ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید
0
سامان سامانی
۶ ماه پیش - ۵ دقیقه مطالعه
منبع.

انسانی بنام زن و روزی بنام او

چگونه فقط بدلیل داشتن عضلاتی قدرتمندتر ، برخی خود را برتر میدانند

امروز ۱۷ اسفند برابر ۸ مارس در تقویم بین المللی روز جهانی زن نامیده میشود 

این روز تا پیش از سال ۱۹۷۷ میلادی برابر با ۱۳۵۶ شمسی بعنوان روزی  سیاسی

در جهان شناخته میشد زیراکه نخستین بار در سال ۱۹۰۹ میلادی برابر با ۱۲۸۸ 

شمسی توسط جریانی فکری ،سیاسی (سوسیالیسم) مطرح گردید و مراسمی

 در آن زمان برگزار شد .و تا پیش از ۱۹۷۷ که سازمان ملل آنرا روز حقوق زنان

 نامید تنها در برخی کشورها برگزار میگردید .اما آیا این بشر نخست زن بود بعد 

انسان شد یا آنکه نخست انسان بود بعد زن شد ویا اینکه بشریست که با داشتن

برخی تفاوتهای فیزیولوژیک و البته نورالوژیک در کنار دیگر بشرها یا همان مرد 

که با او بیشتر در وزن و پشم متفاوت است و تراجنسی ها یا همان ترانسکچوآل ها

که در جسمی متفاوت با روانشان هستند و این ترکیب متناقض اهدایی طبیعت

 به آنان است، تعریف میشود. 

بیشک جواب آنرا تنها در یک جا میتوان جست و آن شکل گیری 

انسان از بدو پیدایش یا شاید فرگشت است و نوعی اندیشه و رفتار است برخواسته

 از مناسبتهای ساختاری پایه ای  از آغاز تا امروز . 

در روزگاری شاید به درازای کل تاریخ هزاران سالۀ نانوشته (نقل و گمان) و نوشته شده

(مکتوب و گمان) و البته آثار بجا  مانده دیگر ، از نظرگاه دیرینه شناسان و از دیدگاه 

آنتروپولوژیستی یا همان مردم شناسی تاریخ  چیزی جز سلطه زور و قدرت ، زور و قدرت

و باز زور و قدرت نبوده ، و در این میان آنکه از نظر فیزیولوژیکی یا اندام شناسی 

عضلات پیچیده تر و قدرت جسمانی بیشتر داشته در راستای تاریخ در کنار همنوع 

خود و آنکس که حتی با او در یک مکان میزیسته، حسی کاملا برتری جویانه داشته 

بویژه آنکه زن بخاطر باردار شدن و نوعی زمینگیر شدن بدلیل ۹ماه حاملگی و سپس

 بزرگ کردن فرزند ،تقریبآ از گردونه کارهای اجتماعی خارج بوده و عملآ به زیر سلطه 

همنوع خود یا همان مرد رفته . و در اینجاست که با پیدا شدن نگرش های گوناگون 

اجتماعی یا همان ایدئولوژی های مختلف و دست به دست هم دادن آن باور، با صاحبان

قدرت یا بقول فرنگی آن پاور استراگر ، این زن بوده که به کنج خانه ها رفته و تنها 

در طول تاریخ نوشته شده تنها در برخی موارد کورسویی زده و در چند برهۀ و پریود

 زمانی، تقریبآ در هرم قدرت ،جایی داشته که آن هم بسیار ناچیز بوده و حتی 

در دوران تاریخی معروف به مادر سالاری نیز این زن نبوده که در رٱس قرار داشته 

بلکه خانواده زن شامل برادر و پدر و دایی ها و مردان منتسب به زنان در بالای هرم

قرار داشته اند نه خود زن .

و در این تاریخ (افتخار آمیز !!) مگر قرار بوده چه بر سر این انسان بنام زن میرفته ؟  

تنها در این دویست ، سیصد سال گذشته که دوران نوزایی تفکر و اندیشه به حساب

میرود است که کم کم سرو کله عقل و خرد پیدا گشته که باز هم آن جایگاه حقیقی 

خود را نیافته و همچنان در زیر توجیهات ایدئولوژیک ،تقریبآ از هر نوعی چه جغرافیایی

چه فرا مکانی ،قرار دارد . 

با نگاهی مجدد به ارقام و تاریخ های ارائه شده در میابیم که از نظر این بشر پر مدعی

حتی از نقطه نظر ظاهری هم تنها در محدوده ۱۰۰ سالیست که این انسان (زن) دارای 

هویتی در سطح ، نام  گشته ، که البته تقریبا با نگاهی کلی به حتی تبار شناسی این انسان 

یا همان زن ،تنها زمانیکه بنام مادر خطاب میشود کمی حرمت میابد ،اما آنگاه که در جایگاه

همسر و حتی خواهر و فرزند قرار میگیرد در اکثر موارد  باز همان تکرار نگاه به نوعی اعصار قدیم

 را شامل میشود ،که این در موارد بسیار در باره همان مادره حرمت  قرار گرفته نیز پیاده میگردد. و تازه اینها زمانیست که فلانی مادر  یا جزوی از خاندان مردانند ، و اگر در این جایگاه

خانوادگی نباشند ،شامل همان نگاه و رفتارهایی قرار خواهند گرفت که در طول زمان بر کل

زنان رفته.

