ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

نقد فیلم چ, «چ»، مثل چمران باید بود

بهروز گرانپایه
۶ سال پیش - ۵ دقیقه مطالعه
منبعشرق

«چ» بیش از آنکه چمران را روایت کند، راوی دغدغه این روزهای حاتمی‌کیاست.

«چ» بیش از آنکه چمران را روایت کند، راوی دغدغه این روزهای حاتمی‌کیاست. «چ» صرفا فیلمی درباره تاریخ و حادثه پاوه نیست، پیامی برای یک نیاز ملی و ضرورتی سیاسی- اجتماعی است. در سینما با دو رویکرد به سراغ بازسازی تصویری تاریخ می‌توان رفت. یک، بازتولید خاطره‌های شکوه و عظمت، یا حماسه‌ و قهرمانی و پاسداری از میراث‌های فرهنگی- تاریخی و دیگر برانگیختن حساسیت عمومی به ضرورتی مهم و حیاتی و تاکید بر آن از طریق بازگویی رویدادی تاریخی. حاتمی‌کیا چه در گذشته و چه در «چ» با رویکرد دوم تاریخ را روایت می‌کند. ساختن فیلمی مثل «چ» کار دشواری است، اما حاتمی‌کیا از پس این دشواری برآمده و روایت سینمایی موفق و باورپذیری از یک شخصیت و یک واقعه تاریخی که البته هنوز در همین نزدیکی است و جامعه دارد با خاطره و میراث معنوی آن زندگی می‌کند، ارایه می‌دهد. «چ» البته به معرفی یک شخصیت محدود نمی‌ماند و آن را بهانه و زمینه‌ای برای بیان پیام و طرح ضرورتی اجتماعی و سیاسی در شرایط کنونی کشور قرار می‌دهد. اما پیش از پرداختن به فیلم، حس و برداشتم از عنوان فیلم را بیان کنم. چراکه هر فیلمی با عنوانش شروع می‌شود. اگر بپرسیم چرا نام «چ» و نه اسم کامل چمران برای فیلم انتخاب شده است؟ پاسخ اولیه می‌تواند این باشد که از تکنیک بیان غیرمستقیم استفاده شده ‌است تا آشنازدایی کند و با ابهام بر جذابیت عنوان فیلم بیفزاید. یعنی باید بنویسیم «چ» و بخوانیم: «چ» مثل چمران. این توضیح البته زیاد بی‌ربط نیست. اما در وضعیتی که همه می‌دانند این فیلم درباره زندگی چمران است احتمالا دیگر چنان کارکردی نخواهد داشت. تصور می‌کنم حرف «چ» با توجه به تلفظ آن تداعی‌کننده نام چه‌گوارا نیز هست. چه‌‌گوارا که پیرامون شخصیت وی اسطوره‌پردازی‌های زیادی شده است، یکی از نمادها و الگوهای ماندگار برای همه کسانی بود که در نیمه دوم قرن بیستم میلادی به مبارزه مسلحانه با امپریالیسم آمریکا باور داشتند یا در آن مسیر گام می‌زدند. قهرمانی انقلابی و آرمانی که البته هنوز نیز نه به لحاظ ایدئولوژیک بلکه به مثابه یک استراتژی، الگوی گروه‌هایی نظیر القاعده و کسانی است که هوس رویارویی نظامی با امپریالیسم را در سر می‌پرورانند. چه‌‌گوارای آرژانتینی و معروف به «چه» (Che) یک انقلابی مارکسیست، پزشک، نویسنده، رهبر چریکی، دیپلمات و نظریه‌پرداز نظامی بود. تاکیدی بر این نکته ندارم اما می‌توان احتمال داد که حاتمی‌کیا نیز با انتخاب نام «چ» برای فیلم خود خواسته مانند استیون سودربرگ فیلمساز سرشناس آمریکایی که در سال 2007 فیلم «چه» را درباره