2
افشین علیار
۴ ماه پیش - ۴ دقیقه مطالعه
منبعروزنامه هنرمند

نقد فیلم نهنگ عنبر 2; سلکشن رویا, ژانری به نامِ رضاعطاران

امتیاز منتقد به فیلم :

به اعتقاد نگارنده نهنگ عنبر1 به لحاظ استفاده از کمدی در کلام و موقعیت و در موازات آن شکل گیری یک قصه ی ملودراماتیک عاشقانه یک اثر موفق بود که توانست مخاطبانی زیادی را راضی نگه دارد...

  

اساسا در سینمای دنیا وقتی فیلمی به فروشِ بالایی دست پیدا می کند فیلمساز تصمیم می گیرد بعد از چند سال دوباره ادامه ی آن فیلم را بسازد، شاید این شیوه ی فیلمسازی در سایر کشورها با موفقیت همراه باشد اما در کشور ما مختصات و میزانِ موفقیت فیلم را فروش تعیین می کند به طوری که اگر یک فیلم با فروش قابل توجهی مواجه شود فیلمساز تصمیم می گیرد ادامه ی فیلم را بسازد و این بار علاوه برکارگردانی، تهیه کنندگی اثر را هم برعهده می گیرد،اصولا فیلم های دنباله دار در سینمای ایران اگر به فروش بالایی هم دست پیدا کنند مطمئنا به دلیل حضور بازیگر نقش اول است و کیفیت ساختاری فیلم نادیده گرفته می شود؛ نهنگ عنبر2 که چند روزی ست به اکران عمومی درآمده مصداقِ درستی از توضیحات داده شده است، اساسا این فیلم به شدت متکی به رضاعطاران و ابعاد شخصیتی اوست و تماشاگر به دلیل بُعد شخصیتی او برای دیدن فیلم نهنگ عنبر به سینمای می رود، به اعتقاد نگارنده نهنگ عنبر1 به لحاظ استفاده از کمدی در کلام و موقعیت و در موازات آن شکل گیری یک قصه ی ملودراماتیک عاشقانه یک اثر موفق بود که توانست مخاطبانی زیادی را راضی نگه دارد، دقیقا موضوع قابلِ اهمیت در یک اثر سینمایی راضی نگه داشتن مخاطب است ، سامان مقدم به عنوان فیلمساز و نویسنده تلاشی برای جذابیت قصه ی کمدی اش نکرده چرا که تمامی عناصرِ فیلم به هیچ وجه تغییری در آن اعمال نشده و مقدم با بهره گیری از موفقیت نهنگ عنبر1 سراغِ ساخت ورژن بعدی این فیلم سینمایی رفته، اگر به کلیت فیلم توجه کنید مطمئنا این مسئله ی مهم را درک خواهید کرد که نهنگ عنبر2 تنها مسیر قصه اش تا حدودی تغییر کرده که آن هم به خرده جزییات می رسد و اگر نه روندِ اصلی قصه تکراری ست، آدم های فیلم فارغِ از یک طراحی جدید به نهنگ عنبر2 آمدند، رضاعطاران در نقش ارژنگ با همان مختصاتِ کاراکتری شوخ و شنگش که دائما نگرانِ شکست عشقی از سوی رویاست و مهناز افشار در نقش رویا با همان نوع دیالوگ گفتن و با همان شکل و شمایل به نهنگ عنبر2 پرتاب شده اند. از سوی دیگر رفت و برگشت هایی که در فیلم می بینیم به منطق روایی قصه خلل وارد کرده به طوری که در نهنگ عنبر1 کاراکتری به نام شهاب نبود که رویا بخواهد به خاطر او به آمریکا برود ، وقتی یک فیلم سینمایی ادامه پیدا می کند باید خط اصلی داستان حفظ و فیلم از جایی شروع شود که در قسمت قبلی به پایان رسیده بود در نهنگ عنبر2 چنانچه فیلم از جای درست، یعنی زمان ازدواج ارژنگ و رویا آغاز می شود اما در ادامه یادآوری های ارژنگ با توجه به نریشن هایی که از زبان او شنیده می شود باعث شده خط اصلی قصه در موقعیت های بی ربط گم شود ، به نظر می رسد لحنِ نهنگ عنبر میان کمدی و درام در تعلیق است با این که مقدم در فیلم قبلی اش به درستی کمدی و درام را تلفیق کرده بود اما به نظر می رسد مقدم در شکل گیری نهنگ عنبر2 به شدت به رضاعطاران و قالب بازی او متکی بوده، بر همگان واضح و مبرهن است که رضاعطاران به دلیل جذابیتِ بازیگری اش چند سالی ست که تبدیل به یک ژانر شده، بازی های عطاران را به یاد بیاورید، اساسا رضاعطاران به دلیل ابعاد کاراکتری و جذابیت کمدی که مخصوص به خودش می باشد با استقبال مخاطب مواجه می شود و اگر نه عطاران غیراز فیلم دهلیز در هیچ یک از فیلم هایش با فرم و نگرشِ جدیدی ایفای نقش نکرده، عطاران به دلیلِ فرم بازی و نوع دیالوگ گفتن حتی وقتی به چهره ی پارتنرش هم نگاه می کند مخاطب می خندد، حالا فیلمساز به دلیل فرم بازی عطاران دیگر نیازی نمی بیند شخصیت پردازی کند چرا که می داند وجود عطاران نیروی محرکی ست برای راه انداختنِ چرخه ی کمدی اما با اینکه گریم های دهه شصتی و نوع لباس پوشیدن یا خوانندگی عطاران خنده به لب تماشاگر می آورد اما تمامی این شمایل و اتفاقاتِ کمدی را البته به بهترین شکل در نهنگ عنبر1 دیده بودیم حالا لزوم استفاده ی دوباره از این اِلمان های نخ نماشده چیست؟ دقیقا نهنگ عنبر2 از همین استفاده های تکراری و بی ربط ضربه دیده است، اگر سیروس گرجستانی- امیرحسین آرمان را از فیلم حذف کنیم چه اتفاقی می افتد؟ مقدم حتی نتوانسته از علی قربان زاده - رضاناجی یا ویشگاآسایش که هسته ی اصلی فیلم اند استفاده ی درستی بکند چرا که قصه آن قدر درگیر شاخه های مختلف می شود که نمی تواند به انسجام کمیک در شخصیت پردازی برسد؛  در این برهه ی زمانی به سادگی نمی شود از مخاطب خنده گرفت ، مخاطب دنبال یک فرم جدید از کمدی ست، نهنگ عنبر1 نمونه ی درستی از یک فرم جدید در کمدی بود اما وقتی فیلمساز بخواهد آن فرم را دوباره در فیلم بعدی اش تکرار کند قطعا مخاطب نمی تواند آن را به عنوان یک اثر مستقل بپذیرد؛ نهنگ عنبر2 در خرده روایت ها و شاخه و برگ های اضافی به کمدی نمی رسد، این فیلم به لحاظ متکی بودن به ورژن قبلی اش نمی تواند زمینه ی کمدی اش را گسترش بدهد به همین لحاظ اگر چه صرفا با یک فیلمی طرف هستیم که رضاعطاران در آن بازی می کند و این به تنهایی یعنی یک فیلم کمدی! اما باید این را هم در نظر داشت در سینمای کمدی نباید به بازیگر یا سوپراستار متکی بود اگر فیلم کمدی با مضمون منسجم و منطقی ساخته شود مسلما تماشاگر هم می تواند بخندد و هم می تواند از کلیت فیلم رضایت کامل را داشته باشد. اما وقتی خرده اتفاقاتِ بی منطق که ربطی به جریان اصلی فیلم ندارد به اثر اضافه شود آن وقت زبان و لحنِ فیلم نمی تواند متقاعده کننده باشد. 

