نقد فیلم طعم شیرین خیال, نقد در نگاه اول / يک برنامه آموزشی درباره زباله‌های از بين نرفتنی

۷ سال پیش

۱۹ بهمن ۱۳۹۳

فيلم به نظر مي‌رسد بيشتر بخشي از يک سريال تلويزيوني است که به آموزش درباره زباله‌هاي از بين نرفتني در طبيعت و صرفه‌جويي در مصرف انرژي مي‌پردازد و در بخش‌هاي بعد نکات ديگري مثل زباله‌هاي الکتريکي و سموم نباتي و موارد ديگري که طبيعت را تهديد مي‌کنند مي‌پردازد.

کارگردان : کمال تبریزی

شیرین، ماجرای آشنایی خود و خانواده ‌اش با کسی را که قرار است به خواستگاری او بیاید روایت می‌‌کند.

«طعم شيرين خيال» فيلمي از کمال تبريزي است که در بخش مسابقه جشنواره فيلم فجر امسال حضور دارد و به دليل نوع ساختاري که دارد در ميان آثار امسال متفاوت به نظر مي‌رسد. داستان درباره دختر دانشجوي کرماني است که عشقي متقابل بين او و استاد جوانش به وجود مي‌آيد. استاد شخصيتي عجيب و غريب دارد و از مدافعان سرسخت محيط زيست است. به همين دليل پدر دختر درباره وي تحقيق مي‌کند و به مواردي بر‌مي‌خورد که خشونت پنهان استاد را مي‌رساند و کتک کاري‌هاي وي باعث مي‌شود دختر نيز از ازدواج با وي منصرف شود تا اين که مشخص مي‌شود همه موضوع توطئه اي براي خراب کردن استاد جوان از سوي رييس دانشگاه براي پيش بردن پروژه خود بوده. با اين حال اين دو به هم نمي‌رسند و استاد به مکاني نامعلوم مي‌رود که کسي نمي‌داند کجاست. داستان فيلم کاملا مشخص است بر‌اساس سفارشي که سرمايه‌گذاران فيلم کرده‌اند نوشته شده و تذکرات مختلف پيرامون زندگي و حفظ محيط زيست که به صورتي مستقيم و ناموثر براي بينندگان داده مي‌شود حاصل همين نگاه سفارشي است. بايد توجه داشت که براي ترغيب مردم به صرفه‌جويي در منابع طبيعي و حفظ محيط زيست آموزش از طريق سينما متفاوت است و اين نوع ساختار به درد يک برنامه تلويزيوني براي شبکه آموزش مي‌خورد چرا که مديوم سينما آنقدر قابليت دارد که با زبان تصوير و به صورت زيرپوستي مردم را ترغيب به اين کار کند و متاسفانه اين موضوع در اين فيلم اتفاق نيفتاده است. با نگاهي به توليدات ‌هاليوودي نظير لوراکس که موضوعي مشابه دارند مي‌بينيم که اين تذکر به صورت کاملا تدريجي و بدون گفتارهاي رايج صورت مي‌گيرد و کارگردان از تصوير بيشترين استفاده را براي ترساندن مخاطب از عواقب بي توجهي به محيط زيست و تشويق آنها به درختکاري و حفظ منابع طبيعي مي‌کند. ضمن اين که داستاني جذاب با کاراکترهايي دوست داشتني خلق مي‌کند که در قالب داستان قابل باورند. «طعم شيرين خيال» متاسفانه از اين مورد بي‌بهره است و اگرچه نقش متفاوت شهاب حسيني و بازي خوب او در کنار بازي معمول بازيگران ديگر به فضاي کمدي فيلم کمک مي‌کند اما حرف اصلي فيلم و هدفي که از بيان آن دارد تاثيري بر مخاطب ندارد. شايد به ذهن برسد که دلايل اين موضوع سفارشي بودن کار است که اينطور نيست چرا که بسياري از توليدات سفارشي در جهان هستند که جذابيت زيادي نيز براي جذب مخاطب دارند و به دليل فيلمنامه مناسب و ساختار متناسب از آسيب‌هايي که به انها اشاره شد دور مانده‌اند. نکته ديگري که بايد به آن توجه داشت تغيير رويکرد فيلمسازي تبريزي است که پيش از اين در يک کار سفارشي ديگر با نام فرش باد روي داده بود. به نظر مي‌رسد فيلمسازان به کار سفارشي به عنوان يک منبع درآمد نگاه مي‌کنند و از استعداد خود در آنها خرج نمي‌کنند چرا که تبريزي يکي از کارگردانان خوب سينماي ايران است و با کارنامه‌اي که دارد اين راثابت کرده است. اين بهانه نيز که کار سفارشي است و هر چه سرمايه‌گذار بگويد قابل قبول نيست چرا که مشخص است ديالوگي مثل «زنداني سياسي بوده؟» و نظاير آن به هيچ وجه نمي‌تواند سفارشي از سفارش دهنده باشد و به ادبيات خاص تبريزي باز مي‌گردد که انواع آن را از مارمولک تا طبقه حساس شنيده‌ايم. حسني که فيلم دارد دوري از فضاي شهري و به ويژه تهران است که اين بار نه به جنگل‌هاي سرسبز شمال که به کويرهاي کرمان انتقال داده شده و لهجه کرماني نيز به تنوع آن کمک کرده است. وجود فضاهاي زياد بيروني نيز از نقاط مثبت فيلم براي دوري از فيلمسازي آپارتماني است. نکته اي که نبايد از نظر دور داشت اين است که فيلم علي‌رغم ضعف‌هاي مورد اشاره به موضوع مهمي‌مي‌پردازد که محيط زيست است و عواقب ناشي از آن – هرچند ضعيف – به صورت انيميشن براي بيننده نشان داده مي‌شود که از اتفاق اين صحنه‌ها از تذکرات آموزشي بازيگران موثرترند و کاش همه موارد در همين تصاوير در فيلم گنجانده مي‌شد. «طعم شيرين خيال» داستاني مناسب ساختار دارد و فريز شدن‌هاي صحنه هنگام توضيحات شيرين به اين تلفيق کمک زيادي مي‌کند. همين طور پس و پيش شدن ماجراها و شکست زماني آن را از کسالت خطي بودن مي‌رهاند و کار تعليق و گره‌هايي که پس از گشوده شدن راز ديگر وجود ندارند را انجام مي‌دهد. با همه اين‌ها فيلم به نظر مي‌رسد بيشتر بخشي از يک سريال تلويزيوني است که به آموزش درباره زباله‌هاي از بين نرفتني در طبيعت و صرفه‌جويي در مصرف انرژي مي‌پردازد و در بخش‌هاي بعد نکات ديگري مثل زباله‌هاي الکتريکي و سموم نباتي و موارد ديگري که طبيعت را تهديد مي‌کنند مي‌پردازد.

