ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

نقد فیلم شیر, Lion, رویای سرزمین مادری

سامان پارسی
۳ سال پیش - ۵ دقیقه مطالعه
منبعروزنامه هنرمند

فیلم شیر بر اساس رمان راه طولانی رسیدن به خانه نوشته سورو برایلی تمام ویژگی های یک اقتباس و تبدیل شدن به یک فیلم را داشت و گارث دیویس در نخستین تجربه سینمایی خود یک رمان اتوبیوگرافیک درباره سفر طولانی پسری از هند به استرالیا و بازگشتش به خانه را دستمایه ساخت فیلمش قرار داده است.

  

رویای سرزمین مادری

نگاهی به فیلم شیر، اثر: گارث دیویس

Lion

سامان پارسی

کارگردان: گارث دیویس، فیلمنامه: لوک دیویس، مدیر فیلمبرداری: گرگ فریزر، تدوین: الکساندر د فرانچسکی، موسیقی: هاشکا داستین اٌ هالورن، بازیگران: نیکول کیدمن(سو برایلی)، دو پاتل(سورو برایلی)، رونی مارا(لوسی)، دیوید ونهم(جان برایلی)، آبیشک بارت(گودو خان)، پریانکا بوز(کاملا مانشی، مادر واقعی سورو)، محصول: انگلیس، استرالیا، 118 دقیقه.

فیلم شیر بر اساس رمان راه طولانی رسیدن به خانه نوشته سورو برایلی تمام ویژگی های یک اقتباس و تبدیل شدن به یک فیلم را داشت و گارث دیویس در نخستین تجربه سینمایی خود یک رمان اتوبیوگرافیک درباره سفر طولانی پسری از هند به استرالیا و بازگشتش به خانه را دستمایه ساخت فیلمش قرار داده است. شیر با توجه به اینکه بر اساس سرگذشت شخصیت اصلی داستان ساخته شده اثری است که مورد اقبال جشنواره ها و مخاطبین قرار گرفت. فیلم درباره کودکی فقیر است که برای کار به شهر دیگری می رود و در واگن قطاری خواب می ماند تا پس طی بیش از هزار مایل دور از خانه اش سرگردان توسط زوجی استرالیایی به فرزندی پذیرفته شود. داستان کودکانی که به فرزندی پذیرفته می شوند و سوالی که در جوانی در ذهن آنها برای بازگشت به ریشه های خود آنها را به یافتن جوابی در جستجوی خویشتن وا می دارد تا شروع به جستن و یافتن کنند. شیر با توجه به اقتباس از رمانی درباره زندگی شخصیت اصلی داستان بخش عمده ایی از نگارش یک فیلمنامه خوب را طی کرده و کارگردان می بایست به فضای داستانی جنبه سینمایی ببخشد. لوک دیویس در نیمه ابتدایی فیلم به خوبی توانسته یک درام تاثیر گذار که بر کودکی سورو متمرکز شده را به تصویر بکشد و هر چند در نیمه پایانی کمی دچار افت می شود اما تلاش سورو برای یافتن سوالهای ذهنی و جستجو بر اساس برخی نشانه های به جا مانده در خاطراتش با استفاده از تکنولوژی یک درام معمایی را به تصویر می کشد و ولی سوروی جوان در زمان حضور در هند هیجان و اشتیاق لازم برای رسیدن به یافتن خانواده اش را ندارد. بخش اول داستان با بازی خوب و تاثیر گذار سانی پاور که به خوبی توانسته هیجان و تردید و ترس را با فیلمبرداری عالی گرگ فریزر در راهروهای قطارهای شهری یا زیر پل هایی که بی خانمان ها می خوابند و یا زمانی که توسط زنی به ظاهر مهربان به خانه برده می شود به تصویر بکشد. فیلم به خوبی توانسته فقر و تفاوت فاحش میان طبقات مختلف جامعه هند را به نمایش بگذارد و روابط عاطفی میان اعضای خانواده نیز با توجه به زیست مان و محل زندگی سورو و ارتباطی توام از عشق و مهربانی که میان سورو و مادرش و گودو را به تصویر کشیده است. سفر طولانی سورو به هزار مایل آن طرف تر و اتفاقاتی که برای او می افتد و تصاویری حقیقی از فقر در جامعه هند مانند زمانی که گروهی از کودکان روی کارتن خوابیده اند و یا سیل بیشمار انسانهای بی خانمانی که زیر پل ها می خوابند به خوبی نمایانگر فقر در جامعه معاصر هند است که بخشی زیادی از آنها در شرایط دردناکی زندگی می کنند. پرش فیلم به جوانی سورو با بازی دو پاتل که پس از میلیونر زاغه نشین نقشی مشابه را بازی می کند با وجود مشابهت زندگی دو شخصیت اصلی که هر دو کودکانی هستند که تجربه های دردناکی را از سر گذرانده اند و توانستند موفق شوند اما نقش سورو پیچیدگی های بیشتری نسبت به شخصیت فیلم میلیونر زاغه نشین دارد. بخش دومی از زمانی که سوالهای ذهنی سورو با اندک خاطراتی درباره گذشته اش شکل می گیرد وارد هیجان و عمق بیشتری می شود. شیر بازگشتی است به خویشتن به ریشه هایی که انسان با آنها نوستالژی لذت بخشی دارد و حتی پس از خروج از وضعیت دردناک گذشته پس از مدتی دوباره انسان را مانند لنگری به گذشته و تلاش برای یافتن ریشه هایش وا می دارد. سورو با اینکه در خانواده ایی مدرن با فرهنگی کاملا متفاوت که تمام امکانات لازم را نیز در اختیار او برای رسیدن به آرزوهایش قرار داده اند زندگی می کند اما قطعه گمشده ایی در شخصیت خود را که با خاطراتی گنگ از کودکی در آمیخته است همواره برای او تلنگری است تا برای پیدا کردن این قطعه گم شده شخصیتی شروع به تلاش و کوشش کند. این بخش هویتی از انسان آنقدر مهم و پیچیده است که مهمترین سوال ذهنی انسان می شود و فرد برای یافتن جوابش به رفتاری پلیسی با اتکا به برخی نشانه گاهی مانند سوروی جوان تمام زندگی خود را تعطیل می کند تا به جواب آن برسد. هر چند با توجه به شرایط زندگی و تحصیل در دانشگاه در رشته ایی عالی با تلنگری از سوی هموطنان و دوستانش شروع می شود اما این تلنگر آن قدر ذهن او را به خود مشغول می کند که برای یافتن جوابش تمام کارهای دیگر را کنار می گذارد. سورو در این جستجو با اینکه در خانواده ایی مهربان بزرگ شده اما نمی تواند نسبت به گذشته اش بی تفاوت باشد. این خاطرات که نشانه هایی از ریشه ها و بخش های گمشده هویتی او هستند یافتنش باعث پر کردن نوعی خلا در شخصیت سورو می شود که به آرامش و اعتماد به نفس او کمک می کند. روح سورو مانند فردی است که نسبت به بخشی از زندگی خود دچار فراموشی موقت شده برای همین تلاش می کند این بخش فراموش شده را به یاد آورد و تلاش برای یافتن این بخش فراموش شده آنقدر مهم است که زندگی معاصر خود را متوقف می کند تا بتواند خود را بیشتر بشناسد. در شیر نوعی خودشناسی وجود دارد که انسان معاصر و به خصوص شرقی نسبت به آن بسیار حساس است بخشی که عواطف و شخصیت و هویت او را تشکیل می دهد. هر چند فیلم در میانه به خوبی توانسته این بخش را به تصویر بکشد و گارث دیویس که اولین تجربه سینمایی خود را جلوی دوربین برده به خوبی این چالش ذهنی را به تصویر کشیده است اما در بخش نهایی و زمانی که سورو به هند می رود در هیجان و اشتیاق و لذت جستن و یافتن خویشتن دچار نوعی سکون و سردرگمی است که در مقایسه با زمانی که در جستجوی خانواده ی واقعی خود است فیلم کمی دچار افت می شود که البته در پایان بندی به خوبی توانسته این ضعف را جبران کند. شیر یک درام خوش ساخت است که به عنوان اولین تجربه یک کارگردان اثری تاثیر گذار است که به خوبی توانسته در فیلم به شکلی عالی داستانش را به تصویر بکشد. بازی عالی بازیگران به خصوص سانی پاور که در نماهای بسته با فیلمبردای و نورپردازی عالی ترس و تردید و سردرگمی را به شکلی هنرمندانه به نمایش گذاشته و دو پاتل که هر چند نقشی مشابه فیلم میلیونر زاغه نشین را بازی کرده اما به خوبی پیچیدگی های شخصیت سورو و تلاشش برای یافتن خانواده و زادگاهش را به تصویر کشیده و نیکول کیدمن که در برخی صحنه ها به خوبی توانسته در ارتباط با فرزندانش با ظرافت احساس مادرانه را به تصویر بکشد در کنار کارگردانی عالی گارث دیویس که در هر مرحله از فیلم توانسته با اتفاقات جدید اطلاعاتی تازه به مخاطبش برای دنبال کردن ارائه بدهد شیر را به درامی خوش ساخت تبدیل کرده است. 

