ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

نقد فیلم در مدت معلوم, راه حل چیست؟

یاسمن خلیلی فرد
۴ سال پیش - ۳ دقیقه مطالعه
منبعروزنامه بانی فیلم
امتیاز منتقد به فیلم :

در این که «در مدت معلوم» فیلم متفاوتی است، شکی نیست اما این که چرا نمی تواند آن قدر که باید مخاطب را با خود همراه کند هم بحث جداگانه ایست.

فیلم طرح اولیه ی خوبی دارد. فیلمساز از زاویه ای متفاوت به مقوله ی مورد نظرش نگاه کرده و سعی می کند علیرغم تمامی محدودیت ها، بدون پا گذاشتن بر خطوط قرمز، به معضلات بلوغ و مشکلات روانشناسانه ی نشئت گرفته از آن در جامعه، نگاهی نیمه طنز –نیمه انتقادی داشته باشد.
می دانیم که «طنز» لحنی مناسب برای تصویرگری بسیاری از معضلات و نقصان های اجتماعی ست و وحید امیرخانی، کارگردان «در مدت معلوم» نیز سعی بر آن دارد تا معضلی ویرانگر و فراگیر در جامعه را در قالب طنز به تصویر کشد. اما مشکل اصلیِ فیلم هم دقیقاً از همینجا شروع می شود؛ این که فیلم نه آن قدر که باید به اسلوب های ژانری اش پایبند مانده و نه می تواند معضل اجتماعی موردنظرش را آن قدر که باید شسته رفته و کارشناسانه مطرح نماید. اتفاقاً آمیزش چنین موضوعی با لحن طنز و در قالب ژانر کمدی می توانست به بهتر دیده شدن آن کمک به سزایی کند اما فیلم، به اصطلاح درنیامده. البته، نکته ای را هم نباید نادیده گرفت؛ این که به دلیل بسیاری از خطوط قرمز و محدودیت ها قاعدتاً فیلمساز نمی تواند به صورت واضح و علنی دست روی بسیاری از مسائل بگذارد و ناچار است برای بهتر درک شدن آنها تنها، به دادن کدهایی به مخاطب بسنده کند. اما این کدگذاری ها هم شما را به مفاهیمی می رسانند که به شدت محافظه کارانه مطرح شده اند و آن قدر که باید هوشمندانه نیستند. معضلِ مورد توجه در فیلم، معضلی ست با لایه های عمیق و پیچیده، چه به لحاظ روانشناسانه و چه به لحاظ جامعه شناسانه که نه تنها با یک فیلم بلکه با صدها فیلم هم نمی توان راه حل قطعی برای چنین معضل هایی ارائه کرد اما به نظر می رسد راه حل مورد اشاره در فیلم (ازدواج موقت) هم راه حل آن چنان اصولی و سازنده ای (آن هم برای جوانان) نیست و فیلمساز می خواهد این موضوع دشوار و پیچیده را خیلی ساده و آسان حل کند. به اعتقاد نگارنده، فیلمی که دست روی یکی از حساس ترین معضلات اجتماعی گذاشته است، نباید به سادگی نیز از آن ها گذر کند و باید حداقل راهکارهای مختصری را برای معضل مطرح شده پیشنهاد دهد، اما فیلم در پایان، به حال خود رها می شود. برخی از وقایع آن نیز کاملاً ساده انگارانه اند، از جمله رابطه ای که ظاهراً در پایان فیلم بین شعله (ویشکا آسایش) و میثم (جواد عزتی) شکل می گیرد؛ رابطه ای که به هیچ وجه نمی تواند با توجه به خاستگاه آن دو و موقعیت های شغلی، اقتصادی، خانوادکی و فرهنگی شان با یکدیگر عقلانی به نظر بیاید. همچنین تأکیدِ میثم بر جمله ی کلیدی «برخورد نزدیک از نوع سوم» که در کمال خونسردی چنین آموزش هایی را به یک سری پسر دبیرستانی و تازه به بلوغ رسیده می دهد بسیار دور از عقل و منطق اند. حتی اگر بپذیریم راهکار میثم می تواند چتر نجاتی برای بسیاری از افرادِ مستأصل و بی راهِ چاره باشد، آیا آموزش چنین راهکاری به افرادی در آن سن و سال که تازه در آغاز سن بلوغ اند امرِ معقولی است؟
فیلم هدف بزرگی دارد، می خواهد پیام بزرگ و مهمی را به مخاطب منتقل کند، برای انتقال درست مقصود خود تلاش بسیاری هم کرده است اما متاسفانه به دلیل گنگ ماندن بسیاری از این اهداف و همچنین عاجز ماندنش در ارائه ی راه حلی اصولی و اساسی، در نیمه های راه به شدت افت می کند و به جز بخش های نیمه خنده دارش حرف دیگری برای گفتن ندارد و به یک فیلمِ کمدیِ صِرف بدل می شود که تازه به عنوان یک اثر کمدی هم آنقدر که باید مخاطب را نمی خنداند و بسیاری از اسلوب های ژانر کمدی در آن دیده نمی شوند.
فیلمنامه البته دیالوگ های هوشمندانه ای هم دارد، دیالوگی مثل «مبتذل اونیه که صورت مساله رو پاک می کنه» و دیالوگ های دیگری از این دست، در کار زیاد دیده می شود اما مهم آن است که خودِ فیلمساز پاسخ درست و روشنی به این انتقادات و مشکلات نمی دهد.
از نکات مثبت و قابل دفاع فیلم، بازی های آن هستند؛ بازی بسیار خوب جواد عزتی در کنار پارتنر خوبش هومن سیدی که به نظر من بهتر از عزتی بازی می کند و در نقشش بسیار خوب جاافتاده. همچنین بازی خوب ویشکا آسایش که اینها همگی برگ برنده ای برای فیلمی مثل «در مدت معلوم» محسوب می شوند.
نباید از یاد برد، «در مدت معلوم» یک کمدی سطحی نیست. فیلمی نیست که بشود ساده از آن گذشت و قطعاً کمدی، تنها یک فرم است برای تسهیل بیان دغدغه ی اصلی فیلمساز. فیلم قصد به تصویر کشیدن یک معضل اجتماعی را دارد و مخاطبین باهوش تر خواهند توانست بسیاری از کدهای فیلم را بخوانند اما فیلم در حد همان «مطرح کردن» معضلات باقی می ماند و در ارائه راه حل ناامیدتان می کند. متاسفانه نقص های فیلمنامه و ریتم فیلم، که از نیمه به بعد افت می کند و پایان خوش بینانه و فراواقعگرایانه ی آن همگی به آن ضربه می زنند و آن را از فیلمی که بتوان آن را «درخشان» نامید دور می کنند.
 

0

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است