چه‌گوارا ساخت و با استقبال زیادی روبه‌رو شد، «چ» ایرانی را بسازد. او با این عنوان از عناصر معنوی تداعی‌کننده نام چه‌گوارا در ذهن مخاطب و تقویت انتقال پیام فیلم بهره می‌جوید؛ امری که اگر ناخودآگاه باشد، خوب است و اگر آگاهانه بوده باشد، چه بهتر. دشواری ساختن فیلم «چ» از دو جهت است: یکی از منظر سازنده و دیگر از سوی مخاطب. چمران بخشی از تاریخ انقلاب است. شخصیتی چندبعدی، عارف و سخنران، چریک و مبارز و جنگجو، مدیر و دولتمرد و درعین‌حال انسانی متعارف و اهل زندگی و خانواده. به تصویرکشیدن چنین شخصیتی در سینما و با فیلمی در حدود صد دقیقه بی‌تردید امر دشواری است. به‌ویژه وقتی که فیلم بخواهد از پرداختن صرف به یک یا چند شخصیت (چمران، فلاحی، وصالی و...) فراتر رود و حادثه و رویدادی مهم یعنی محاصره پاوه را بازسازی کند. و موضوع باز به همین جنبه متوقف نشود و قصد این باشد که فیلم روایتی محض از تاریخ نباشد و برای نیازهای امروز نظام و جامعه نیز پیام و مفهومی را در بر داشته باشد. پیامی که البته با آرایش جدید سیاسی و اراده و تمایل دولتمردان و نیز با خواسته مردم نیز در سال 1392 هماهنگ و سازگار است. قاعدتا به همین دلیل است که به‌رغم درگیری‌ها و جنبه‌های اکشن فیلم، پیام و مضمون فیلم را در تلاش‌های حاتمی‌کیا برای نزدیک‌شدن به لایه‌های روانشناختی شخصیت چمران و باورها و دیدگاه‌های سیاسی وی در مواجهه با دکتر عنایتی چهره آشنای دوران دانشجویی که اینک رهبری گروهی شورشی و تجزیه‌طلب را برعهده دارد، باید یافت. سویه دیگر دشواری ساختن فیلم درباره چمران و پاوه، ذهنیت عمومی و اجتماعی است. تنوع و تفاوت دیدگاه‌ها و نگرش‌هایی که در جامعه نسبت به عناصر و مولفه‌های موضوعی فیلم «چ» وجود دارد، اختیار این سوژه و نزدیک‌شدن به این موضوع را فی‌نفسه دشوار می‌کند. در جامعه‌ای که ظرفیت شنیدن سخن و نظر مخالف وجود ندارد و اساسا وجود مخالف تحمل نمی‌شود، خیلی سخت است ساختن فیلمی که غیرمستقیم دعوتی است به رفع کدورت‌ها و ضرورت گفت‌وگو و تفاهم در مقیاس ملی بین گروه‌های سیاسی و نیز اقوام و مذاهب. فیلم جدید حاتمی‌کیا هرچند به‌نام دکتر چمران ساخته شده اما در آن با دو قهرمان روبه‌رو هستیم: چمران و وصالی. هر دو نماینده ارزش‌های انقلاب هستند. در اینکه وصالی رزمنده جان برکفی است و برای دفاع از انقلاب سلاح به دست گرفته و با جریان‌های کمونیست تجزیه‌طلب مبارزه می‌کند ظاهرا تردیدی نیست؛ اما حاتمی‌کیا ناگزیر است با فلاش‌بک‌هایی نشان دهد چمران نیز فردی است که از زن و بچه و زندگی عادی خانوادگی خود گسسته و به چیزی جز دفاع از میهن و انقلاب و اسلام نمی‌اندیشد. اگر در فیلم‌های قبلی حاتمی‌کیا، قهرمان در تضاد و تعارض با جهان بیرونی و واقعیت‌های پس از جنگ قرار می‌گرفت (آژانس شیشه‌ای) یا درگیر گسست بین نسلی بود (به نام