2
افشین علیار
۴ ماه پیش - ۶ دقیقه مطالعه
منبعروزنامه هنرمند

نقد فیلم مادر قلب اتمی, atom heart mother, سوپر استارهای تین ایجر پسند!

امتیاز منتقد به فیلم :

سینمای سورئال تعریف دیگری دارد و نمی شود با خلق یک کاراکتر بی هویت یا با نوع دیالوگ گویی یا قاب بندی یا نورپردازی شلخته فضای سورئال خلق کرد.مادر قلب اتمی نه ضدجریان سینماست و نه سورئال است، تنها یک فیلم وصله خورده ست که با دیالوگ های کوتاه و مشنگ گونه اش نود دقیقه تماشاگر را وارد دنیای کسالت آور می کند....

  

یک هفته به اکران فیلم مادر قلب اتمی مانده بود که یکی از سینما دوستان می گفت فکر کنم فیلمِ خیلی خوبی باشد . چرا ؟ چون ترانه علیدوستی پگاه آهنگرانی مهرداد صدقیان و محمدرضاگلزار تو فیلم بازی کردند تازه این فیلم سه سال توقیف بوده پس حتما باید فیلم خوبی باشد!.... بله دقیقا نکتۀ فیلم در همین است که مادر قلب اتمی بنا به شرایطی که دارد به راحتی می تواند مخاطب را به سینما بکشاند در کنار بازیگرهای چهره اش یک سوپراستار تین ایجر پسند دارد و از سوی دیگر وقتی یک فیلم توقیف می شود و بعد از چند سال اجازۀ اکران می گیرد تماشاگران فکر می کنند قرار است با چه فیلم خاصی مواجه شوند اما مادر قلب اتمی به هیچ وجه نمی تواند یک فیلم خاص باشد، پنجاه دقیقه از فیلم گذشته و تماشاگری که پشتِ نگارنده نشسته به دوستش می گوید حوصله ام سر رفت، درست می گفت مادر قلب اتمی یک فیلم بلاتکلیف است که مشخص نیست چه می خواهد بگوید فیلم دیالوگ محور است که از اول تا سکانسِ تصادف با دیالوگ های هجو و پرگویی هایی که به تماشاگر مربوط نمی شود جلو می رود و از سکانس تصادف به بعد با ورود محمد رضاگلزار فضای فیلم به تخیل هدایت می شود، تخیلی بی قواره که اساسا برای چنین فیلمی مسخره به نظر می رسد. هرچند که این فیلم توقیف بوده و برای اکران چند دقیقه یی هم سانسور شده اما این دلیل موجهی برای بی سروشکل بودن فیلم نیست، چرا که مادر قلب اتمی قبل از اینکه فیلم باشد و قصه داشته باشد  دیالوگ بازی سرخوشانه میان شخصیت هاست، دیالوگ هایی که فارغ از پیش زمینه یی میان چند کاراکتر فیلم رد وبدل می شود که اساسا هیچ کارکرد دراماتیکی نداشته و فیلمساز سعی کرده دیالوگ ها را بر اساسِ ارجاعات ماورایی و سیاسی و هسته ای بنویسد ، به همین دلیل مادر قلب اتمی دائما در یک تعلیق اشتباه سردرگم است لوکیشنِ محدود که بیشتر فیلم در ماشین می گذرد همراه با دیالوگ های بی سروته که معلوم نیست قصد نویسنده و کارگردان از آن ها چه بوده که بیش حد فضای فیلم را کسالت آور کرده است، علی احمدزاده به عنوان کارگردان می داند که فیلمش نمی تواند مخاطب را راضی نگه دارد به همین دلیل گاهی از دیالوگ های بامزه  در میان آدم های فیلم استفاده می کند. آنچه که از مختصاتِ این فیلم پیداست مادر قلب اتمی فارغ از یک فیلمنامه ی منسجم ساخته شده به طوری که انگار این فیلم با یک طرح سه خطی جلو دوربین رفته و بازیگرها با بداهه پردازی دیالوگ گفته اند،چرا؟ خط روایی فیلم نامفهوم و گنگ به نظر می رسد از آنجایی که رسالت سینما قصه و شخصیت پردازی در چارچوب دراماتیک ست و باید قواعد آن حفظ شود احمدزاده بدون در نظر گرفتنِ این قواعد و برهم زدن چارچوب مرسوم دراماتیک، سعی کرده با استفاده از دیالوگ های سیاسی یا هسته ای که از مسائل مهمِ کشور است فیلم تخیلی با رگه های سیاسی بسازد، اما مگر می شود با بهره گیری از مسائل سیاسی فیلم تخیلی ساخت؟ فکر کنیم مادرقلب اتمی فیلمی ست دوقطبی، یعنی از سکانس اول تا تصادف قطب اول و از سکانس تصادف تا پایان فیلم قطب دوم، آن وقت می شود نکات مثبت و منفی فیلم را از هم جدا کرد؟ خیر نمی شود. چرا که فیلمساز آنقدر در سیاست و هجوگویی تمرکز کرده که نمی تواند قصه اش را جلو ببرد، مادر قلب اتمی می توانست در غالب یک نمایش رادیویی ساخته شود چرا که کلیت فیلم متکی بر دیالوگ است، دیالوگ های دوپهلوی سیاسی که هیچ ربطی به فضاسازی ندارد . قطب نخست فیلم با دیالوگ های سرخوشانه ی آرینه و نوبهار و کامی شکل می گیرد که اساسا کاربرد آن در کلیت فیلم نامفهوم و بی فایده است که شاید در بعضی مزه پرانی های کامی، مخاطب لبخندی بزند. اینکه کامی زیاد پیاده روی می کند یا خوابش را تعریف می کند یا از اصالت توالت فرنگی به نوبهار می گوید یا به عینک دودی روی چشمانش حساس است چه لزومی برای فیلم دارد؟ یا از طرفی دیگر وقتی مامور پلیس از فیلم آرگو حرف می زند ارینه می گوید این فیلم همه ی ایرانی ها را احمق پنداشته و مامور پلیس می گوید شما جوانان با این سر و وضع تان گاهی با نظام هم سویی دارید،(چه سرووضعی؟) استفاده از این دیالوگ های دمِ دستی و شعارگونه توهین است یا نقد اجتماعی یا دیدگاه جوانان ایران به حساب می آید؟ البته مادر قلب اتمی به دلیل نوع دیالوگ هایش دست کمی از آرگو ندارد زیرا که این فیلم هم به یک نوع تخریب کننده است با این تفاوت که مادر قلب اتمی را یک ایرانی ساخته که قصد داشته با تمام نیرو از راهِ دیالوگ نویسی به کاستی های جامعه اش بپردازد. به اعتقاد فیلمساز گستردگی این دیالوگ ها واقعیت جامعه است اما نامِ صحیح آن تخریب یک جامعه یا صرفا سیاه نمایی است. همین مسئله هم باعث می شود این فیلم در جشنواره های خارجی به راحتی راه پیدا کند.آیا این دیالوگ های گل درشت و اغراق آمیز درباره ی یارانه ها و مسائل دیگر با پیش زمینه ی خاصی در فیلم افزوده شده است؟ خیر، فیلمساز محترم احساس کرده اند با خلق یک قصه ی تخیلی بی سروته می تواند نقد اجتماعی کند و مسلما این افکار نخ نما شده آن قدر گل درشت و بی خاصیت و تاریخ گذشته ست که مخاطب بلاتکلیف می ماند که حرف اصلی مادر قلب اتمی چیست؟ به طوری که احمدزاده با خلق آدم هایی که حتی کاراکتر هم نیستند چه برسد به شخصیت می خواهد کشورش را مورد ارزیابی قرار بدهد، اما مگر می شود یک فیلم اینقدر خام باشد؟ اساسا نقد اجتماعی هم نیاز به ایجاد قصه دارد، قصه یی که شخصیت و فضا داشته باشد فضایی که دیالوگ های شعاری یا هجو نداشته باشد، دیالوگ ها در مادر قلب اتمی شدیدا لوث و دمِ دستی اند ارتباط گلزار که میان روح و جن و شیطان در تعلیق است با آدم های مهم جهان مثل صدام و چاوز و هیتلر و غیره برای چیست؟ ارتباط این آدم با این اشخاص چه ربطی به پیشبرد فیلم دارد اینکه یک نریشن در اول فیلم خودش را در کالبد آدم های فیلم احساس می کند پس چرا در پایان دیگر نریشن نمی گوید؟ لزوم اقلیت بودن آرینه برای فیلم چیست؟ بیماری ام اس نوبهار چه کارکردی دارد؟ مادر قلب اتمی نه بدلیل چند دقیقه سانسور بلکه به لحاظ محتوا اثری وصله خورده است به طوری که نویسنده و فیلمساز آن قدر مشغول تکه پرانی و نقد بی اصول اجتماعی بودند که احساس کردند اگر نوبهار ام اس داشته باشد یا آرینه مسیحی باشد شخصیت پردازی انجام دادند و از سوی دیگر فیلمساز جوانان کشور را آدم های افسرده و سست عنصر و بی دست و پا فرض کرده جوانانی که دائما در حال خوش گذرانی اند آرینه که مثلا دکتر است دهانش بوی شراب می دهد یا به خاطر چهارصد هزار تومان بدهی حاضر است هرکاری بکند این از نگاه فیلمساز یعنی نقد اجتماعی! 

مادر قلب اتمی یک فیلم روان پریش است که به هر دری می زند تا از بلاتکلیفی نجات پیدا کند اما احمدزاده به صورت کاملا عمدی از عناصری بهره گرفته که پایه و اساس فیلم بلاتکلیف به نظر برسد، اساسا مشخص نیست که قصد فیلمساز از سیاه نمایی چه بوده؟ احمدزاده نتوانسته که به شیوۀ مرسوم اعتراض اجتماعی اش را گسترش دهد پس تصمیم گرفته یک آدمی را از سیارۀ دیگری به فیلم بیاورد تا او زمینه سازی باشد برای نشانۀ اعتراض های اجتماعی و ایجاد فضای تخیلی بی ربط که مطلقا به سینمای سورئال ربطی ندارد، زیرا که سینمای سورئال تعریف دیگری دارد و نمی شود با خلق یک کاراکتر بی هویت یا با نوع دیالوگ گویی یا قاب بندی یا نورپردازی شلخته فضای سورئال خلق کرد.مادر قلب اتمی نه ضدجریان سینماست و نه سورئال است، تنها یک فیلم وصله خورده ست که با دیالوگ های کوتاه و مشنگ گونه اش نود دقیقه تماشاگر را وارد دنیای کسالت آور می کند دنیایی که آدم هایش غیرقابل باور و ساختگی اند، اینکه هدف احمدزاده به عنوان فیلمساز و مانی باغبانی به عنوان نویسنده از خلقِ چنین فضایی با چنین آدم هایی چه بوده مشخص نیست اما بعضی از نظریه پردازان و کارشناسان سینما به این دلیل که متوجۀ مختصاتِ فیلم نمی شوند و ذهنیت شان تحتِ تاثیرسینمای هالیوود ست فکر می کنند این فیلم یک اثرِ خاص به حساب می آید، مادر قلب اتمی اثرِ خاص و هیجان انگیزی نیست و فقط می خواهد زیرساخت های اجتماعی را با ارجاعات منسوخ شده زیر سوال ببرد. احمد زاده با به هم ریختن ساختار و مختصات سینمایی برای بوجود آوردن فضای خاص با آدم هایی که بعید به نظر می رسد نمایندۀ جوانان این مملکت باشند و شوخی های از مُد افتاده هم نتوانسته به فیلم شکلِ خاص بودن بدهد. چرا که قواعدِ خاص بودن فقط به پیچیدگی لحنِ فیلم مربوط نمی شود، اینکه یک فیلم شخصیت و قصه نداشته باشد و یک کاراکتر ماورایی داشته باشد صرفا فیلم خاص محسوب نمی شود. زمانی که یک فیلم قصه نداشته باشد پس کارگردانی آن هم ضعف دارد حالا بی افزایید که نود درصد فیلم در ماشین می گذرد احمدزاده آنقدر ذوق در گسترش نقد اجتماعی و به چالش کشیدن احوالات جامعه اش را داشته که فراموش کرده می تواند با محتوا، فیلمش را تا حدودی نجات بدهد، اما وقتی فیلمساز هدفی جز نشان دادن یک قصۀ غیرواقعی و خیالی که لایه های درونی آن تخریب اجتماعی ست ندارد، نمی شود توقعی از محتوا و فرم و بازیگران داشت، علیدوستی آهنگرانی صدقیان ضعیف ترین بازی هایشان را در این فیلم ارائه دادند و مسلما حضور محمدرضا گلزار در کنار بازیگران دیگر سوء استفاده یی بوده برای کشاندن تماشاگر به سینما، اگر این فیلم با بازیگرهای دیگری ساخته یا در گروه هنروتجربه اکران می شد مطمئنا با استقبال مواجه نمی شد، اساسا وقتی یک فیلم سه سال توقیف باشد و بازیگر تین ایجر پسندی مثل گلزار داشته باشد فیلم پرفروشی می شود؛ اما آیا این فیلم می تواند اثر رضایت بخشی باشد؟ پاسخ خیر است.


علی عطاپور
۴ ماه پیش
نقدی کاملا منصفانه و دقیق بود.....متاسفانه مادر قلب اتمی اثری خام و بی محتوا و بی هدف بود.
هادی خوشحال
۳ ماه پیش
دقیقا همینطوره. نمیدونم احمدزاده به چی فکر میکنه