ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

نقد فیلم بمب یک عاشقانه, bomb, جدال عشق و جنگ

سید مهدی ملک
یک سال پیش - ۳ دقیقه مطالعه
منبعاختصاصی سلام سینما
امتیاز منتقد به فیلم :

فیلم بمب قطعا شاهکار نیست و با وجود اینکه سعی شده تا شعاری نباشد اما گاهی شعارزده میشود با این حال فیلم محترمیست که به خوبی جدال عشق و وضعیت شبه جنگی را نشان میدهد.

 خطر لو رفتن داستان وجود دارد! (خواندن این نقد قبل از دیدن فیلم توصیه نمیشود) 

۱- بمب درباره جدال همیشگی عشق و جنگ است. آیا میتوان در موقعیت جنگی یا شبه جنگی عاشق شد؟ 

در فیلم با سه عشق انسانی مشخص مواجهیم. اولی عشق لیلا حاتمی به برادر شوهرش. حتی زندگی با شوهرش را که مدتیست به حالت نیمه تعطیل درآمده به عشق برادر شوهر ادامه میدهد. شوهر برای او احتمالا فقط نمادی از برادر شوهر است. برادر شوهری که به جنگ رفته و معلوم نیست برگردد یا خیر. سکانس ابتدایی فیلم بمب پرسه لیلا حاتمی در شهر جنگ زده تهران است. با اطلاعاتی که در طول فیلم به دست میآوریم احتمالا این پرسه هم به یاد معشوق رفته به جنگ بوده است. نتیجه جدال جنگ با عشق در این مورد دوری از معشوق است. پس یک بر صفر به نفع جنگ.

عشق دوم عشق کودکیست به جنس مخالفش. عشقی که در بحبحه بمب باران و در پناهگاه متولد میشود. آنقدر ریشه دار است که کودک آرزو میکند تا همیشه جنگ باقی بماند تا بتواند دختر را ببینید اما وقتی با یکی از نتایج جنگ که خانه خراب شدن و مرگ کودکیست مواجه میشود (که کاش مقدمه این مسئله و چگونگی رفتن برای دیدن این اتفاق در تدوین کوتاه نمیشد) از عشق و ارزوی خود شرمگین میشود و حتی مداد دختر را هم میشکند. زمانی که قصد پاره کردن نامه را دارد شخصیت اصلی که ناظم مدرسه است سر میرسد و نامه را از دست او میگیرد. این عشق هم به فرجام نمیرسد؛ دو بر صفر به نفع جنگ.

عشق سوم عشق ناظم مدرسه به همسرش است. فضای بمب باران بهانه ای میشود تا عشق و زندگی مشترک در بوته نابودی دوباره به وضعیت نرمال خویش باز گردد اما انچه دلیل اصلی این مسئله میشود نامه کودک است که به دست ناظم میافتد. نامه او را به عشقش میرساند اما جنگ عقب نشینی نمیکند و انتقامش را از او میگیرد. جنگ، سه بر صفر عشق را برد... گویی در جنگ میتوان عاشق شد اما نمیتوان به وصال دلخوش بود و اگر هم وصالی رخ دهد هرآن باید منتظر انتقام از جانب اقای جنگ ماند تا خانم عشق را زخمی بزند.

اما اجازه بدهید از منظری دیگر به قضیه نگاه کنم؛ آنچه در هر سه مورد توسط آقای جنگ انجام گرفته تنها از عصبیت ناشی میشود تا نشان دهد که برنده میدان است. قلبها از تسلط آقای جنگ دور مانده و عشق در فلب انسانها جاریست. احتمالا حتی پسر خردسال هم نمیتواند عشقش به آن دختر را فراموش کند. پس اصلاح میکنم: آقای جنگ صفر و خانم عشق سه! عشق به زندگی که گویی با جنگ و وضعیت جنگی و وضعیت شبه جنگی سر تضاد دارد نه تنها نابود نمیشود و شکست نمیخورد که در همان اوضاع هم خود را به اشکال رقص و بازی و رفتن دم در مدرسه دخترانه و عشق درونی نشان میدهد. از بین رفتنی نیستند چون در ذات آدمیانند و  در دل وجان انها نقش بسته اند. آقای جنگ هر چه تلاش کند تا با مرگ و میر واقعی و شعارهای نوشته شده  روی دیوارها و بستن فضا و عدم وصال، وضعیت جنگی را بر وضعیت ذاتی انسان پیروز گرداند باز هم ناموفق است.

۲-فضای فیلم بمب در دهه شصت است. آنان که این فضا را درک کرده اند اغلب فضای خلق شده را شیک و خارج از نوستالژی دهه شصت میدانند و آنها هم که چون من این فضا را درک نکرده اند میتوانند وارد فضای فیلم شوند. اما هر دو گروه بر اینکه جلوه های ویژه فیلم بسیار خوب از کار درآمده اتفاق نظر دارند. 

۳-چند دقیقه ای فیلم افت شدیدی پیدا میکند. فضا تکراری میشود و اتفاق تازه ای رخ نمیدهد اما از همان زمان که نامه باز میشود و نریشن به صورت منقطع خوانده میشود فیلم دوباره به اوج خود باز میگردد.

۴- یعضی از صحنه ها اضافی هستند و بعضی جاها لحن فیلم تغییر پیدا میکند به عنوان مثال پیمان معادیِ بعد از اشتی، کاملا پیمان معادی دیگریست که گویی شخصیت دیگری یافته است. 


فیلم بمب قطعا شاهکار نیست و با وجود اینکه سعی شده تا شعاری نباشد اما گاهی شعارزده میشود با این حال فیلم محترمیست که به خوبی جدال عشق و وضعیت شبه جنگی را نشان میدهد.

1

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است

تلفن تماس:

۸۸۳۹۴۲۱۹-۰۲۱

استفاده از مطالب سلام سینما با ذکر منبع مجاز است.

کلیه حقوق این سایت برای سلام سینما محفوظ می‌باشد.

راه های ارتباطی با ما در شبکه های اجتماعی و پاسخ به سوالات شما:

logo-samandehi