ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

نقد فیلم کلمبوس, کمدی به کمدی مبتذل تر!

افشین علیار
۳ ماه پیش - ۴ دقیقه مطالعه
منبعهنرمند نیوز
امتیاز منتقد به فیلم :

نکته: نقد نوشتن برای فیلمی مثل کلمبوس یا سایر فیلم های کمدی که بیشتر به ابتذال یا جفنگ شباهت دارند اهانت به نقد و ادبیات سینمایی محسوب می شود، نگارنده به هیچ وجه در این یادداشت قصد ندارد جز به جز این فیلم را تحلیل کند، هدف این یادداشت به یاد آوری وضعیت نابسامان سینمای ایران است.

  

وضعیت سینمای ایران هر روز بحرانی تر می شود و هیچ کس هم نگرانِ این وضعیت نیست ساخت و اکران فیلم های کمدی مبتذل به معنی واقعی کلمه باعث شده سینمای ایران به قهقرا برود، هر بار که فیلم کمدی اکران می شود و آن را می بینیم توبه می کنیم که دیگر به تماشای همچین فیلم های سخیفی نشینیم اما باز هم گول می خوریم و فکر می کنیم مثلا فیلم کمدی کلمبوس چون فیلمسازش فیلم های استانداردی در کارنامه اش دارد یا بازیگران مطرحی در آن بازی کردند باید کمدی درستی باشد اما زمانی که فیلم را می بینیم فقط و فقط تاسف می خوریم که بلایی سر فیلمسازهای آمده؟ اساسا به عقب برگشتیم به همان دهه هشتاد و فیلم های شانه تخم مرغی، فیلم هایی که لمپن و مبتذل هستند، اما در دهه ی کنونی فیلمسازهایی که ادعای روشنفکری داشتند هم دست به ساخت فیلم کمدی زدند یکی از نکاتی که ساخت فیلم کمدی مبتذل در سینمای ایران چشمگیر شده است مسئله ی اقتصادی ست فیلمساز فکر می کند با یک طرح چند خطی می تواند کمدی بسازد که مخاطب را تلکه کند! اساسا فیلم های کمدی چند سال اخیر فقط توانسته اند مبتذل باشند و هیچ کدام از این فیلم ها صرفا کمدی نیستد، ژانر کمدی که از مهم ترین ژانرهای سینماست به دست فیلمسازهای ایرانی به تمسخر گرفته شده است و مقام های مسئوول در بخش صدور پروانه ساخت هم نمی توانند این حجم از فیلمنامه های لوده را کنترل کنند.

هاتف علیمردانی در کارنامه هنری اش یک فیلم خوب مثل به خاطر پونه و یک فیلم نسبتا خوب مثل کوچه بی نام دارد ، اساسا علیمردانی فیلمساز اجتماعی ست اما باعث تعجب است که چرا او کلمبوس می سازد؟ این فیلمساز نشان داده که می تواند فیلم های ملودرام استاندارد بسازد اما چه چیزی باعث می شود که فیلمسازان درامِ، کمدی ساز شده اند؟( البته شبه کمدی) اگر کمدی ساخته شده استانداردهای لازم را به همراه داشته باشد اینکه چرا فیلمساز تغییر ژانر داده به هیچ وجه مهم نیست، ولی بحث در این است که حاصل این کمدی ها به هیچ وجه متقاعد کننده نیستند نگاهِ فیلمسازهای اولی به سینما و مخاطب هنری تر است اما فیلمسازهای با تجربه در این چند سال ثابت کرده اند برای رسیدن به گیشه حاضراند هر کاری انجام بدهند، اگر به این فیلم های کمدی متمرکز شویم قطعا درک خواهیم کرد که قصه، لحن، روایت که همه ی این عناصر باعث شکل گیری فیلمنامه می شود از بین رفته است و چیزی که می ماند چند بازیگر با ادا و اطوارهای زننده با تعدادی خرده پیرنگ های بی نتیجه که حاصل آن فیلمی به نام کلمبوس می شود!! فیلمی که متکی به اتفاقات لحظه ای و بازیگرانش است، کلمبوس یک اثر سفارشی ست که در محتوای آن شعار مرگ بر آمریکا شنیده می شود، به طوری که به فیلمساز دیکته شده است که یک فیلمی درباره ی مهاجرت به آمریکا و آسیب های غلو شده ی آن بساز، اما این فیلم به دلیل تاکیدهای شعار گونه اش تبدیل به یک فیلم ضدآمریکاییِ کاریکاتوری شده است و فیلمساز به طور ناخواسته بیشتر یک فیلم ضد ایرانی و ضد خانواده ساخته ، یک خانواده عقب افتاده که پدر این خانواده پامنقلی ست پسر خانواده(منوچهر) که شارلاتان است، دختر خانواده(هاله) هم که آنقدر سرخوش ست که برای مرگ گربه اش گریه می کند و آنقدر عشق آمریکاست که حاضر می شود در آنجا بردگی کند!!! در این میان داماد خانواده (سیروس) می ماند که علیمردانی از او یک وطن پرست ساخته که البته قلابی به نظر می رسد، حالا که ویزای سیروس برای اقامت در آمریکا صادر نشده او تصمیم می گیرد مثل یک وطن پرستی که امید به سازندگی دارد در کشور خودش بماند!!!!

