چرا که هر رایی مسولیتی است سترگ بر شانه های کسانی که به آن ها اعتماد شده است تا آثار جشنواره مورد قضاوت آن ها قرار گیرد. متنی درباره جفایی که به سینمای حاتمی کیا و فیلم های قهرمان و ضد قهرمان با ساختاری منسجم و فرمی قابل قبول در بالاترین سطح سینمای ایران است؛شد، علی رغم اینکه اشکالاتی در فیلم ایشان نیز وجود دارد.

با توجه به نام‌هایی که  در خصوص هیات داوران جشنواره فیلم فجر به چشم می خورد؛ این نکته حایز اهمیت است که دبیر جشنواره باید این مهم را مورد توجه قرار دهد که براساس چیدمان داوری می‌توان به خروجی جشنواره رسید و داوران جشنواره فیلم فجر باید اهداف خود را مشخص کنند تا منتج به نتیجه درست شود. نکته  مهمتر این که سی‌و چهارمین دوره جشنواره فیلم فجر سومین سال برگزاری جشنواره در دوره ریاست حجت الله ایوبی به عنوان رئیس سازمان سینمایی است و اصلی ترین دوره از جشنواره در دوره ریاست ایشان در عرصه سینما به شمار می آید که می توان جهت گیری فکری رئیس سازمان سینمایی را در جشنواره پیش رو مورد ارزیابی قرار داد.

صرفنظر از نکات مثبت زیاد کارکرد حجت الله ایوبی به عنوان معاونت ارشاد و رئیس سازمان سینمایی مثل آشتی سینماگران با خانه سینما و... که بسیار دلنشین بود؛ از مهم ترین خبرهای دیروز جشنواره سی و چهارم فجر، اعلام اسامی نامزدهای مسابقه سینمای ایران؛ سودای سیمرغ؛ بود. که نه تنها باعث شگفتی و تاسف منتقدین و متخصصین سینما و آن هایی که الفبای سینما را می فهمند، بود، بلکه مخاطبین عام سینما را هم شامل شد. با اعلام این اسامی، هیئت داوری عنوان شگفتی ساز جشنواره فجر را به خود اختصاص داد. نکته حائز اهمیت این است که نه با یک نگاه حرفه ای؛ بلکه با یک نگاه سطحی هم می شود گفت که برخی فیلم هایی که کاندید شده اند؛ نه تنها مورد پسند منتقدین نبوده اند، بلکه حتی پسند مخاطبین هم قرار نگرفته اند! کاندید شدن فیلمی مانند امکان مینا که فیلم هدرشده ای است نمونه ای از این داوری هاست.

قصد نوشته بنده نقد فیلم نیست اما به اختصار می توان گفت؛بادیگارد از نمونه فیلم هایی است که می تواند به عنوان الگویی در سینمای ایران مطرح شود که نظر هردوقشر تماشاگر خاص و عام را بخود جلب می کند. فیلمی که روایت قهرمان وضد قهرمان است؛ همچنین ارتباط قهرمان با جامعه پیرامونش را بیان می کند. درواقع تلاش این فیلمساز برای رسیدن به نقطه اوجی همانند آژانس شیشه ای است که سالهاست از آن دور افتاده بود. حتی فیلم چ نیز با وجود اینکه همه آنچه مولفه های مورد نیاز  سینمای حاتمی کیا در آن وجود داشت بازهم نتوانست چنین توفیقی را تکرار کند. پرویز پرستویی که نقش حیدر ذبیحی را ایفا می کند؛ درست مثل حاج کاظم آژانس شیشه‌ای و قهرمان به نام پدر در مواجه انبوهی از سوالات در مقابل همکاران، خانواده و جامعه‌ای که در آن زیست می‌کند، قرار گرفته است، بادیگار بی‌شک بهترین اثر سازنده‌اش در طول یک‌دهه اخیر است. بادیگار چه از حیث طراحی میزانسن و چه از حیث فیلمنامه اثر به مراتب بهتری در کارنامه حاتمی کیاست که امروز می‌توان با  اعلام کرد که جز معدود فیلمسازان نسل خود است که به تکنیک و فرم سینما و استفاده درست از صدا و تصویر در آثارش استوار است و فیلم هایی می سازد که برای مدیوم سینما ونه تلویزیون ساخته می شوند.

سکانس ترور معاون رئیس‌جمهوری در بلوچستان، سکانس ملاقات پرویز پرستویی با اشرفی در یک اتاق نیمه‌کاره و آن قدم زدن های شبانه حیدر زیر باران و از همه مهم تر سکانس پایانی فیلم که با انتخاب آخرین ماموریت حاج حیدر؛ رنگ وبوی حسی و اکشن می گیرد از سکانس های تاثیرگذار سینمای ایران در دهه اخیر است. اینکه خدمت چندده ساله حیدر که توسط کنترلچی بابازی فرهاد قائمیان، زیر سوال میرود و البته نشان می دهد که بر پیمان خود استوار مانده است.  یا دو دیالوگ ماندگار که یادآور روزهای خوش سینمای حاتمی کیا فارغ از جناح های چپ وراست است.

  1. هنگامی که حیدر می خواهد خودش را ثابت کند در حالی که در معرض زیر سوال رفتن کل سابقه حفاظتش قرار میگیرد؛ شعر حیدربابای شهریار را به طور دلنشینی زمزمه می کند.
  2.  سخن حاج حیدر خطاب به کنترلچی با بازی فرهاد قائمیان، می گوید بترسید از آن روزی که که کشتی سوراخ شود.

این ها فقط نمونه ای از سکانس های زیبای چفت و بست دار و دارای فرمی است که تحسین مخاطبین و منتقدین را چند روز گذشته دربرداشته است. فارغ از برخی نقدهایی که می توان به اواسط فیلم داشت که کمی فیلم دچار افت می شود. 

اما در این میان داوران جشنواره اشتباهات عجیبی داشته‌اند که باور کردنش سخت است. چگونه است که یک فیلم خوب استراتژِیک و خوش ساخت مانند "بادیگارد" در بخش بهترین فیلم نمی‌شود اما فیلم نه‌چندان خوش ساخت "آخرین بار کی سحر را دیدی؟" و "امکان مینا" می‌شوند؟
چگونه است که کارگردانی هوشمندانه و ظریف ابراهیم حاتمی کیا در بخش بهترین کارگردانی دیده نمی‌شود اما کارگردانی معمولی کمال تبریزی و فرزاد موتمن دیده می‌شوند؟ چگونه است که فیلمنامه بادیگارد پایین تر از نوشته فرهاد توحیدی (امکان مینا) و  حتی میرکریمی( دختر) تشخیص داده می‌شود؟


اشتباه‌های گروه داوری خصوصا در بخش سودای سیمرغ چیزی نیست که بشود به سادگی گذشت و حتی ممکن است تعبیرهای متفاوتی را موجب شود. خداکند دبیر جشنواره که آدم اهل سینما و فرهنگ است؛ با تدبیری که تاکنون داشته است راهی بیندیشد برای خطای عمدی یا سهوی که داوران در بخش سودای سیمرغ مرتکب شده‌اند. بااین اوصاف، نقد رویکرد داوران محترم؛ تنها محدود به «بادیگارد» هم نیست. فیلم‌های خوب دیگری هم بودند که جایشان در لیست خالی است.