ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

نقد سریال احضار, "ما چرا نمی ترسیم؟"

یاسمن خلیلی فرد
۲۳ روز پیش - ۵ دقیقه مطالعه
منبعروزنامه اعتماد
امتیاز منتقد به فیلم :

فیلمنامه در طراحی و پرداختن به شخصیت­هایش لنگ می­زند. این مسئله چه در طراحی خودِ کاراکترها و چه در طرح روابط و مناسبات میان آن­ها کاملاً به چشم می­آید. در شکل کلی به نظر میرسد نویسنده دچار نوعی عدم شناخت از جوانان امروزی و دغدغه­های آن­هاست.

  

سریال" احضار" که در ژانر وحشت/ ماورایی ساخته شده، سریال مناسبتی ماه مبارک رمضان 1400 است و از شبکه­ی یک پخش می­ شود.
آن­ چه شاید در نگاه اول توقع مخاطبان را از این مجموعه بالا ببرد پیشینه کارگردانش است. عیلرضا افخمی کارگردانی است که شانزده سال قبل مجموعه­ ی تلویزیونی «او یک فرشته بود»، یکی از نخستین آثار این ژانر را به مناسبت ماه رمضان ساخت و با استقبال گرمی از سوی مخاطبان وقت تلویزیون رو به رو شد. اما «احضار»، جدیدترین ساخته­ ی او، متاسفانه عقبگردی آشکار حتا نسبت به اولین سریال همین کارگردان یعنی «تب سرد» است؛ عقبگردی که باعث می­ شود این مجموعه علیرغم پربیننده بودنش نتواند توقع­ مخاطبان را برآورده کند.
افخمی در «احضار» قصد دارد که در ادامه­ ی مسیر «او یک فرشته بود» و البته به کمک همان المان ­ها و مشخصه ­ها مهارتش را در نمایش تغییر تدریجی آدم­ها به واسطه­ ی وسوسه­ های نیروهای شیطانی نشان دهد اما این هدف با شکست رو­ به ­رو شده است.
اصلی ­ترین علت ضعف سریال فیلمنامه­ ی آن است. به نظر می ­رسد داستان کم­ ملات­ تر و کم­ جان­ تر از ظرف انتخابی برای روایت ­اش است. درواقع نویسنده نمی ­تواند به قدر کافی ایده­ ی اولیه ­ی خود را بسط دهد و آن را به داستانی پرمایه و پرکشش تبدیل کند، به همین جهت تعلیق­ های درام به قدر کافی گسترش نمی ­یابند و گاه نیز آن­قدر دم ­دستی و پیش ­پاافتاده ­اند که در اصل تعلیق محسوب نمی­ شوند. روابط میان کاراکترها، شیوه ­ی نگارش دیالوگ­ ها و پردازش ضعیف شخصیت ­ها از ضعف ­های بنیادین کار هستند که در سریال حفره ­های بزرگی را ایجاد کرده ­اند.
«احضار» همان­ طور که از نامش برمی ­آید و طبق توقعی که سازندگانش در ذهن مخاطب ایجاد کرده ­اند در ژانر وحشت ساخته شده و می ­بایست پیرو اسلوب­ ها و قواعد ژانری خود باشد اما کم­ تر مشخصه­ ای از آثار این ژانر در آن دیده و اجرا می­ شود. این فقدان هم متوجه وجه اجرایی کار است و محتوای آن را تحت شعاع قرار داده است. درواقع حتا بنیادین­ ترین مشخصه­ های ژانر دلهره ­آور/وحشت نه در فیلمنامه­ ی کار طرح­ ریزی شده ­اند و نه در اجرا شسته­ رفته و متقاعدکننده از آب درآمده ­اند. شاید در بخش اجرایی گرته برداری یا وام­ گیری از سریال­ های غیرایرانی موفق این ژانر می­ توانست کار را از سقوط به سراشیبی نجات دهد. به­ عنوان مثال کاراکتر کامرانی که در اصل متصل به نیروهای اهریمنی­ ست و در ظاهر قرار است یک روحِ خیرخواه به نظر بیاید نه به لحاظ فرم و ظاهر و نه به لحاظ وجوه درونی و معنوی نمی­ تواند تصویر قانع ­کننده­ ای را از یک روح ارائه دهد. به لحاظ جلوه­ های رایانه­ای نیز شکل و فرمِ ظاهر شدن و غیب شدن او توی­ ذوق­ زننده، گلدرشت و به­ شدت دم­ دستی­ ست و بیش­تر یادآور کارهای ژانر کودک و نوجوان! شیوه ­ی معاشرت و برخورد او با دیگر شخصیت ­های کار، همچون مینو، مائده، سوسن و ... نیز خام­ دستانه و شکل­ نیافته است و نه ­تنها حس دلهره را به مخاطب القا نمی ­کند بلکه تا حدودی شمایل هجوآمیز به خود گرفته و هرگز بر باور تماشاگر نمی­ نشیند.