همانطور که گفته شد کلمبوس را نمی شود جز به جز تحلیل کرد زمانی که مشخص است این فیلم، فیلمنامه ی نوشته شده ای نداشته نمی شود محتوای آن را مورد ارزیابی قرار داد، اما مثلا می شود گفت مبتذل در کلمبوس یعنی چه؟ در شش سکانس طولانی تریاک کشیدن یا جاساز کردن آن! منفور نشان دادن پسر خانواده که حتی در لحظه ی شنیدن خبر مرگ پدرش هم تریاک می کشد! طریقه آزمایش دادن با ادرار سالم توسط منوچهر!! نشان دادن این چیزها در قاب سینما یعنی ابتذال ، یعنی دیگر هنر نمی تواند در سینما جایی داشته باشد، آدم های فیلم بی هویت اند، موقعیت ها همه لحظه ای و جفنگ اند، دیالوگ ها سخیف و بی مصرف اند ، کلمبوس در اجرا هم آنقدر فیلم ضعیفی ست که گاهی احساس می شود کارگردانی هم در فیلم وجود ندارد، به همین دلیل نمی شود درباره ی بخش اجرایی هم نکاتی را نوشت اثری که از ایده تا اجرا ضعف های بیشماری داشته باشد قابل نقد و تحلیل نیست، اما می شود برای حضور فرهاد اصلانی در این فیلم با آن سابقه درخشانش متاسف بود یا همچنین برای بازیگری مثل سعید پور صمیمی، اینکه چه اتفاقی رخ می دهد که بازیگران ما راضی به حضور در این فیلم ها می شوند واقعا باید بررسی شود.

فیلم های کمدی که در این چند سال اخیر در سینمای ایران ساخته شده اند قطعا فراموش شدنی هستند اما ضربه ای که همین فیلم ها به فرهنگ و سینما و مخاطب می زنند تا نسل های بعد هم تاثیرگذار خواهند بود. چه کسی به این فیلم ها پروانه ساخت می دهد و چه کسی به این فیلم ها پروانه نمایش می دهد؟

ساختن این فیلم ها که روز به روز همه بیشتر می شوند شاید جیب سازندگان فیلم را پر کند اما عواقب آن می تواند بی اعتمادی مخاطب به سینما را به همراه داشته باشد، مطمئنا مسئوول سازمان سینمایی باید به فکر وضعیت بحرانی سینمای ایران باشد. اگر قصد فیلمسازان کمک به چرخه اقتصاد سینما می باشد( که بعید می دانم) با ساخت فیلم ملودرام هم می شود به اقتصاد سینما کمک کرد.

2

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

محمد بلخاری
۳ ماه پیش
واقعا که هیچی نداشت این فیلم
خطر لو رفتن داستان
پاسخ:
Zuka Ziraki
۳ ماه پیش
همین علیمردانی برای پیش تولید کارش اومد دالاس در کنار برگزاری کارگاه بازیگری مقابل دوربین که اصلن ما دوربینی ندیدیم در طول دوره، پولی هم برای خرج زندگیش و فیلم جدیدش کلمبوس دربیاره. علاوه بر اینها که اصلن ایده مشخصی نداره و همش با خراب کردن دیگران برای خودش کردیت میخره، اصلن ثبات نظر نداره و مدام در حال رنگ عوض کردن هست. حرفهایی در کلاس میزد منجمله اینکه بازیگر زن در سینما باید اگه لازم شد شلوارش رو هم دربیاره و ما اصلن در سینما خجالت نداریم و ..... از ایت دست حرفها که من در سینمای ایران نمی خواهم دیگه ادامه کار بدم که چرا بازیگر زن و مرد که نقش زن و شوهر را بازی می کنند باید حجاب داشته باشه زن و ..... اینها مساله ای نیست و نظر شخصی انسانهاست اما این آقا در ایران و جلوی دوربین خیلی قشنگ نقش یک آدم موجه و بچه مثبت و خوبی را بازی می کند و برای اینکه بودجه فیلمش تامین شود به هر نرخی نون میخورد و از تحریمها انتقاد کرده و سوار موج می شود. در حالی که در کارگاه بازیگریش در دالاس فقط به پول درآوردن فکر می کرد و با احساسات جوانهایی که خیلی هاشون دانشجو بودند بازی می کرد و بین آنها شدیدن فرق می گذاشت. حال این آقا شاکی است که ترامپ چرا تحریم مان کرد و چرا ایرانی ها را راه نمی دهد به مملکت خودش. تو خودت رو اول درست کن و از بقیه نچاپ و با مردم درست رفتار کن اون وقت برو اعتراض کن. همون بهتر که ترامپ نگذاشت تو بیشتر از 4 دقیقه فیلم در پیتت را در آمریکا بسازی. همون هم زیاد بود برات.
خطر لو رفتن داستان
پاسخ:
سید مهدی سجادی
۳ ماه پیش
متاسف شدم از حضور عزیزانی که بخاطر سختی معاش وادار به شرکت در همچین فاجعه ای شدند.ایکاش بیمه بیکاری برای هنرمندان راه اندازی شود.
خطر لو رفتن داستان
پاسخ:
علی هادیزاده
۳ ماه پیش
خیلی خیلی مزخرف بود .حالم بد شد .حیف پول بلیطی که بخاطر این فیلم دادم پولمو داده بودم ساندویچ خورده بودم خیلی بهتر بود
خطر لو رفتن داستان
پاسخ:
مجید دانشمندمحدث
۲ ماه پیش
فیلم خیلی خوبی بود ..من فیلم را دوست داشتم اینکه فیلم را شانه تخم مرغی و ضعیف دانستید سلیقه شماست ..چرا به جای یک نقد محتوایی و حتی اصولی از ریشه می زنید ..خیلی راحت بگویید فیلم را دوست نداشتید ..
خطر لو رفتن داستان
پاسخ: