ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید
1
محمدامین شکاری
۵ ماه پیش - ۲ دقیقه مطالعه
منبعصبا

وداع با عرفان خان از جنس خداحافظی «زندگی پای»

به بهانه درگذشت عرفان خان از چهره های شناخته شده سینمای هند مروری بر صحنه وداع «زندگی پای» داریم.

 

بی شک نوشتن از بازیگری که تنها دو نقش آفرینی از خیل انبوه فیلم هایش (چیزی نزدیک به ۱۵۰ فیلم و سریال) دیده اید کار عاقلانه ای نیست با این حال به دلیل همان یک لحظه زیبایی که در یکی از این دو فیلم، عرفان خانِ فقید به مدد آنگ لی در اثر امیدبخش «زندگی پای» به من هدیه داد، دوست داشتم در این آخرین لحظات که همچنان بودنش در این دنیا را باور دارم و هنوز به نظرم با هفت هزارسالگان سربه سر نشده با او خداحافظی کنم؛ خداحافظی ای از جنس خداحافظی پای پاتل با ریچارد پارکر.

عرفان خان در «زندگی پای» یکی از چند فیلم مهم غیربالیوودی اش («میلیونر زاغه نشین» و «دنیای ژوراسیک» از دیگر فیلم های مهم غیربالیوودی وی هستند)، نقش بزرگسالی پای پاتل را بازی می کرد. «زندگی پای» داستان پای پاتل پسر نوجوانی بود که به همراه پدرش در باغ وحش خانوادگی شان در هندوستان کار می کرد. پس از یک سری اتفاق، پدر پاتل مجبور به فروش باغ وحش می شود و سپس کل خانواده تصمیم می گیرند به همراه حیوانات با یک کشتی عازم کانادا شوند. در میانه راه به دلیل طوفانی سخت خانواده پای مفقود شده و تمامی حیوانات نیز به سرنوشت مشابهی دچار می شوند و تنها این پای هست که به زحمت موفق به فرار از مهلکه می شود و خود را در یک قایق، زنده می یابد. او حالا در میانه اقیانوس بی کران تنها مانده و نمی داند که باید چطور با این تجربه سختِ زندگی کنار آید، اما وقتی که متوجه می شود به جز او در این آب ها، مهمان ناخوانده دیگری هم حضور دارد، وحشت سراسر وجودش را در بر می گیرد چراکه این مهمان ناخوانده یک ببر بنگال که در باغ وحش او را ریچارد پارکر می نامیدند، است. دوستی و رفاقت پسر با ببر درام «زندگی پای» را شکل می دهد.

اما لحظه زیبایی که در ابتدا به آن اشاره کردم و از هدیه عرفان خان به من و احتمالا بسیاری از دوستداران سینما، به اواخر فیلم پر از تکنیک آنگ لی برمی گردد جایی که پای پاتل از یکی از دردناک ترین لحظات زندگی اش که همان لحظه جدایی از آن ببر است، سخن می گوید: «فکر می کنم زندگی در نهایت همین رها کردن و فراموش کردن باشه، ولی چیزی که بیشتر از همه دردآوره، اینه که فرصتِ خداحافظی کردن نداشته باشی.»

 

او با اشاره به این جملات از سلوک «وداع» و «خداحافظی» می گوید؛ این که انسان در نهایت در پایانِ همه حوادث زندگی، تمامی این «از دست دادن ها» و «جدایی ها» را می تواند به راحتی بپذیرد و فراموش کند اگر این رخدادها تنها با یک لحظه «خداحافظی» همراه باشد، لحظه ای که بتواند در آن مراتب قدردانی و تشکر خود را به آن کس که دوستش دارد ابراز کند. به قول پاتل او مرگ پدرش را راحت تر می پذیرفت اگر تنها می توانست در لحظه وداع از او تشکر کند: «کاش می تونستم بخاطر همه چیزایی که ازش یاد گرفتم، ازش تشکر کنم.»

شاید اگر این دیالوگ های نوشته دیوید مگیِ فیلمنامه نویس با حس و حال و بغض و اشکی که عرفان خان هنگام ادای آن داشت، همراه نبود این لحظات احساسی زیبا هرگز رقم نمی خورد.

هوش و ذکاوت سینمایی چندانی لازم نیست تا متوجه شویم فیلم «زندگی پای» آنگ لی خیلی زودتر از آنچه انتظارش می رفت رنگ و لعابش را از دست داده است، فیلم در حالی که کمتر از یک دهه از ساختش می گذرد کم کم به دست فراموشی سپرده شده است با این حال اگر این روایت عجیب و غریب را ببینید، احتمالا در کنار قصه منحصر به فرد فیلم، فیلمبرداری و جلوه های ویژه استادانه، آن لحظات احساسی حضور عرفان خان را نیز فراموش نخواهید کرد. بازیگری که روز گذشته در ۵۳ سالگی از دنیا رفت.

امیدوارم در لحظه مرگ، او و عزیزانش فرصت «خداحافظی» از هم را از دست نداده باشند.


رضا ظفری
۴ ماه پیش
عالی بود
خطر لو رفتن داستان
پاسخ