نقد فیلم اسب سفید پادشاه, The King White Horse, عاشقانه پر تکرار ازجنس دهه هفتاد

۵ سال پیش

۳۰ بهمن ۱۳۹۵

مهیار محمد ملکی

امتیاز منتقد به این اثر: ۴ از ۱۰

  نقد و تحلیل فیلم اسب سفید پادشاه منتقد :مهیار محمد ملکی معرفی اثر اسب سفید پادشاه فیلمی به کارگردانی محمدحسین لطیفی و تولید سال ۱۳۹۳ می‌باشد فیلم دربارهٔ دختر جوانی به نام ماری است که پس از چند ماه از زندان آزاد می‌شود و در صدد یافتن نامزد خود بر می‌آید. او برای یافتن نامزدش و خروج از بحرانی که در زندگی گرفتار آن شده دست به دامان یاشار دوست سهیل می‌شود؛ اما طولی نمی‌کشد که در می‌یابد که سهیل در شرف ازدواج با...

کارگردان : محمدحسین لطیفی
- /۱۰
امتیاز سلام سینما

از ۰ رای

امتیاز دهید :

دختری 25 ساله به نام ماری که سال‌ها است فصول مختلف زندگی‌اش را سپری کرده، اینک فصل عشق زندگی خود را تجربه می‌کند. فصلی که چالش بزرگ قهرمان اصلی فیلم سینمایی «اسب سفید پادشاه» خواهد بود.

 

نقد و تحلیل فیلم اسب سفید پادشاه
منتقد :مهیار محمد ملکی
معرفی اثر

اسب سفید پادشاه فیلمی به کارگردانی محمدحسین لطیفی و تولید سال ۱۳۹۳ می‌باشد

فیلم دربارهٔ دختر جوانی به نام ماری است که پس از چند ماه از زندان آزاد می‌شود و در صدد یافتن نامزد خود بر می‌آید. او برای یافتن نامزدش و خروج از بحرانی که در زندگی گرفتار آن شده دست به دامان یاشار دوست سهیل می‌شود؛ اما طولی نمی‌کشد که در می‌یابد که سهیل در شرف ازدواج با دختر دیگری است

یک عاشقانه پر تکرار ...


اخرین ساخته سینمایی محمد حسین لطیفی کار به شدت ضعیف و خجالت اوریست این کار ضمن بهره گیری از یک ایده همیشه پر تکرار در پرداخت به هیچ عنوان تازه و نو عمل نکرده است


به عبارتی برگ برنده این کار همان پرداخت بود که در این کار  به شدت عقب گرد دارد و از فیلم های هم مرتبه خود بسیار پایین تر است

ایده همان ایده اشنای سینمای دهه هفتاد و شایدم هشتاد هست که امروز روز به غیر از ایران در سینمای ترکیه نیز به کرات استفاده شده و مورد استقبال قرار میگیرد

حالا خود ایده چیست ؟در هم تنیدگی عاشقانه به عبارت دیگر شخصی عاشقانه ای با شخصی دارد اما ان شخص عشق خود را جای دیگری یافته است ...

به نظر من این ایده انقدر زیبا و جذاب است که در عین سادگی تکرار و تکرار گردد اما این تکرار زمانی جالب توجه است که هم شیوه روایت داستان قدرتمند و پر زور باشد هم شخصیت پردازی در خور باشد تا با یک همذات پنداری خوب مخاطب به مرور درگیر قصه و ادمک هایش شده و از ان لذت ببرد

سوال مهم چه میشود که یک سریال ترکی با مضامین مشابه انقدر محبوب میشود که مردم ما به سمت انها جذب میشوند ؟

پاسخ این سوال را اینگونه به عرض میرسانم چند دلیل عمده دارد که به صورت تیتر وار به ان اشاره ای میکنم

۱:نبود ممیزی به شکلی که در ایران وجود دارد

۲:بازی های جالب توجه و گاها خیره کننده

۳:شخصیت پردازی های در خور

۴:روایتی شیرین از عاشقانه های خود

۵:دست گذاشتن روی المان هایی که بسیار مورد توجه مردمان کشور های خاورمیانه و یا امریکای جنوبی میباشد المان هایی مثل خیانت یا عاشقانه های بی فرجام و....