داستان شیر به خوبی توانسته نگاهی عمیق به زندگی بخش فقیر و تاثیراتی که ممکن بر شخصیت و روان این کودکان بگذارد را با حضور دو کودک در خانواده برایلی به تصویر بکشد. هر چند سورو به خوبی می تواند از برخی مشکلاتی که کودکان خیابانی با آن مواجه می شوند با زیرکی از مواجهه با آنها فرار کرد اما منتوش به شدت از زندگی در خیابان آسیب دیده و آسیب های روانی که به او وارد شده حتی پس از ورود به خانواده برایلی نیز التیام نمی یابند و البته برخورد خانواده برایلی نیز با منتوش بسیار عالی است. خانواده برایلی با اینکه توان بچه دار شدن دارند اما تصمیم گرفته اند فرصت زندگی کردن به کودکانی را بدهند که در شرایطی بدی زندگی می کنند برای همین دو کودک خیابانی هندی را به فرزندی می پذیرند و به خوبی شرایط ناگوار روحی منتوش را درک می کنند. منتوش کودکی است که در خیابان های هند آسیب های روحی و روانی بسیاری دیده که حتی پس از خروج از آن وضعیت دردناک نیز قادر به فراموش کردن آنها نیست. تیک های عصبی و فریادهایی که ناشی از نوعی خشم و ناراحتی است باعث می شوند بین او و سورو اختلاف به وجود آید اختلافی که موجب نگرانی والدین آنها است و گارث دیویس به خوبی توانسته سرنوشت دو کودک را که زندگی متفاوتی را در یک محیط یکسان تجربه کرده اند را به تصویر بکشد و درد ها و رنجهایی که ممکن است به شدت به کودکی آسیب بزند را در شخصیت منتوش به نمایش بگذارد. 


0

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است