ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید
2
رزا دهقان
۴ ماه پیش - ۳ دقیقه مطالعه

قضاوت و سلیقه(در مورد جشن خانه سینما)

بیست و یکم شهریورماه امسال مصادف خواهد بود با روز سینما و صد البته،زمان برگزاری یکی از بزرگترین رویدادهای سینماییِ داخلی.مروری خواهیم داشت بر کاندیدهای امسال و ضعف خانه ی سینما در انتخاب بهترینها.

بهترین فیلم؛خوک؟

مانی حقیقی در آخرین ساخته ی خود سراغ محتوایی نامتعارف با کارگردانی نامتعارف تر رفته که البته این دو هیچکدام قصه ی ضعیف خوک را توجیه نمیکند.کارگردانی متوسط،گریم های اگزجره،صحنه پردازیها و استفاده از رنگهای به شدت اغراق شده همه و همه از خوک اثری ساخته اند که بر خلاف قانون همیشگی فیلمهای سورئال(فیلمنامه هم  نداشته باشی کارگردانی را حفظ کن!)هیچ محتواو منطقی ندارد و هجوی اغراق آمیز از تخیل و رئالیسم است.خوک یک متوسط سینمایی است که اگر بد نباشد، حداقل شاهکار هم نیست و صدالبته لایق دریافت جایزه یا حتی کاندید شدن.


بهترین فیلمنامه؛سطح چندم های تلویزیونی!

بهترین و فاخرترین اثر ابوالحسن داودی همان رخ دیوانه ی تینیجری بود که قبل یا بعد از آن او هرگز نتوانست چنین فیلمنامه ای را در اثر خود تکرار کند.زادبوم،آنقدر سطحی تعریف میکند و پیش میرود که گویی ابوالحسن داودی آن را با زمین انسانهایش اشتباه گرفته!فیلمنامه ی بی منطق و پر از حفره قطع به یقین شایستگی کاندید شدن در رشته بهترین فیلمنامه را نخواهد داشت.این موضوع البته درمورد سارا  و آیدا هم صدق میکند.سارا و آیدا فیلمنامه ی خوبی دارد اما اگر یک سریال تلویزیونی ده یا پانزده قسمتی می بود.فیلمی که تمام تکیه ی خود را روی قصه گو بودنش گذاشته و حتی در این یک مورد هم موفق نبوده!امیرعربی که سابقه ی نوشتن سعادت آباد را در رزومه ی کاری خود دارد،سارا و آیدا را به یک کپی ناموفق از سینمای اخلاق مدار اصغر فرهادی تبدیل کرده.


بهترین تدوین؛ضعف تدوین

بیست و یک روز بعد به عنوان اثر سینمایی محمدرضا خردمندان داستان خوبی داشت اما اگر اینهمه پرش در روایت خود نداشت که این ضعف تدوین را می رساند.داستان مدام از خط روایی خود جدا میشود و به مونولوگها و افکار کاراکتر اصلی می پردازد.شاید بهتر بود دبیرخانه ی جشن خانه ی سینما حداقل در این یک مورد تجدید نظر میکرد!


بهترین بازیگر نقش اول زن؛بدترینهای امسال

قبل از دیدن خفه گی به طور دائم از نقدها و کامنتهای فیلم مشخص بود الناز شاکر دوست بازی متفاوتی را از خود ارائه کرده که حداقل در میان بازیهای ضعیف پیشین خود یک پرش درخشان به حساب می آید.اما متفاوت بودن بازی و نیز رل وی،به عنوان صحرا مشرقی در آخرین اثر فریدون جیرانی،قطعا به این معنا نیست که بازی او خوب یا درخشان بوده.آنچه در تمام این سالها به من ثابت شده این است که الناز شاکردوست و سحر قریشی یک وضعیت دارند.هر دو بازیگر نیستند و این هیچ ربطی به نقش ندارد.چه رل اصلی باشند و چه کاراکتر فرعی،از پس نقش خود بر نمی آیند.این موضوع با دیدن فیلم خفه گی به من ثابت شد.فیلمی که هر بازیگر دیگری در رل اصلی اش ظاهر میشد یک ردیف جایزه ی داخلی و خارجی برای خودش به دست می آورد،اما الناز شاکردوست از این قاعده مستثنی است.بازیگری که بازیگر نیست.

غزل شاکری هم که بازی متوسطش در سارا و آیدا گفتن ندارد.او حتی با وجود اینهمه موقعیتهای دراماتیک که پتانسیل استفاده از تمام هنرهای بازیگری را به او میداد،باز هم نتوانست دیالوگها را درست ادا کند و حتی از گلنار دوران کودکی اش هم ضعیف تر ظاهر شد.


بهترین بازیگر نقش اول مرد؛و باز هم خفه گی!

نوید محمد زاده بازیگر خوبیست اما نه همیشه.به نقشهای بعد از ابد و یک روز او اگر نگاه کنید کاراکتر افسارگسیخته ای را می بینید که کپی های ناموفقی از محسن معتاد این فیلم بوده اند.دو نقش متفاوت کارنامه ی وی پاشای لانتوری و مسعود خفه گی بوده اند که در اولی عالی بوده و در دومی بد یا شاید هم افتضاح.با اینکه در هر دوی اینها ما با یک کاراکتر درونگرای ترسناک مواجه بوده ایم،اما شاید به خاطر فرم سینمایی فریدون جیرانی نوید محمد زاده فرصت ایفای نقش بهتری را نداشته و این نقش را به بدترین بازی وی در کارنامه ی کاری اش تبدیل کرده است.نوید محمد زاده حداقل برای خفه گی شایسته ی دریافت جایزه نیست.


بهترین بازیگر نقش مکمل زن؛آیدای ناموفق

پگاه آهنگرانی هنرنمایی چشم گیری در سارا و آیدا نداشت و لحن و بازی وی همانند نازنین بیاتی انگار استاپ شده روی دربند.قبل از دربند بازی وی حتی به عنوان یک کاراکتر فرعی در ورود آقایان ممنوع قابل قبول بود،اما در سارا و آیدا،علاوه بر اینکه تمام بازیگران بدترین ایفای نقش خود را داشته اندپگاه آهنگرانی از همه بدتر بود.یک دختر لوس و تازه به دوران رسیده که در انتهای فیلم سرنوشت تلخی هم داشت.


بهترین بازیگر نقش مکمل مرد؛سقوط استاد

مسعود کرامتی را دوست دارم و اتفاقا بازیگر محبوب همیشگی من بوده و هست اما معتقدم نقش او در چهارراه استانبول بیشتر یک کاراکتر تکرار شده ی نخ نما بود که به بدترین شکل ممکن ایفا شد.شاید اگر کس دیگری این نقش را بازی میکرد بهتر عمل میکرد،اما چهارراه استانبول سقوطی برای کارگردان و بازیگر خوب سالهای دور سینما و تلویزیون بود.


تمام آنچه در لیست امسال جشن خانه ی سینما دیدم بیشتر شبیه یک کابوس بود تا خوشحالی از موفقیت هنرمندان.این اثبات میکند که سینمای ما هنوز هم گرفتار سلیقه و قضاوت است.دو عنصری که اگر نابود نکنند،آسیب جدی ای به هنر هفتم وارد خواهند کرد.


تلفن تماس:

۸۸۳۹۴۲۱۹-۰۲۱

استفاده از مطالب سلام سینما با ذکر منبع مجاز است.

کلیه حقوق این سایت برای سلام سینما محفوظ می‌باشد.

راه های ارتباطی با ما در شبکه های اجتماعی و پاسخ به سوالات شما:

logo-samandehi