اما همه اینها زمانی جذاب میشود که کارهایشان با یک تدوین خوب و موسیقی خوب امیخته میگردد به عبارتی فیلمنامه نویس و سازنده اثر به طور کامل به طبع و میل مخاطب خود واقف میباشند

خب کمی از سریال های ترکی فاصله بگیریم و رجوعی مجدد به فیلم اسب سفید پادشاه داشته باشیم

اساسا ساخته اخر لطیفی را میتوان به صورت عمده به سه بخش تقسیم کرد

بخش اول :پیش در امد قصه میباشد یعنی زمانی از کار که لطیفی هم در مقام فیلمنامه نویس هم کارگردان  به این کار اختصاص میدهد تا ضمن شناساندن کاراکتر های خود مخاطب را به شخصیت اصلی قصه یعنی مریم نزدیک کند این پیش در امد یک زمان نسبتا طولانی برابر سی دقیقه را در بر میگیرد در این زمان سی دقیقه ما زندانی را میبینیم که اصلا زندان نیست یعنی نه بازی ها به ما حال و هوای زندان میدهد نه تیپ و سرو وضع انها اینچنین فضایی را به خاطر ما میاورد

بعد از زندان هم ما با شخصیت مریمی اشنا میشویم که بسیار شیطنت امیز عمل میکند و به دنبال سهیلی است که او را دوست دارد


این شیطنت در کاراکتر مریم به حدی بی منطق و غیر قابل توجیه است که علیرغم ضربات شدید روحی که وی در ماجرای عشقی اش متحمل میگردد اما همچنان او را همراهی میکند

ماجرای عشقی سهیل و مریم  یکی از دو گره به ظاهر پر سر و صدای قصه میباشد اما از انجا که ما شناخت کافی و درستی از پیشینه ان نداریم نمیتوانیم درک و ارتباط درستی با ان داشته باشیم

ضمن اینکه بازی نابازیگری که نقش سهیل را ایفا میکند بسیار پر نقص میباشد

مورد بعدی که در بخش پیش در امد میتوان به ان اشاره داشت ریتم کمیک و کمدی کار است که تقریبا از نیمه رها میگردد یعنی کمدی ای به کار ورود میکند که هیچ اصالت وجودی درستی نداشته ومعنا و مفهومی ندارد

در بحث نوع تصویر برداری باید اشاره داشت که به هیچ عنوان کارگردانی درستی را شاهد نیستیم این بدین معنا میباشد که ما قصه را با قهرمان ان یعنی مریم شروع میکنیم و قراره همه چیز از دید او جلو برود اما اینطور پیش نمیرود

به عبارت دیگر نوع ورود و خروج کاراکتر ها  در قاب  بندی پلان هااین موضوع را به یاد ما نمیاورد که همه چیز از دید مریم جلو میرود


بعد از گذر زمان سی دقیقه ای ارام ارام وارد لایه بحران قصه میشویم لایه بحران دقیقا قسمتی از قصه است که مخاطب میبایست به طور چشمگیری درگیر مباحث محتوایی ان گردد اما لطیفی در این قسمت هم خوب کار نکرده است چرا که لایه بحران به شکل بسیار ضعیفی خودش را در دل قصه نمایان میکند

در بحث بحران میبایست به یک موضوع توجه ویژه داشت و ان اینکه این لایه از قصه زمانی جالب توجه میباشد که به هیچ عنوان رد پایی از ان را در پرده قبل که پیش در امد قصه میباشد شاهد نباشیم


یعنی لایه بحران به شکل یک  شوک عموما غیر قابل باور و درگیر کننده در دل قصه گنجانده گردد


سوال در ساخته اخر لطیفی در لایه بحران چه چیزی را شاهد هستیم ؟
پاسخ بدین صورت میباشد که در این قسمت ماجرای عاشقی مریم و خیانت سهیل را شاهد هستیم این وسط پسری به اسم سعید هم که برادر شوهر خواهر مریم میباشد نیز عاشق اوست اما  این عشق به نوعی همیشه خاموش میماند

در این بین میتوان به جامپ کات های بسیار بد که به نوعی پرش تصویری محسوس قلمداد میگردد اشاره داشت این پرش ها به حدیست که ریتم کار را دچار افت میکند

عاشقانه غلط و بدون پشتیوانه منطقی سهیل و مریم که محوریت قصه را تشکیل میدهد تنها به دیالوگ نویسی یا بازی بد,محدود نمیشود این قضیه زمانی بالا میگیرد که ما در میابیم کنش ها و واکنش های کاراکتر ها نیز از هیچ منطق داستانی پیروی نمیکند

