نقد فیلم رامبل, Rumble, مردانه برقص

یک ماه پیش

۳۰ آذر ۱۴۰۰

علی رفیعی وردنجانی

امتیاز منتقد به این اثر: ۷ از ۱۰

   رامبل همانطوری که از عنوانش پیداست عنوان انیمیشن پر سر و صدای کمپانی WWE است. همیش گریو کارگردان این اثر توانسته با بهره گیری از مضامین داستانی پیشین خود اثری خلق کند انسانی. کشتی گیر هیولایی که با رقص حریف خود را شکست داد. در ابتدا برای این عنوان چنین نامی را مورد نظر داشتم اما باید این نکته را در نظر داشت که رسالت رسانه ای چون انیمیشن ایجاد دوستی و احساس دوست داشتن است؛ به همین خاطر چنین عنوانی صرفا جنبه خبری به یادداشتی درباره اثر می...

فیلم «رامبل» در دنیایی اتفاق می‌افتد که مسابقات جهانی کشتی بین هیولاها برگزار می‌شوند و این هیولاها شهرت جهانی دارند؛ در این میان «وینی» مربی‌‌ یک هیولای شرور می‌شود تا راه پدرش را ادامه دهد.

  

رامبل همانطوری که از عنوانش پیداست عنوان انیمیشن پر سر و صدای کمپانی WWE است. همیش گریو کارگردان این اثر توانسته با بهره گیری از مضامین داستانی پیشین خود اثری خلق کند انسانی. کشتی گیر هیولایی که با رقص حریف خود را شکست داد. در ابتدا برای این عنوان چنین نامی را مورد نظر داشتم اما باید این نکته را در نظر داشت که رسالت رسانه ای چون انیمیشن ایجاد دوستی و احساس دوست داشتن است؛ به همین خاطر چنین عنوانی صرفا جنبه خبری به یادداشتی درباره اثر می دهد. داستان این انیمیشن مبارزه برای از دست ندادن است. دختری که می خواهد با انتخاب یک مبارز تنها دارایی آن شهر که  یک سالن ورزش است را از چنگال غارت گری های نجات دهد. ورزشگاهی که شهروندان برای تفریح و نه فقط مبارزه و پیروزی دور هم جمع می شوند. مبارزی که انتخاب می شود فرزند ابرقهرمان آن شهر است که همه از او انتظار دارند تا مانند پدرش یک قهرمان باشد و این مورد او را سرخورده کرده. این موضوعی است که تنها در انیمیشن می توان چنین به آن پرداخت.

*مردانه کشتی بگیر

روش مبارزه ریموند در این انیمیشن کودکانه و از یک نفس سرشار از احساسات خوب نشات می گیرد. دختر جیمبو کویل هنگامی که می بیند او با آهنگ های ریتیمک به رقص در می آید این روش را متدی برای شکست مبارزانی می کند که صرفا برای صدمه زدن به حریف بر روی رینگ ظاهر می شوند. تماشای این انیمیشن علاوه بر آنکه حال بیننده را خوب می کند به او یادآور می شود که مردانگی در بازوی تخم مرغی داشتن و سبیل تا بناگوش در رفته نیست بلکه: بخشش، لبخند، بوسیدن، و از همه مهمتر حال دوست را خوب کردن، مردانگی محسوب می شود. البته در این که زیر لایه های این انیمیشن تبلیغ بزرگی برای کمپانی WWE است و تنها شناخت جامعه شناسانه این کمپانی باعث شده تا اثری مناسب برای تمامی جوامع با تمامی سلیقه ها تولید کند، هیچ شکی نیست، اما انیمیشن و اساسا هر اثری که به سراغ نفس کودکانه انسان می رود، صلح آمیزترین هنر و منتشر کننده احساسات مثبت است. به عنوان مثال انیمیشن های «زوتوپیا» و «6 ابر قهرمان» بیانگر حسی انسانی هستند که در همه ما وجود دارد و ما آن را نادیده می گیریم. 

*تکنیک

از نظر تکنیک نوآوری چشم گیری در آن دیده نمی شود تنها تضاد مناسبی که در تصویر و تکسچر برای انسان ها و هیولاهایی که به مبارزه می پردازند ایجاد می شوداز نظر هنری قابل بحث است. قبل از هرچیز باید این نکته را یاد آور شوم که اگر خوب به متن داستان نگاه کنیم این انسان ها هستند که هیولاها را به وجود می آورند و این انسان ها هستند که آنها را هدایت می کنند. هیولای خوب و بد توسط آدم ها اداره می شوند و چهره یک هیولا در قالب خوب یا بد در نهایت برای تماشاگران و کسانی که منتظر یک مبارزه تمام عیار هستند رو می شود. این موضوع هم از نظر داستانی و هم از نظر تکنیکی قابل بحث در انیمیشن «رامبل» است. افق دید هیولاها به مراتب بیشتر از انسان ها است و دوم آن که سایه هیولاها کوتاه تر و در بعضی از مواقع ناپیدا است. پیام تصویری انیمیشن «رامبل» همانطور که در داستان به آن اشاره می شود که اسطوره شهر به جایی رفته و هیچ خبری از او نیست، آن است که سایه هیچ هیولایی ماندنی نخواهد بود. طراحی رقص های این انیمیشن به لحاظ تکنیکی بیشتر از آن چه دیده شد جایی برای مانور حرکتی ندارد. در واقع ما از ریموند بیشتر از تکان دادن دم و بالا و پایین کردن شکم نمی توانیم انتظار داشته باشیم. شوخی پایانی که او با خیس کردن دست های حریف خوب و چسباندن آن ها به کنار رینگ انجام داد بسیار منحصر به فرد و ظریف است. انیمیشن به خودی خود می گوید هیولا هرچند هم که قدرتمند باشد نقطه ضعفی خنده دار دارد که با استفاده از آن می توان به راحتی آن را شکست داد. اشاره مولف در این انیمیشن به هیولای درون است. از آن جایی که انیمیشن ها تاثیر مستقیم بر ناخودآگاه بیننده دارند و به همان ترتیب از ناخودآگاه مولف خارج می گردد باید انیمیشن «رامبل» را یک اثر انگیزشی خواند که تماشای آن شدیدا حال و هوای کرونایی این روزهای جوامعی مانند ما را خوب می کند. 

