ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

نقد فیلم تنگه ابوقریب, The Lost Strait, این فیلم داستان ندارد

سپیده رشنو
۲ سال پیش - ۴ دقیقه مطالعه
امتیاز منتقد به فیلم :

الزام وجود داستان در یک فیلم­نامه همان­قدر اهمیت دارد که تصویر در سینما. روایت باید در بستری که اتفاق افتاده یک مفهومی را بکاود. اگر رویداد کاملن فهمیده می­شد این مکان­ناشناسی و گسیختگیِ روایتی، شکلِ اثر را در خود نمی­گرفت و با فرم منسجم­تری روبرو بودیم.

فیلم­نامه

الزام وجود داستان در یک فیلم­نامه همان­قدر اهمیت دارد که تصویر در سینما. مثلثی که بین حرکت، تصویر و صدا در سینما وجود دارد، به سینمای داستانی یا مستند، ابزار و گزینش­های متفاوت و گاهاً قدرتمندتری ارائه می­دهد تا امر واقع یا تخیل که خمیرمایه­ی فیلم­ساز است، رنگ خلاقه به خود بگیرد و یا فارغ از خلاقیت بتواند با وجود داستان استعداد نمایش پیدا کند. فیلم «تنگه­ ابوقریب» رابطه­ا­ی است میان روند ساختار و موقعیت جنگیِ حاضر. با این وجود که در فیلم، داستانی دنبال نمی­شود، روایت صرف تصاویر در کنار پایان­های بازِ هر تک صحنه، از راه خودش -که عموماً مخاطب به تصویر نمادین فکر می­کند و تصویر واقع­نما را باور می­کند- تماشاگر را به دیدن نماها وامی­دارد. بدون این­که گستره­ی ساختاریِ قابل توجهی در فیلم­نامه وجود داشته باشد. و یا به نقل از هوشنگ گلمکانی: «جزییات فیلم­نامه­ای». یک خطِ روایتی، یک برش از اعزام سربازها به منطقه­ای که در حصر است. 

بنای فیلم بر اساس یک وضعیت است. ایراد نبود داستان این­جا وارد است. چرا که جز دنبال کردن هیجانات تصویری و انتظار برای عاقبت وضعیت و به عبارتی روایتِ بازسازی شده، سطحِ دومی وجود ندارد. سکانس ابتدایی سد دز، اردوگاه دوکوهه، مسیر رسیدن به تنگه و متوقف شدن، رسیدن به روستایی در نزدیکیِ تنگه و در پایان، جنگ. این­ها ترتیب موقعیت­های فیلم است. موقعیت­هایی به­ذات مستقل اما مرتبط. داشتن پایان­بندی و به عبارتی سرو­ته­دار بودن یک فیلم دلیلی بر داستان­گرایی و یا وجود داستان نیست. بلکه ناشی از کارگردانی در روایت کردن است، نه یک متن تمام­عیار و بدون نقص. فیلم اشتهای زیادی دارد برای پرداختن به همه­ی جوانب جنگ آن هم در فرصتی یک­و­نیم ساعته. هیچ اثری توان این پرداخت را نخواهد داشت. و آثار ساخته­ شده­ی موفق جهانی هم یک گزینش با تم جنگ داشته­اند. در کلان روایتی چون جنگ باید یک قسمت را انتخاب کرد و روی آن پهنه ساخت و در کنار آن به دیگر عناصر و خرده مفاهیم پر و بال داد. وجود داستان صرفاً به سینمای داستانی ربط پیدا نمی­کند بلکه در سینمای مستند هم یکی از عوامل تاثیرگذار در متن است. و به عبارتی معنای متن است. همان­طور که گفت­و­گو و دیالوگ یکی از شاخصه­های اصلی موقعیت است؛ ارزش­گذاریِ فردیت­هایی که در یک موقعیت قرار­می­گیرند برای کنشی که خواهند داشت. در واقع عکس­العمل­هاست که پیرنگ را گسترش می­دهد، عمل داستانی را پیش می­برد و در نهایت درون­مایه را معرفی می­کند. اما این­جا فردیتی ساخته نشده است. نمی­توان با دیالوگ­های مشابه، شوخی­های عامیانه، جملات قصار، آرزو داشتن­ها و یا کتاب به دست گرفتنِ یک سرباز، برای او شخصیت ساخت. کنش­ها مشابه­اند. همه­ی سربازها بدون تمایز رفتاری در حال دفاع هستند. عاملی وجود ندارد تا این چند سرباز را -که فیلم در سکانس ابتدایی تمرکز بیشتری در مقایسه با دیگر سربازها به آن­ها دارد- حداقل به عنوان یک فردیت پرورش دهد. و یا با انتخاب دیگری، در متن به پرورشِ وضعیت بپردازد. نماها سعی دارند شخصیت بسازند اما نوع روایت کردن این ظرفیت را ندارد. در سکانس ابتدایی فیلم، حس دنبال کردن چهار نفر و چهار برخورد با جنگ منتقل می­شود اما تمرکز دوربین در نماها و تصاویر بعد از آن بین افراد بیشتری تقسیم می­شود. به­طوری که ناهمخوانی و تکه­پاره­ای بودن شخصیت­ها بوجود می­آید. حتی در ادامه چهره­هایی ناشناس­اند اما نقطه­ی تمرکز دوربین می­شوند. به یک وجه پرداخت نمی­شود و اگر به عنصری هم پرداخته، در ابتدا یا میانه­ی فیلم رها می­شود. فیلم پر از ذرات معلق است. پر از سکانس­های معلقی که در صورت چینش به یک بافت معنایی نمی­رسند. ماجرای پول کم آوردن حسن (امیر جدیدی) و این­که قضیه­ی برادرش چه بود. یا دوربین عکاسیِ علی (مهدی قربانی) که در نهایت محو می­شود. بعد از سکانس سد دز دقیقه ­هایی بیشتر با علی مواجه هستیم. هر چند که علی می­گوید آمده تا جنگ را از نزدیک ببیند و دوربین انگار بهانه است. در میانه و انتهای فیلم به دلیل وضعیت تنگه و آتش­باران و برگشتن زخمی ­ها، به مجید (جواد عزتی) و حملِ مجروح توجه بیشتری می­شود. و تقسیط نماها بین باقی اسامی کمتر احساس می­شود.

