ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

نقد فیلم هزارپا, مراقب این هزارپا باشید

علی رفیعی وردنجانی
یک سال پیش - ۲ دقیقه مطالعه
منبعاصفهان امروز
امتیاز منتقد به فیلم :

ابولحسن داوودی یک رخ دیوانه از سینمای ایران است که می خواهد به هر ضرب و زوری ناقد شرایط باشد . فارق از این که فیلم ساز در چه سطحی از اندیشه ، الگوی نظری خود را به مخاطب القا می کند باید «هزارپا» را زائده سرطانی خوش مزه سینمای ایران عنوان کرد .

  

ابولحسن داوودی یک رخ دیوانه از سینمای ایران است که می خواهد به هر ضرب و زوری ناقد شرایط باشد . فارق از این که فیلم ساز در چه سطحی از اندیشه ، الگوی نظری خود را به مخاطب القا می کند باید «هزارپا» را زائده سرطانی خوش مزه سینمای ایران عنوان کرد . 

*هزارپا در لونه زنبور

رضا عطاران این روزها بیش از هر دوران دیگری تکراری شده است و اگر در یک فیلم جنگی جدی بازی کند هم چنان مخاطب ایرانی روده بر می شود پس به خودی خود استفاده از این بازیگر خوراک اقتصادی یک پروژه سینمایی در ایران را تامین خواهد کرد . شروع فیلم خوب است اما به شدت تکراری است ؛ فیلم می خواهد مرور نوستالژیکی بر اتفاقات جریان ساز تربیتی در دهه های گذشته باشد اما همچنان الکن و دست و پا بسته عمل می کند . داوودی حتی شکل انتقاد سینمایی را هم به خود نمی گیرد بلکه سعی می کند با چند شوخی و اضافه کردن تعلیق هایی که این روزها مخاطب را به طور کاذب در سینماها سراپا نگاه می دارد حرفش را بزند . الگوی بصری این فیلم به شدت ما را وادار به مرور سینمایی «نهنگ عنبر» می کند و این اصلا خوب نیست . در واقع حرف فیلم نامه ای که سه تن عهده دار نگارش آن بوده اند اصلا یک پارچه و نوستالژیک نیست که به آن سبک کارگردانی شده و صرفا این جنبه ژانری را دستخوش رانت تسخیر گیشه ها در ایران کرده تا از این آب گل آلود اقتصادی هنر در ایران ماهی بگیرد . جدی تر به مضمون نقد سینمایی اثر بپردازیم و به عامل طرح و توطئه در فیلم نامه اشاره کنیم . اول اینکه در داستان اتفاقی به عنوان توطئه روی نمی دهد و هیجان به وجود آمده بر اساس حوادثی است که ناخواسته پشت سر هم اتفاق می افتند . حوادث بسیار جذاب و خنده دار هستند اما هیچ کدام آنها نه به تنها و نه به طور کلی معنای مضحک و یا جدی از خود بروز نمی دهند و مسلما سینمایی که می سازند محافظه کارانه و گمشده در لونه زنبوری است که خود از آن محل فرار کردهئ . پس به طور قطع می توان اشاره کرد که همه المان های موجود در فیلم نامه از دزدی تا راز سر به مهر هرگز کشف نشده و لحن شخصیت ها که به جِد بی محابا است هیچ ربطی به یک دیگر پیدا نمی کنند مگر در ذهن مولف که می خواهد از اثرش دفاع کند . 

*قانون مندلیف

شوخی جنسی همیشه جواب می دهد . مخصوصا در سینمای گرسنه ایران . اگر بخواهیم پرده از این لایه پنهان برداریم در می یابیم که اکثرا فیلم های ایرانی اندک بار معنایی شان را با شوخی های جنسی می بلعند و بیننده به طور کل از شرایط داستانی و یا هر موقعیت دیگر به وجود امده در اثر به بیرون پرتاب می شود . چرا باید این گونه فیلم ساخت ؟ صرفا به این دلیل که مخاطب را می خنداند و پول ساز است ؟ مسلما پخش فیلم های اروتیک در سینما هم می تواند پول ساز و پرطرفدار و سرگرم کننده باشد اما هر عامل جذابی دلیل بر خوب بودن و فرهنگ ساز بودن آن نمی شود . اگر کل قضیه فیلم را به کناری بگذاریم ، می بینیم شوخی ها منتهی به شرایط خاصی می شوند که مخاطب غریزتا می خندد و این خنده غریزی همان ادا اطوار های جنسی است که زیرپوستی و کاملا حرفه ای از عطاران و عزتی و مابقی می بینیم . این فیلم لیاقت سینمای ایران را ندارد . سینمای ایران یعنی غلامحسین ساعدی و مهرجویی در اثر تمام ناشدنی «گاو» . بلی می شود با فلسفه برای مردم فیلم ساخت و پول درآورد و مشهور شد اما این رسم ناجوانمردان است که هزارپا وارد سینما می شوند و ته مانده فرهنگی این جامعه را می بلعند . 

0

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است