و در این میان چیزی که میتواند تداوم و استمرار در این نگاه غیر انسانی را باعث گردد همان

 نگاه  ابزاری و آلت تناسلی دیدن همدیگر است ،نه انسان دیدن یکدیگر .و ظاهرآ آنچه اکنون نیز متداول است ،نه فقط آلت تناسلی دیده شدن زنان توسط مردان ،بلکه بلعکس آن نیز هم هست ، بدلیل همان باورهای جا افتاده در نگرش برخی زنان بخصوص باورمند ،که در ذهن خود این 



موضوع را بخود قبولانده اند که مردان به انان تنها بدلیل زن بودنش نگاه میکنند نه مخاطب بودنشان،

و باز در این میان بیمارانی که نام کارشناس و دکتر و سخنران و تحلیلگر و غیره بر خود 

میگذارند ،با اراجیفی از قبیل تناژ صدا و تشعشعات ساطع از مو و بو و رنگ و رو و غیره که 

میتواند مردان را به ورطه گناه سوق دهد و آنان را (نابود) کند ، دقیقا با بکار بردن همین کلمات

حسی کاملا اروتیک و جنسی را با ادا اطوارهای کلامی رفتاری ، در گوشه ای از ذهن مخاطبانیکه 

او را نظاره گرند و چون با این پیش ذهنی که لابد این (استاد) از سر دانش و علم و نه باور به 

 تجربه شخصی ،چیزی میگوید ،چرا که برخی نظیر اینان چون خود با تار مویی بدلیل آنچه در 

گذشته او و تلمبار شدن نگاهی خاص جا افتاده ،اگر بتوانند ،قیصریه ای را به آتش میکشند به 

انسانها نگاه میکند که البته این نظریه های مضحک هیچ پشتوانه علمی هم ندارد  و بسیاری هم که شاهد این گفتارند ،تحت تاثر شرایط پیش آمده با حرکات مشمئز 

کننده امثال این نا استادان که آگاهانه یا ناآگاهانه چگونه باوری غیر علمی را به دیگران القا میکنند

و تنها انسان را در حد یک موجود تحت فرمان غریزه و همان آلت جنسی پایین میاورند ،بله میخندند

و برایش کف هم میزنند ،و او هم مست از توانستن در تحت تاثیر قرار دادن مستمع به کار خود ادامه 

میدهد . این تنها مشتی از خروار از نگاه به دیگرانیست که خود را صاحب نظر میدانند ، در اینجا 

بد نیست به کلامی از گرانمایه ای اشاره کنم که میگفت :من هم اکنون حتی در هزاره سوم میلادی 

نظاره گر افرادی هستم که هنوز در عصر حجر زندگی میکنند و تنها ظاهرشان امروزی است .

هر چند آوردن حرکات و اداهای نا آگاهان در خور این کلام نبود اما بدلیل متاسفانه جا افتادن 

شیوه نگاه غلط و غیر عقلانی ،  برخی  در این دوران نگاهی هم به اطراف خود کردیم .

و در انتها این نکنه قابل ذکر است که چون ،این مقال را در روز ۱۷ اسفند یا همان ۸ مارس نوشته شده 

تنها اشاراتی کلی به این گرامیداشت ،گردید . و در جایی دیگر به این ستم هزاران ساله در حد

 توان پرداخته خواهد شد . فراموش نکنیم انسان به آرزوهای خود نمیرسد ،اما به هدف های خود 

که با برنامه ریزی و پشتکار ، گام بر میدارد توفیق رسیدن به آنرا پیدا میکند. پس بیاییم بدور از 

تجلیلهای تو خالی  و شعارهای دهان پرکن ،که توجیح باورهای برخواسته از شیوه زیست در عصر 

خود بوده اند ، و با تفکر و نگاه اصولی ، زن و مرد را نه متمایز بلکه مختلف از هم ،بسان دو زن مختلف ویا دو مرد مختلف ببینیم .و ایکاش این نوشته بتواند تلنگری هر چند ناچیز باشد که دیگران را نه انسانی ، بلکه جنسیتی و زن و مرد میبینند . هرچند این نگاه آرمانی به نظر میاید : ایا شاهد روزی خواهیم بود که بجای روز مادر و پدر یا روز زن و روز مرد ، هر روز ، روز ارزش نهادن به انسانها و 

انسانیت باشد . نه مرد نه زن ، اما تا آن روز همه روزهایی که بنام انسانهاست که یکی از آن روزها روز زن است گرامیش میداریم.


سامان سامانی