نمونه اش رگ زدن دست مریم و رها کردن او توسط سهیل در بین راه میباشد این اتفاق واقعا کجای یک رابطه عاشقانه حتی به صورت یک طرفه میباشد

اساسا این یک طرفه بودن رابطه از کجا میاد ؟ماجرای زندان چه بود ؟چرا سهیل انقدر پست است ؟چرا بین این دو ادم انقدر فاصله افتاده است ؟

همه این سوالات و خیلی سوالات دیگر بی پاسخ میماند


لطیفی برای اینکه روی احساسات مخاطب ایرانی دست بگذارد  مرگ سعید را به شکل دلخراش در دل قصه قرار داده است اما چون شخصیت پردازی عاشق پیشگی سعید بسیار ضعیف است هیچ وقت مرگ وی برای مخاطب پر اهمیت جلوه نمیکند ادامه اش هم که حال و احوال سیاه پوش و خراب مریمی است که معلوم نیست برای سعید ناراحت است یا اشفتگی حال خود هر چه هست هیچ حس و حال خوبی به مخاطب نمیدهد

 
نقطه عطف یا نقطه پرتاب به پرده سوم و پایانی مشاهده کارت دعوت عروسی سهیل و بیتا میباشد که انتظار میرفت این قضیه به شکلی جذابتر در دل قصه گنجانده شود اما این مورد نیز مانند موارد دیگر از سر بی حوصلگی و به صورت پرشتاب قرار داده شده است

وسط کلاف سردرگم در هم تنیده شده عاشقی سعید و مریم .عاشقی مریم و سهیل .عاشقی سهیل وبیتا عاشقی دیگری را شاهدش هستیم و ان عاشقی یاشار و مریم میباشد که اتفاقا این عاشقی فریب لطیفی برای مخاطب بوده تا در پلان پایانی ما را حسابی غافلگیر کند این موضوع نسبت به بقیه موضوعات کمی بهتر است

بازی بازیگران به حد زیادی تیپ شده و تکراریست مثل بازی مجید یاسر یا الناز شاکردوست


قبل از اینکه به پلان های پایانی ورود کنم بد نیست اشاره ای مجدد به مرگ سعید داشته باشم باید قویا عرض کنم که مرگ سعید فقط حذف حلقه ای از قصه جهت سر راست کردن موضوع است گره ای که ورود و خروجش خیلی تاثیری بر روند بسیار ضعیف و غیر ریتمیک قصه ندارد

با این حال بعد از مرگش شاهد پلان های زاید و اضافی ای هستیم که هیچ جذابیتی در بحث محتوایی ندارد


سکانس پایانی خیلی بد است

مریم مقابل تالار با چشمان گریان کات به اتومبیل بدون ترمز کات به عروسی و سهیل و بعد صدای تصادف

کات به اینده و ایجاد حس غافلگیری  در پلان  یاشار  با بچه  در بغل  و بعد ورود سهیل روی ویلچر به قصه و اینکه مریم در نهایت به عشقش رسید

باید به عرض برسانم پایان کار فاجعه بود

جمع بندی نهایی

اخرین ساخته لطیفی نه در ایده و نه در پرداخت موفق عمل نکرده است این پروژه  همچون پروژه های دیگر بفروش (نه پر فروش)سینمای ایران سعی داشت ضمن به کارگیری هنرمندان چهره به جذب مخاطب و تماشاچی خود بپردازد تا عاشقانه ای دلپذیر را به نمایش در بیاورد اما خروجی اثر را میتوان یک شکست بزرگ و نقطه افولی در پرونده کاری لطیفی قلمداد کرد