در برخی صحنه­ ها –که در جهت واقع­نمایی، فیلم با سکانس­های طولانی همراه است- عطف خودش را دارد. که این نوع طراحی شاید جای خالی داستان را کاملاً پر نکند اما انفعالات نبود قصه را تا حدودی از بین می­برد. یک واقعیت پایدار در تداوم با نمایش واقعیت دیگر. نمایش زندگیِ آرام با حدودِ جنگ در سد دز و بعد آدم­ها، سربازها، خانه­های مسکونی که قرارگاه شده، عکس­ها، کامیون ­های با بارِ آدم، کتاب خواندن، ترانه خواندن و ترانه شنیدن، مرگ، خمپاره­ها، کودک­های گمشده، تاول و بدن­های به یادگار مانده از شیمیایی­ها و صورت­های سوخته، قطع شدن دست و پاها، بی­آبی، انفجارها و بالاخره روایتِ دفاع. با پیوند عطف­ها به یکدیگر فقط دچار القای حسی می­شویم اما به سطحی ژرف، کشفی و یا قصه­ای نمی­رسیم. یکی از ویژگی­های متنِ نشانه­دار، جذابیت کشف و اتصال نشانه­هاست. به طور مثال خواندن کتابِ «پیرمرد و دریا» برای یک سرباز، نشانه و یک تصویر است که یا باید در خودش معناسازی کند و یا در اتصال با دیگر نشانه­گان به معنا برسد. حداقل توقع بیننده پس از دیدن چند عطف، درگیر شدن با نگاهی است که از سوی نویسنده­ی متن یا فیلم­ساز به اثر تزریق شده باشد. آن هم به منظور نشاندن اثر در نقطه­ای که او می­خواهد. نشانه­ها در تصویر جا می­مانند و به نتیجه نمی­رسند. و معنا زمانی بروز پیدا خواهدکرد که کلماتِ تصاویر کنار هم چیده شوند.

کارگردانی

روایت باید در بستری که اتفاق افتاده یک مفهومی را بکاود. اگر رویداد کاملن فهمیده می­شد این مکان­‌ناشناسی و گسیختگیِ روایتی، شکلِ اثر را در خود نمی­گرفت و با فرم منسجم­تری روبرو بودیم. البته نزدیک­ترین و ساده­ترین راه برای واقع­نماییِ این رویداد، نشان دادن همان پراکندگی و آشوبِ خام است. وقتی که در درمانگاهِ موقت بین مسیر رسیدن به تنگه، کامیون­ها توقف می­کنند و موشک­‌های هوایی می­رسند حتی مشخص نیست که افراد باید کجا پناه بگیرند و «همه برین سمت دشت» تنها جمله­‌ی راهنماست. و این ضعف تدوین یا تصویر نیست. ضعف متن و کارگردانی است که حتی نماها را هم جزء ذرات معلق نگه­ می­دارد. نمونه­‌ی این تعلیق در تصاویر، همان دوربین عکاسیِ علی لای اسلحه و پتوهای خونی است. تصویر بار خودش را دارد، اما دوربین هم به همان ذرات معلق می­پیوندد. در انتهای فیلم تا جایی که سر حسن (امیر جدیدی) از تپه خاکریز بلند می­شود ما دشمن را نمی­بینیم. درست است که وضعیت تنگه را نشان­دادن مهم­تر است. اما باید نشان داد که تنگه در مقابل چه چیزی قرار دارد. تنها چیزهایی که از نیروی مقابل می­بینیم چند تانک ثابت و محدوده­ای است نامعلوم.

1

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است