نقدهای مرتبط با این اثر

پربازدیدترین نقدها

علی رضایی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
دشمن (Enemy)
نیکی و بدی که در نهاد بشر است، شادی و غمی که در قضا و قدر است، با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل، چرخ از تو هزار بار بیچاره‌تر است.ادامه مطلب
خانه دختر (The girl's house)
این نقد در سال 1393 و در زمان جشنواره فجر بر فیلم نوشته شده است:«خانه دختر» را يکي از بهترين فيلمهاي اين دوره جشنواره به لحاظ بازيگري دانست. درباره «خانه دختر» مي توان صفحه ها نوشت. فيلمي که يکي از قوي ترين فيلمهاي جشنواره تا به امروز بوده است.ادامه مطلب
انگل (Parasite)
   انگل اگرچه نام یک بیماری در دستگاه گوارش بشر است اما نمونه روانی – سینمایی آن را به خوبی از دوربین بونگ جون هو به تماشا نشستم . فیلم ساز در این اثر با نمایش اخلاقیات در چارچوب شرایط و تلطیف آن بنابر سلیقه شخصیت ها یک روند تکاملی در سیر صعودی روان آدمی را شکسته است . از آنجاییکه همه فیلم های هو و مشخصا : «خاطرات قاتل» و «مادر» در کوشش تغییر اخلاقیات به واسطه شرایط و سائق های شخصی دست و پا می زنند ، «انگل» تا به امروز ضعیف ترین نمونه دیده شده...ادامه مطلب
معین رسولی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
عطر: داستان یک قاتل (Perfume: The Story of a Murderer)
عطر،داستان یک قاتل، فیلمی است برگرفته از کتابی با همین نام اثر پاتریک سوسکیند که پرفروش ترین کتاب سال 1985 نیز بوده است.ادامه مطلب
پلتفرم (The Platform)
پلتفرم دارای یک جهان بینی استعاره ای ترسیمی از ماهیت بشر است که علیرغم قرارگیری در ژانر وحشت ممکن است ترس آنی برای مخاطب ایجاد نکند اما ترس عمیقِ ادراکی ایجاد می کند که تامل و تفکر ژرفای مضمونی آن ترس را در ضمیر ناخودآگاهِ مخاطبِ عالی بنا می نهد.ادامه مطلب

نظرهای منتشر شده