نمره ارزشیابی از ده :چهار

منتقد و تحلیلگر :مهیار محمد ملکی


نقدهای مرتبط با این اثر

مهیار محمد ملکی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
خانم یایا (Miss Yaya)
نقد و بررسی فیلم خانم یایا  منتقد وتحلیلگر:مهیار محمد ملکی #مهیارمحمدملکی عبدالرضا کاهانی  بعد از توقیف ارادتمند نازنین بهاره تینا، سعی دارد با ساخت یک اثر برون مرزی به نام خانم یایا تمام دغدغه خود را بر سر مساله سانسور و اساسا حذف در سینمای ایران به چالش بکشد اما زمانیکه این بزرگوار به تشریح و طرح این موضوع میپردازد در میابد که همین مساله ابعاد گسترده ای از زندگی مردم مارا دربرمیگیرد منتها مشکل اینجاست تمام این قضایا میتوانست به شکل کاملا...ادامه مطلب
مهیار محمد ملکی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
خجالت نکش
   نقد و بررسی خجالت نکش منتقد و نویسنده:مهیار محمد ملکی در این نقد  و بررسی قصد داریم با هم نگاهی به خجالت نکش داشته باشیم اثری که سعی دارد ضمن طعنه زنی های سیاسی  به رسالت اصلی خود یعنی کمدی و سرگرمی وفادار باشد با من مهیار محمد ملکی و نقد و بررسی خجالت نکش همراه باشید  قبل ورود به بحث فیلم بد نیست بدانیم پایه و اساس کمدی موفق از کجا شکل میگیرد یا به عبارت دیگر کمدی موفق دارای چه شاخصه هاییست؟ اجازه بدید با شما خیلی سرراست و بدون رودربایستی...ادامه مطلب
مهیار محمد ملکی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
تنگه ابوقریب (The Lost Strait)
یادداشتی برای فیلم تنگه ابو قریب #مهیارمحمدملکی ژانر دفاع مقدس اصطلاحی است که برای اولین بار در سال ۱۳۶۰  دربحبوحه جنگ ایران و عراق ،بین اهالی سینما ومردم کشورمان رواج پیدا کرد اساساپیشینه این ژانر سینمایی ومحصولات تولید شده مربوط به ان را میتوان به دو بخش تقسیم کرد بخش اول  مربوط به آثاریست که از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۸ تولید شدند همانند نینوا (۱۳۶۳-رسول ملاقلی پور ) آوای غیب (۱۳۶۳-سعید حاجی میری) عقاب ها(۱۳۶۴-ساموئل خاچیکیان) کانی...ادامه مطلب

پربازدیدترین نقدها

معین رسولی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
عطر: داستان یک قاتل (Perfume: The Story of a Murderer)
عطر،داستان یک قاتل، فیلمی است برگرفته از کتابی با همین نام اثر پاتریک سوسکیند که پرفروش ترین کتاب سال 1985 نیز بوده است.ادامه مطلب
انگل (Parasite)
   انگل اگرچه نام یک بیماری در دستگاه گوارش بشر است اما نمونه روانی – سینمایی آن را به خوبی از دوربین بونگ جون هو به تماشا نشستم . فیلم ساز در این اثر با نمایش اخلاقیات در چارچوب شرایط و تلطیف آن بنابر سلیقه شخصیت ها یک روند تکاملی در سیر صعودی روان آدمی را شکسته است . از آنجاییکه همه فیلم های هو و مشخصا : «خاطرات قاتل» و «مادر» در کوشش تغییر اخلاقیات به واسطه شرایط و سائق های شخصی دست و پا می زنند ، «انگل» تا به امروز ضعیف ترین نمونه دیده شده...ادامه مطلب
علی رضایی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
دشمن (Enemy)
نیکی و بدی که در نهاد بشر است، شادی و غمی که در قضا و قدر است، با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل، چرخ از تو هزار بار بیچاره‌تر است.ادامه مطلب
پسر - مادر (son - mother)
«مهناز محمدی» کارگردانی خوش‌سلیقه است که شوق او برای پرداختن به مسائل اجتماعی مرا به یاد «رخشان بنی اعتماد» می‌اندازد. او یک گروه فنی بسیار حرفه‌ای را در کنار خود دارد. یکی از آنها فیلمبردار «پسر-مادر» یعنی «اشکان اشکانی» است که موقعیت‌های ساده را نورپردازی خلاقانه‌ی خود تبدیل به سکانس‌های رویایی می‌کند و اتمسفری خلاقانه را به فضای فیلم می‌بخشد.ادامه مطلب
گشت ارشاد 3
بهنام بانی و شادمهر عقیلی هرچند بلحاظ موسیقایی، کاملا متفاوت از یکدیگرند ولی در تجربه بازیگری یک وجه اشتراک دارند که به نوعی خوش‌شانسی آنها محسوب می‌شود.ادامه مطلب

نظرهای منتشر شده