0
افشین علیار
۳ ماه پیش - ۳ دقیقه مطالعه
منبعروزنامه هنرمند

نقد فیلم گیتا, Gita, مادرانه

امتیاز منتقد به فیلم :

فیلم گیتا در قالب یک فیلم ملودرام شخصیت محور فقط توانسته در درونیات گیتا عمیق شود و هدف قصه به طور واضح بیان نمی شود به طوری که شخصیت های دیگر فیلم در سطح باقی می مانند که این به نتیجه ی نهایی فیلم آسیب رسانده است

گیتا اولین فیلم مسعود مددی یک ملودرام خانوادگی است که می کوشد روابط میان مادر و فرزند را به مخاطب نشان بدهد اما فیلمساز برای به هدف رسیدن سوژه از اِلمان های ساده انگارنه یی استفاده کرده است به طوری که شروع فیلم حتی تا نیمه های آن، ساختار مختصاتی گیتا به تله فیلم ها شباهت پیداکرده است، مهم ترین عنصر فیلم جریحه دار کردن احساسات مخاطب است و فیلمساز سعی کرده  با نماهای تاثیربرانگیزعواطف مخاطب را جریحه دار کند اگر چه مددی در بعضی از پلان ها یا دیالوگ ها توانسته حس های متقابل را به تماشاگر انتقال دهد اما روش منتقل کردن احساسات در سینما با تلویزیون تفاوت های زیادی دارد واکنش های گیتا پس از مرگ پسر جوانش متین که به دلیل درس خواندن به خارج از کشور رفته، بسیار کلیشه ای و تلویزیونی است، مادری که پس از شنیدن خبر مرگ فرزندش غش و ضعف می کند یا توان حرف زدن ندارد و ناسازگاری می کند را بارها در فیلم های تلویزیونی دیده ایم دقیقا مشکل اساسی فیلم گیتا در همین کلیشه هاست که باعث می شود خط روایی فیلم آسیب ببیند اما از میانه ی فیلم درست در جایی که فیلمساز فکر می کند که می تواند با ورود نسترن به قصه  روایت را تغییر بدهد ریتم فیلم از آن بی حرکتی و کسالت درمی آید، اگر چه تماشاگر از ورود نسترن به قصه و شنیدن اینکه متین فرزند واقعی امیر و گیتا نبوده غافلگیر نمی شود اما این تغییرِ فازِ ناگهانی در راستای هدف کلی فیلم توانسته قصه را سرپا نگه دارد کلیت درام با افت و خیز مواجه می شود، به طوری که در بعضی از سکانس های فیلم منطق روایی وجود ندارد و فیلمساز سعی می کند با ارجاعات کلامی یا خاطره تعریف کردن به سکانس هایش شکل بدهد، از سوی دیگر فیلم از تماشاگر جلوتر است و  اطلاعات را به صورت سکانس به سکانس، به تماشاگر انتقال می دهد اگر موضوع متین از همان اول فیلم در زمانی که گیتا و امیر در حال بده و بستانِ خاطرات جوانی شان بودند رو می شد خط روایی قصه می توانست تاثیربرانگیزتر باشد؛ اما در نقاطی از فیلم شک و قضاوت های عجولانه یی دیده می شود که نمی توانند به پیشبرد درام کمکی کنند شک گیتا به امیر در یک سکانس شکل دراماتیک می گیرد اما در سکانس دیگر تاثیرش را از دست می دهد. اساسا کلیاتِ فیلم بلاتکلیف است فیلمنامه نویس در برهه های مختلف زمانی هر کدام از شخصیت ها را به عنوان قهرمان معرفی می کند اما مشخص نیست که قهرمان فیلم کدام اند، متین ، گیتا، امیر یا نسترن ؟ با اینکه موضوع فیلم گیتا آن چنان پیچیده و تعلیق وار نیست اما سمت و سوی قصه ابهام برانگیز است در بعضی از سکانس ها امیدواری را در شخصیت ها می بینیم و در بعضی سکانس ها غم و اندوهی را که به سیاه نمایی نمی رسد، اما رفتار و واکنش آدم های فیلم در مواجهه با بحران متقاعد کننده نمی باشد به طور مثال اگر نسترن طور دیگری وارد قصه می شد یا موضوع ناباروری گیتا در جوانی طور دیگری روایت می شد این امکان وجود داشت که موضوع فیلم گیتا به آن هدف مورد نظر برسد، آنچه که در فیلم گیتا احساس می شود این است که مددی نکات مهمی را در فیلم رها کرده و به سمتِ عواطف و احساسات رفته است به طور مثال به یاد بیاورید در سکانسی نسترن فلشی به امیر می دهد که در آن فیلم لحظات قبل از تصادف متین ضبط شده است اما امیر آن فیلم را نگاه نمی کند و پاکش می کند! پس منطق آن سکانس چیست؟ اینکه فیلمساز بخواهد به طور قطره چکانی اطلاعات به مخاطبش بدهد یا هر جایی که صلاح دید آن اطلاعات را از مخاطب پنهان کند به فیلم ضرر می رساند چرا که سینما نشان دادن استشمام کردن لباس های پسر جوان مرگ شده توسط مادر یا گریه ی پدر در ارتفاع دکل مخابراتی نیست اساسا فیلم سینمایی باید جلوتر از مخاطب باشد اما فیلم گیتا با تماشاگرش هم سو نیست چرا که نمی شود از طریق خاطره گفتن و اتفاقات نوستالژیک در بهره گیری از علائق یک مُرده قصه را گسترش داد، فیلم شصت ثانیه ای ساختن یا ارتباط اینترنتی آن دختر پرستار با متین اگر از فیلم حذف می شد آسیبی به کلیت گیتا نمی رسید مددی می توانست به جای این خرده روایت های دست و پا گیر زمینه ی داستان گویی اش را گسترش بدهد.

فیلم گیتا در قالب یک فیلم ملودرام شخصیت محور فقط توانسته در درونیات گیتا عمیق شود و هدف قصه به طور واضح بیان نمی شود به طوری که شخصیت های دیگر فیلم در سطح باقی می مانند که این به نتیجه ی نهایی فیلم آسیب رسانده است، فیلم گیتا با این سروشکل که می بینیم برای مسعود مددی که تجربه ی اولین فیلم سینمایی اش است قابل قبول می باشد اما صدای فیلم و تدوین از نکات منفی این فیلم است اتصال نماها در بعضی از سکانس ها و حرکات دوربین و استفاده ی دوربین روی دست منطق نماها را از بین برده است و در بعضی از سکانس ها صدای بازیگران نامفهوم به گوش تماشاگر می رسد، مهم ترین برگ برنده ی فیلم بازی مریلا زارعی است که توانسته در نقش یک مادر به درستی ابراز احساسات کند اما بهتر می بود که این ابراز احساسات در قالب چهارچوب های دراماتیک صورت می گرفت آنگاه به جذابیت فیلم هم افزوده می شد، اگر چه گیتا از فیلمنامه آسیب دیده است اما این قابلیت را دارد تا مخاطب عامِ سینما با آن تا حدودی ارتباط برقرار کند که آن هم به دلیل بازی مریلا زارعی است.



«گیتا» مادر متین است و به او دلبستگی زیادی دارد. پس از حادثه‌ای که برای متین پیش می‌آید، گیتا تلاش می‌کند تا با این موضوع کنار بیاید، اما با گذر زمان متوجه واقعیت‌های جدیدی می‌شود...