نویسنده: علی رفیعی وردنجانی


نقدهای مرتبط با این اثر

علی رفیعی وردنجانی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
تراژدی مکبث (The Tragedy of Macbeth)
   تراژدی مکبث تازه ترین اثر جوئل کوئن مورد انتظار ترین فیلمی است که از سال 2021 همواره اخبارش را دنبال کردم. شناخت روانی کوئن از مکبث در تصویر و انتزاعی است که نمایشنامه شکسپیر به خواننده القا می کند. مسئله من با فیلم درست از جایی شروع می شود که روان آدمی را با نور و تکنیک های خارق العاده سینمایی نمی توان به نمایش کشید. بازی مک دورمن در این اثر ستودنی است اما باید این پرسش را مطرح کرد که: این فیلم چه چیز برتری از سینمایی «مکبث» ساخته رومن...ادامه مطلب
علی رفیعی وردنجانی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
جاودانگان (Eternals)
   جاودانگان فیلمی به کارگردانی کلوئی ژائو چینی است که به شدت خلاق و مستعد است اما برای سینمایی که می خواهد همه رسانه ها را معطوف به خود بکند همچنان کم است. قبل از اینکه به بحث خود فیلم بپردازم دوست دارم در مورد فیلم ساز ژائو چند کلمه ای بنویسم. اولین فیلم او که خود کارگردان، نویسنده، تهیه کننده و تدوین گر آن بوده به نام «ترانه هایی که برادرهایم به من آموختند» ثابت می کند با فیلم سازی بالفطره روبه رو هستیم که بعد ها با فیلم «سرزمین خانه به دوش...ادامه مطلب
علی رفیعی وردنجانی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
صحنه زنی
   صحنه زنی فیلمی از علیرضا صمدی اثری متنبه از نظر سیاسی و اخلاقی است. سینمای اجتماعی در ایران تفاوت عمده ای با تعریف ژانری آن در جهان دارد. در حقیقت رویداد بزرگ اجتماعی در سینمای ایران به «گوزن ها» مربوط می شود؛ این فیلم پدر فیلم هایی همچون: «ابد و یک روز» ، «لانتوری» و... است. اما آنچه صحنه زنی را از نظر اجتماعی دارای اهمیت بیشتری نسبت به آثار نام برده شده می کند، تجربه است. تجربه ای که محتوای پرکنش ایجاد کرده. فیلم نامه از نظر شخصیت پردازی...ادامه مطلب

پربازدیدترین نقدها

انگل (Parasite)
   انگل اگرچه نام یک بیماری در دستگاه گوارش بشر است اما نمونه روانی – سینمایی آن را به خوبی از دوربین بونگ جون هو به تماشا نشستم . فیلم ساز در این اثر با نمایش اخلاقیات در چارچوب شرایط و تلطیف آن بنابر سلیقه شخصیت ها یک روند تکاملی در سیر صعودی روان آدمی را شکسته است . از آنجاییکه همه فیلم های هو و مشخصا : «خاطرات قاتل» و «مادر» در کوشش تغییر اخلاقیات به واسطه شرایط و سائق های شخصی دست و پا می زنند ، «انگل» تا به امروز ضعیف ترین نمونه دیده شده...ادامه مطلب
معین رسولی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
عطر: داستان یک قاتل (Perfume: The Story of a Murderer)
عطر،داستان یک قاتل، فیلمی است برگرفته از کتابی با همین نام اثر پاتریک سوسکیند که پرفروش ترین کتاب سال 1985 نیز بوده است.ادامه مطلب
علی رضایی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
دشمن (Enemy)
نیکی و بدی که در نهاد بشر است، شادی و غمی که در قضا و قدر است، با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل، چرخ از تو هزار بار بیچاره‌تر است.ادامه مطلب
آرشیا صحافی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
شکار (The Hunt)
کار اما به اینجا ها ختم نمیشود و فشار روانی و اندوه آنقدر بر لوکاس چیره میشود که شریک زندگی اش و همخانه اش را هم بیرون میاندازد;زیرا وی سوال کرده بود: "آیا تو واقعا با آن دختر کاری کرده ای ؟" اینبار اما این واکنش لوکاس به گنجایش شخصیت او بر میگردد و این قابلیت را دارد که اینگونه واکنش نشان دهد و اینگونه آن دختر را از خانه اش بیرون سازد.به اعتقادم این واکنش از یک منطق پذیری دراماتیک بهره میبرد که به درستی از آن استفاده شده است. همینجا بهتر است...ادامه مطلب
پلتفرم (The Platform)
پلتفرم دارای یک جهان بینی استعاره ای ترسیمی از ماهیت بشر است که علیرغم قرارگیری در ژانر وحشت ممکن است ترس آنی برای مخاطب ایجاد نکند اما ترس عمیقِ ادراکی ایجاد می کند که تامل و تفکر ژرفای مضمونی آن ترس را در ضمیر ناخودآگاهِ مخاطبِ عالی بنا می نهد.ادامه مطلب

نظرهای منتشر شده