همان­ طور که پیش ­تر اذعان داشتم، فیلمنامه در طراحی و پرداختن به شخصیت­ هایش لنگ می­ زند. این مسئله چه در طراحی خودِ کاراکترها و چه در طرح روابط و مناسبات میان آن­ ها کاملاً به چشم می ­آید. در شکل کلی به نظر می رسد نویسنده دچار نوعی عدم شناخت از جوانان امروزی و دغدغه ­های آن­ هاست. شخصیت ­های کار به ­شدت سطحی و بدون عمق طراحی شده ­اند. روابطشان با یکدیگر خام و درنیامده باقی مانده و در مواجهه با برخی مسائل از دنیای خود دور و عقب ­اند. این عدم شناخت و آگاهی نویسنده در بخش­ های دیگری نیز دیده می­ شود. از جمله در شخصیت­ پردازی مردان نسبتاً جوان سریال. اولاً تفاوت سن کاراکترهای مرد با دختران جوان سریال کاملاً مشهود است و این تفاوت بیش­تر از عددی­ست که بارها توسط آن­ها ذکر می­ شود. و نکته­ ی دیگر آن­که این مردانِ در آستانه ­ی چهل­ سالگی (یا بیش­تر) چرا رفتارهایی این­ چنین خام ­دستانه و کودکانه دارند؟ چرا این ­قدر در مواجهه با زنان دست ­و­پا چلفتی­ و ناتوان­ اند؟ چرا به اندازه­ ی نوجوانی 14-15 ساله به مادر و پدر خود وابسته­ اند؟ و در مقابل مردی چون فرهاد با چنین وابستگی عجیبی به پدرش که حتا برای کوچک­ترین اقداماتش باید از دوست خود کمک بگیرد و از خودش اراده ای ندارد چرا در دور زدن دو زن به ناگاه این­ چنین ماهر و چیره­دست می ­شود؟ شیده چرا با پسرش مهرداد آن­قدر تهاجمی رفتار می­ کند؟ چرا به او دیکته می­ کند که چه کار بکند و چه کار نکند؟ آیا مردی به سن و سال مهرداد بلد نیست خودش برای زندگی­ اش تصمیم بگیرد؟ بلد نیست چه ­طور به شکلی مودبانه نظر یک خانم را به خود جلب کند وحتماً باید گاف بدهد؟ از طرف دیگر مادر و ناپدری مائده چراآن­قدر اصرار دارند که دختر حتماً ازدواج کند؟ آن­ هم با مردی با چنین اختلاف سنی قابل ­ملاحظه­ ای و موارد مشکوکی که دختر را هم متوجه خود کرده است؟ کاراکترها تعادل ندارند. دور خودشان می­ چرخند و نمی­ دانند چه می­ کنند. این استیصال در بازی­ ها نیز خود نشان داده و متاسفانه شلختگی­ های روایی و مشکلات بی ­شمار فیلمنامه به ضعف در بازی­ ها انجامیده است تا جایی که حتی بازیگران قدیمی و کاربلد سریال هم درنهایت بازی­ هایی متوسط را ارائه می ­دهند.
نکته­ ی دیگری که لازم می­دانم به آن اشاره کنم پرداختن سریال به مسئله­ ی همه­ گیری ویروس کروناست. به نظر می ­رسد نویسنده در تردیدی آشکار میان ترسیم کرونا و عدم ترسیم آن در سریال به سر می­ برده است. پروتکل­ های بهداشتی در «احضار» آن­قدر نادیده گرفته می­ شوند که خود این مجموعه می­ تواتد به نحوی در راستای آموزش غلط گام بردارد! پدر سوسن در قسمت­ های اولیه­ ی سریال کرونا گرفته اما در قرنطینه نیست و اعضای خانواده را دور و برش می­ بینیم، بعد همان افراد که احتمالاً خودشان هم ناقل یا آلوده شده ­اند به جامعه وارد می ­شوند و در جمع افراد دیگر ماسک ­هایشان را برمی ­دارند! به طور کلی کاراکترها مدام در پی بهانه­ ای برای برداشتن ماسک­ هایشان هستند. حتا در جایی مینو از روح کامرانی می­ خواهد که رصد کند و ببیند مراجعان او کرونا دارند یا نه تا اگر ندارند او دیگر ماسک نزند! کاراکترها نه فاصله­ ی اجتماعی را رعایت می­ کنند و نه از در آغوش گرفتن یک­دیگر پرهیز. شاید قصد کارگردان آن بوده است که رعایت نصفه ­ونیمه ­ی پروتکل­ ها را در جامعه به تصویر کشد و در حقیقت از نظرگاه انتقادی این مسئله را مورد توجه قرار داده، اما در شرایط فعلی که میزان شیوع ویروس به شکل نگران­ کننده­ ای بالاست و یکایک اعضای جامعه در خطر هستند بهتر آن بود که جنبه­ ی آموزشی کار در اولویت قرار می­ گرفت و دست­ کم اگر داستان سریال قرار است در بازه­ ی زمانی شیوع کرونا بگذرد، پروتکل ­ها نیز درآن رعایت می­ شدند.
موسیقی متن "احضار" شاید از معدود فاکتورهای مثبت کار باشد. موسیقی البته از کار جلو زده است. دلیلش احتمالاً این است که دلهره ­ای که قرار بوده به واسطه­ ی موسیقی به مخاطب القا شود بزرگ­تر و بیش­تر از میزان ترسی­ ست که خود روایت به او القا می­ کند. درواقع موسیقی متناسب با سریالی در ژانر وحشت ساخته شده در حالی­که موقعیت­های ترسناک کار هم اندک ­اند و هم همان موقعیت­ های اندک درنیامده ­اند.

2

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

رضا ظفری
۲۱ روز پیش
بسیارعالی
خطر لو رفتن داستان
پاسخ: