ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

نقد فیلم سگ های پوشالی, Straw Dogs, دیوید دیگر راه خانه اش را نمیداند

معین رسولی
۵ سال پیش - ۲ دقیقه مطالعه

سام پکین پا یا سام خون ریز شاعر خشونت است و سگهای پوشالی شعری است از جنس خشونت.

 

قصه ریاضی دان آمریکایی که در مقابل بی منطقی می ایستد.

سگهای پوشالی نمایش رابطه سرد زوجی آمریکایی-انگلیسی در یکی از روستاهای انگلیس است.رابطه بین دیوید به عنوان یک ریاضی دان  و منطق گرا و ایمی به عنوان یک ناراضی احساسی.

پکین پا شخصیتهای خود را دو بعدی نشان میدهد.هم دیوید و هم ایمی.همانند دو روی یک سکه.ایمی در مقابل دیوید طغیان میکند،حس سرکوب شده نارضایتی در مقابل انفعال دیوید او را آزار میدهد و ایمی تاب تحمل بی عرضگی و بی مسئولیتی دیوید را ندارد.تاثیر این امر آنجا مشخص میشود تن به تجاوزی خود خواسته میدهد.سعی در اغوای کارگرانی میکند که با یکی از آنها نیز قبلا رابطه داشته است.سعی در به انحراف در آوردن خود ، چارلی دوست سابقش و دوستان چارلی میکند به دلیل القای حس حسادت و خیانت به دیوید و این امر را محرک و داروی درمان رابطه سرد و بی روح خود میداند.اما پس از تجاوز است که ایمی بین دو بعد شخصیت خود گرفتار میشود.حس انزجار و ناراحتی از تجاوز و خیانت به دیوید در کنار احساس انتقام از دیوید و شخصیت و رفتار او.

از این روست که منتقدان پکین پا را کارگردانی ضد زن میدانند وجایگاه زن را در فیلمهای او به عنوان جنس دوم تلقی میکنند.

در نیمه اول فیلم این دیوید است که زیر سلطه ایمی است.در اتاقی تنها با تخته و کتابهای خود مشغول است.انگار در دنیایی دیگر است.به آن گونه که ارتباط با جامعه بیرونی از طریق ایمی برقرار می شود.چرا که مردم روستا به دیوید به چشم تمسخر مینگرند و دیوید یک آمریکایی مترود در جامعه انگلیسی است.

ولی هنگامی که در مقابل آنان می ایستد نگاه تمسخرآمیز تبدیل به نگاه نفرت انگیز میشود.پرورش تدریجی خشونت دیوید از ناخودآگاه او شروع میشود.خشونت سرکوب شده ذاتی که جای خود را به فرمولهای ریاضی داده بود.

بعد دوم شخصیت دیوید برخلاف ایمی با مسئولیت و بدون ترس و واهمه است.خانه نماد خانواده و خانواده یعنی شخصیت دیوید.دیوید از خانه ای دفاع میکند که روستاییان سگ صفت از دید پکین پا به آن هجوم آورده اند تا منطق و عقل را از آن بگیرند ولی موفق نمیشوند.اینجاست که بعد دوم شخصیت دیوید به تکامل میرسد.

سگی که در سکانس ابتدایی فیلم بچه های روستا به دور آن میچرخند و به نوعی نماد مردم روستاست و بچه ها از دید پکین پا بازتاب دهنده رفتار پدرها و مادرها هستند.

این سگ پوشالی در مقابل شخصیت دوم دیوید ناتوان است.

اینجاست که شخصیت دگرگون شده ایمی که ترس از خشونت بر او غلبه کرده زیر سلطه دیوید قرار میگیرد.حالا امیال دیدید ارضا شده است و امیال ایمی سرکوب.دیوید خود را به همه ثابت کرده است.

در آخر دیوید خانه و خانواده ای را ترک میکند که از آنها دفاع کرده بود ولی آنجا را دیگر حریم خصوصی خود نمیداند.دیگر بین ایمی به عنوان خانواده خود و اجساد روستاییانی که به خانه اش حمله کرده بودند تفاوتی قائل نیست.ایمی را تحقیر میکند.احساسش را بی ارزش و واهی میداند.به نوعی ایمی هم مانند سایر مردم روستا مرده است و

 دیوید دیگر راه خانه خود را بلد نیست.   

0

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است