0
هومن نشتائی
۱۰ روز پیش - ۲ دقیقه مطالعه
منبعروزنامه روزان

نقد فیلم شنل, عقده های مرتبط

امتیاز منتقد به فیلم :

  شنِل یک قصه پردازی مبهم دارد. اما انسجام را از دست نداده است. فیلم با ساختاری منسجم و خوش ریتم جلو رفته است. تا یک قصه پردازی منطقی شکل بگیرد. فیلم قطره چکانی اطلاعات می دهد و مخاطب را هیجان زده می کند. فیلم آرام آرام جلو میرود. و خط روایی مناسبی را طی می کند. فیلم با ارجاعات دیالوگی سعی در اطلاع رسانی دارد. اطلاع رسانی ای که بستری جنایی ، معمایی دارد. و در دل مخاطب ترس ایجاد می کند. با ایجادکردن تعلیق مخاطب مجذوب فیلم می شود و آنرا ثانیه به...

  شنِل یک قصه پردازی مبهم دارد. اما انسجام را از دست نداده است. فیلم با ساختاری منسجم و خوش ریتم جلو رفته است. تا یک قصه پردازی منطقی شکل بگیرد. فیلم قطره چکانی اطلاعات می دهد و مخاطب را هیجان زده می کند. فیلم آرام آرام جلو میرود. و خط روایی مناسبی را طی می کند. فیلم با ارجاعات دیالوگی سعی در اطلاع رسانی دارد. اطلاع رسانی ای که بستری جنایی ، معمایی دارد. و در دل مخاطب ترس ایجاد می کند. با ایجادکردن تعلیق مخاطب مجذوب فیلم می شود و آنرا ثانیه به ثانیه دنبال می کند. تعلیق ها در فواصل زمانی پیدا شدن طاهر (رضا بهبودی) شکل می گیرد. طاهر که شخصیتی ترسناک و سودجو دارد. در پی عقده گشایی هایی است از زن قبلی اش در دلش مانده. و اینجا دیواری کوتاه تر از صحرا (باران کوثری) پیدا نکرده است. با شخصیت پردازی کامل و مناسب ، کارگردان با استفاده از طاهر ترس در دل مخاطب می اندازد. با ایجاد امیدواری از طرف دوستان و وکیل صحرا مخاطب را امیدوار می کند و زمانی که طاهر پیدایش می شود ، مخاطب وحشت زده می شود و تمام رشته هایش پنبه میشود. و دنبال امیدی برای بهبود می گردد. تعلیق ها به طور کامل به کرسی نشسته اند. شخصیت پردازی‌ها کامل است. مخصوصا شخصیت طاهر که کاملا با مخاطب ارتباط برقرار می کند. تمام شخصیت ها اشتباهاتی کرده اند که هنوز آن ها را آذار می دهد. رویا هایی دارند که گذشته دستشان را بسته است. و همه میخواهند عقده های چندین و چند ساله شان را خالی کنند. و هیچ کس را بهتر از نزدیکان خود پیدا نکرده اند. همه می خواهند از دیگری استفاده کنند و حتی کسی هم که از اول خود را خوب و پاک و منزه نشان می دهد. فکر های عجیبی در سر دارد. فیلم از قصه پردازی درستی بهره می گیرد. و خط روایی در کنار مبهم بودن تا انتها حفظ میشود. فیلم بستری منطقی دارد و چیزی غیر قابل باور وجود ندارد. زیرا فیلمنامه حفظ انسجام را در پی دارد. فیلم از نظر ساختاری نیز به هدف خود رسیده. میزانسن های مورد قبول و فیلمبرداری قوی توانسته به اجرای فیلم کمک کند. و فیلم را برای چشمان بیننده زیبا تر کند. قاب بندی ها و نماهای مناسب همه به ساختار بهتر کمک کرده اند. یکی از نکات مثبت فیلم یا به عبارتی بهترین نکته فیلم ، بازی رضا بهبودی است که در ایجاد تعلیق ها کمکی به کارگردان کرده است که مثال زدنی است. بازی لذت بخش رضا بهبودی با وجود شخصیت سیاهی که دارد به دل مخاطب می نشیند. و می تواند تعدادی را عاشق خودکند. فیلم پایان رها شده ای دارد. اما این پایان باز کاملا منطقی شکل گرفته است. فیلم به نتیجه نهایی می رسد و مخاطب را به فکر وا می دارد. مخاطب بعد از پایان فیلم آنرا فراموش نمی کند. و به این فکر می کند صحرا این جرعت را از کجا پیدا کرد؟ چون همه چیز را از دست داده ، می تواند بی واهمه حرف بزند؟ باران را می خواهد چه کار کند؟ در چه شرایطی می خواهد او را بزرگ کند؟ فیلم مبهم است ، قطره چکانی اطلاعات می دهد. اما اطلاعات بیننده را کامل می کند و قوه تخیل بیننده را به کار می ندازد. تا مخاطبان فعالی داشته باشد.