اما ضعف بزرگ نهنگ عنبر2 در پایان بندی آن است، چرا که فیلم از لحظاتِ خنده آور به موقعیت دراماتیکِ تلخ می رسد، از تصادف ارژنگ تا سکانس آخر فضای فیلم بی منظق تر می شود مشخص نیست قصد و نیت مقدم از این تغییر مسیر چه بوده، مسلما قصد داشته پایانش را ببندد اما در سکانس آخر تصمیم می گیرد ارژنگ را زنده نگه دارد تا اگر نهنگ عنبر2 فروش خوبی داشت نهنگ عنبر3 را هم بسازد، مطمئنا هم خوب می فروشد مگر فیلم گشت2 پرفروش ترین فیلم سینمای ایران نشد؟ اساسا نمی شود فیلم هایی مثل نهنگ عنبر را تحلیل جز به جز کرد، چرا که این فیلم ها برای سرگرمی مخاطب و گیشه ساخته می شوند به همین دلیل نقد و تحلیلِ این گونه از فیلم ها اثری در سینما ندارد زیرا که تماشاگر عطاران را دوست دارد و فیلمساز هم از پرمخاطب بودن فیلمش لذت می برد، اما مطمئنا این گونه از فیلم ها نمی توانند مخاطب را راضی نگه دارند، نهنگ عنبر2 اثری خنده آوری ست که به ابتذال نمی رسد و این مهم ترین نکته ی فیلم است در این برهۀ زمانی که ابتذال و فحش گویی در کمدی مُد شده نهنگ عنبر مسیر خودش را می رود و برای مخاطب عام می تواند اثر سرگرم کننده یی باشد، سامان مقدم می توانست با پردازش بیشتر در فیلمنامه و شخصیت پردازی نهنگ عنبر2 را به یک اثر موفق تر از ساخته ی قبلی اش تبدیل کند اما وی به دلیل اکتفا به بازی رضاعطاران و خرده اتفاقات طنز آمیز که کلیشه ای به نظر می رسند نتوانسته در پرداخت کمدی، اثرِ قابل توجهی خلق  کند. 


محسن ونی
۴ ماه پیش
شروع فیلم با پیانو زدن رویا و همخوانی شعر یه دل میگه برم برم ... شروع میشه این تردید و دودلی در سراسر فیلم وجود داره و ادامه پیدا میکنه تا آخر فیلم و تصادف ارژنگ، که در کما سوار بالن میشه و باز موسیقی ابتدایی فیلم شنیده میشه و ارژنگی که در کما بین موندن و رفتن دل دل میکند. فیلم قوی نیس و دلیل آن هم میشه گفت فیلم نامه هست ولی بنظرم نقا قوت خوبی داره که در فیلم های کمدی دیگه ای مثل خوب بد جلف و گشت 2 وجود نداره