پدر) در اینجا یعنی «چ» تقابل دو نوع شیوه نیروهای انقلابی با معارضان و مخالفان نظام و انقلاب مطرح است. شیوه وصالی و شیوه چمران. هرچند در «چ» این دو قهرمان در پایان درکنار هم اسلحه به دست می‌گیرند و وحدت ایدئولوژیکشان با همسویی در جزییات یعنی وحدت تاکتیکی تبلور می‌یابد، اما فیلم نشان می‌دهد که حاتمی‌کیا با شیوه چمران همدلی بیشتری دارد. فیلم «چ» جذاب، سینمایی و اکشن شروع می‌شود و بیننده را با خود وارد ماجرایی مهیج می‌کند. فضای هیجان و کشش و پیگیری ماجرا ادامه می‌یابد و تماشاچی به تدریج با لایه درونی‌تری از روابط و مناسبات و زاویه نگاه قهرمانان فیلم آشنا می‌شود. چمرانِ چریک و رزمنده با کت و شلوار وارد منطقه جنگی می‌شود و این یعنی او در این ماجرا از آغاز با انگیزه جنگیدن نیامده است بلکه ماموریتش بررسی و حل یک نزاع قومی با دولت ملی و انقلابی است... . حاتمی‌کیا فیلمساز باتجربه و صاحب فکری است و در تمامی فیلم‌هایی که ساخته، داستان و روایت را بهانه و بستری برای انتقال پیام، منظور، ایده و نظر خود قرار داده است. وی در «چ» نیز همین هدف را دنبال می‌کند. سینمای حاتمی‌کیا یا سبک او سینمای قصه‌گو است و او حرف خود را با کلیت اثر منتقل می‌کند. با این‌حال، در مقایسه با فیلم‌های قبلی حاتمی‌کیا، در «چ» کمتر از نماد و سمبل و بیان تصویری استفاده شده است و همین شاید ارزش هنری «چ» را در حد برخی از فیلم‌های دیگر وی قرار ندهد. اما «چ» انسجام داستانی خود را دارد، شعار نمی‌دهد، تحرک و فراز و فرود روایی و کشش در ساختار را حفظ می‌کند و تماشاچی را با بازی‌های خوب و روان بازیگران خود همراه می‌کند. سکانس هیجان‌انگیز و خیره‌کننده سقوط هلیکوپتر هرچند به کمک جلوه‌های ویژه ساخته شده اما لطمه‌ای به باورپذیری کلیت فیلم نمی‌زند. هرچند سکانس گفت‌وگوی چمران با رهبر کردهای شورشی در خودرو او پس از عبور از تونل مخفی و در حالی که خودرو درست در بین نیروهای شورشی قرار دارد، چندان باورپذیر درنیامده و بیشتر به اقدامی زورویی و قهرمان‌بازی‌های هالیوودی شبیه است. فیلم «چ» تنها تقدیری از شخصیت چمران یا وصالی نیست بلکه مانند سایر فیلم‌های حاتمی‌کیا، هم می‌توان تصویری از واقعیت‌های اجتماعی را در آن دید و هم پیامی برای نحوه مواجهه با مساله یا مشکلی که نظام یا جامعه در مقطع ساخت و نمایش فیلم با آن روبه‌رو است. پیام «چ» شاید زیاد پررنگ نباشد، چراکه فیلم با کلیت خود سخن می‌گوید. با این‌حال، برخی نماها و نشانه‌ها در خدمت این پیام است. نمایی که اصغر وصالی را با دست‌های گشاده زیر پارچه نوشته درون پاسگاه با آیه: واعتصموا بر بحبل‌الله جمیعا و لاتفرقوا نشان می‌دهد، از این موارد است. کسانی که مخاطب خاص فیلم هستند، بعید است پیام فیلم را درنیابند.

0

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است